اگه بخوای از حالم بدونی، اینطوریم ک یهو ب ی جا خیره میشم، عمیق خیره میشم و فقط فکر میکنم!
انقدر فکر میکنم که اگه چند ساعت کسی صدام نکنه، متوجه نمیشم و چشمام مسیرش رو عوض نمیکنه!
دچار ی بلاتکلیفی روحیم ک ممکنه خیلی چیزها ناراحتم کنه، اما عمیقا چیزی خوشحالم نمیکنه!
ته همه ی این فکرا، فقط ب این فکر میکنم ک باید امیدوار باشم ..!
هيچی فراموش نمیشه. هيچی از بين نمیره . زمان آروم ، آروم گرد و غباری روی خاطرات مینشونه . روش رو میپوشونه . فکر میکنی يادت رفته. اما صبح که از خواب پا میشی حالت بده . نمیدونی چته . نمیدونی دردت از کجا آب میخوره . اما کافيه که نسيمی يا خاطرهای خاکش رو برداره، بعد همه چی تازه میشه . همه چی میاد بيرون ، عين روز اول ..