اینطوریه که انگار یه چاقو تو قلبت باشه و خون همه جا رو برداشته باشه و همچنان ازت بپرسن چی شده؟
یه وقتایی ، بارِ بعدی وجود نداره ،
شانسِ دومی نیست ، وقت اضافه و استراحتی نیست
گاهی وقتا، یا الان هست و یا هرگز ..
در نهایت متوجه خواهید شد که چیزِ زیادی نمیخواستید ، بلکه از شخصِ اشتباهی میخواستید ..
بنظرم بهترین تعریفی که از بالغ شدن خوندم این بود میگفت « کسایی به لحاظ عقلی بالغ شدن که وقتی ازت دلخورن به جای اینکه رفتارشون رو باهات عوض کنن و قهر کنن، قشنگ میان دلیل دلخوریشونو میگن، در موردش حرف میزنن و موضوع رو حل میکنن چون میدونن ارزش یه رابطه بالاتر از غرور و دلخوری های سطحیه🙂°»
آندیا!
خیلی احمقی اگه فکر میکنی میزارم جاتو پُر کنن . .
- علی یاسینی تو کنسرتاش میگه :
پس من میخونم ، جاهایی ك میگه ‹ نامرد ›
رو شما بگید !
فک کن با اون همه زخمی ك خورده هنوز
نمیتونه بهش بگه ‹ نامرد ›.
آندیا!
یه دیالوگ قشنگی تو سریال لوسیفر بود که میگفت : باخت و ناراحتیی که باعث بشه آدمارو بشناسی خودش یه بر
یه دیالوگی توی فیلم «ازکرخهتاراین» بود که میگفت :
« چیکار کنم خوب شی!؟ بگی برقص میرقصم ، بگی بخون میخونم، بگی بمیر میمیرم . . . »
اونی که حتی وقتی با بقیه در موردش حرف میزنی ، میگی
" قربونِش برم من "
- همون بشه همدمت تا چروکی ِ دستات
بدترین نوعِ درد دردیه که باعث میشه آدما
عوض شن. بعدها با گذرِ زمان اون زخما به
مراتب خوب میشن ولی آثارِ اون درد تا ابد
همراهِ آدم میمونه :)