آندیا!
یک بیت و هزار حرف :
از جهان مانده فقط جان که مرا ترک کند؛
من چنانم که محال است کسی درک کند..!
هدایت شده از 𝖢𝗁𝖺𝗅𝗅𝗇𝗀𝖾 ʾʾ
- مقصدِ نامه : - @andeya -
- پستشده از طرفِ : - ریــوآن ؟ -
[ پرسیدند میتواني او را دوست داشته باشي؟
با آنهمه زخمِ عمیقي که جایگزین بوسههایت بر تنت شد؟
با آنهمه اشكهایي که ریخته شد و تواني که زِ جانت رفت؟
با آنهمه حقارتي که از چشمهایش به جانت منعکس میشد و آنهمه تندخویي که در کلماتش بود؟
با آنهمه عجلهاي که در رفتنش بود؟
گفتم آري، براي رفتنش عجله کرد و عطرِ تنش را در آغوشم جاي گذاشت.
من هنوز هم، با او زندهام.
من هنوز هم او را، بهسانِ کودکيهایم میپرستم.
او، هنوز هم جانِ تنِ خستۀ من است. ]