هرشب در محاکمه خودم شرکت میکنم. هم قاضی و هم متهم خودم هستم و دائما این سوال ازم پرسیده میشه که «آیا از دیروزت بهتر بودی؟» و اگه جواب خیر باشه تا صبح عذاب میکشم و وکیلم دائم تکرار میکنه که «میدونی اگه چند سال جواب این سوال بله باشه چقدر پیشرفت میکنی؟» و من باز ادامه میدم!
ترجیح میدم همیشه آدم بَده ی داستان باشم
اما همون چیزی روی زبونم باشه که تو دلمم هست، آدم بَدهی دل و زبون یکی بودن، خیلی باارزش تر از آدم خوبه ی دورو بودنه.
هیچکس تو هیچ بازه زمانی نمیتونه احساسات کسیو بفهمه ؛
احساسات چیزی نیست که فهمیده شه ، احساسات اسمش روشه ،
مشخصه باید حس شه . . ؛
نه اینکه من بگم توعم وانمود کنی فهمیدی !(:
دیدی وقتی زیادی گرسنه میمونی میل به غذا رو از دست میدی !؟
یعنی در عین حال كه گرسنهای غذا نمیخوای ،
گاهی وقتا آدما اینجورین ، انقد میخوان و نمیشه كه دیگه نمیخوان :)!
ته دنیا باشم ، تک و تنها باشم ، خودمُ دارم که ؛
رو به روم سد باشه ، همه چی بد باشه ، خودمُ دارم که :)!