آندیا!
گفت : تو عقب کشیدی یا جنگ تموم شد ؟
گفتم " بهجز من کسی نمیجنگید که ، من که عقب کشیدم ، جنگ هم تموم شد :))
ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم
امید ز هر کس که بریدیم ، بریدیم
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
از گوشهٔ بامی که پریدیم ، پریدیم .
- وحشی بافقی .
راستش حس می کنم
از یه جایی به بعد دیگه حوصله گرفتن وایبِ منفی از آدمای دورتو نداری؛
دیگه به این فکر نمیکنی رفیقمه کلی خاطره داریم، یا حتی بهش احتیاج دارم فلان جا.
دیگه به این فکر نمیکنی که ممکنه آدمای خیلی کمی از تو خوششون بیاد، و در نهایت قضاوتت کنن.
میدونی انگار ظرفیتِ ملاحظه کردنت پُرشده؛)
بدون توضیح کنار میزاری و عموما میشی آدم بده ماجرا.
آندیا!
- برای بار هزارم مرور میکنم :
وقتی میگويند نيست ، کاغذ را گفته باشند يا برق را فرقی ندارد ، من ياد تو میافتم .