مشکل از مغز منه که واقعیتاو تحریف میکنه و باعث میشه بدیاتون کمتر یادم بیاد و دلم برای خوبیاتون تنگ شه، وگرنه که شما خیلی بد تر از این حرفا بودید.
آندیا!
آقای مشیری میگه : "با سنگدلان یار مشو ، میشکنندت"
گوش نداديم آقای مشيری گوش نداديم ؛))
روانشناسی میگه :
اگه وقتایی که اوضاع رو به راه نیست، میری
توی تنهاییای خودت و از بقیه فاصله میگیری،
یعنی احتمالا توی بچگیات مجبور بودی بیشتر
مشکلاتت رو خودت تنهایی حلشون کنی و
هنوزم فکر میکنی که تنها راه حل همینه :))!
آندیا!
یه پاراگراف توی رمان ‹ مرگ خوش › خوندم که منو توی فکر برد ؛ نوشته بود :
‹ بیماریش آنقدر طولانی شد که اطرافیانش به مریضیش عادت کردند و از یاد بردند که اون دارد عذاب میکشد و روزی میمیرد . . ! ›
آندیا!
‹ بیماریش آنقدر طولانی شد که اطرافیانش به مریضیش عادت کردند و از یاد بردند که اون دارد عذاب میکشد و
± حقیقت اینه گاهی هرچیزی که مربوط به ماست برای اطرافیانمون تبدیل به عادت میشه ؛ درد و رنجهامون ، بیماریهامون ، حتی عشق و محبتمون نسبت به آدمها ، براشون تبدیل به عادت میشه و دیگه به چشم نمیاد .
آندیا!
± حقیقت اینه گاهی هرچیزی که مربوط به ماست برای اطرافیانمون تبدیل به عادت میشه ؛ درد و رنجهامون ، بی
حضور دائمی ما ، عشقِ بیقید و شرط ما باعث میشه حتی دیده نشیم!(: