سوفی در مستترین حالت ممکنش حرف جالبی زد :
که یک شبهایی باید زیاده روی کرد؛
در مستی ، در غم ، در دوست داشتن و در هر آنچه که همیشه محتاط بودهای.
سرشو گذاشت رو شونه هام بلند زد زیرِ گریه و تو همون حالت مستی گفت :
کاش زندگی تو همون روزایِ بچگیمون ك میومدی جلوی خونمون و تا ساعت ⁷ صبح نمیشد مامانم اجازه نمیداد بریم مدرسه تموم میشد .
کاش زندگی تو همون پفک نمکی هایِ دونهای ²⁵ تومن و کلوچه های کام و بستنی های دوقلوی کیم و رژلب های بند انگشتیِ مکّهای دنیا میایستاد و دیگه یك ثانیه جلو نمیرفت . .
مستی برایِ اینه ك فراموش میکنم الان داره چه به حال و روزم میاد ،
خستم ، خوابم میاد فردا بیدار بیدارم نکن علاقهای به دیدنِ هیچ فردایِ دیگهای ندارم ؛ )!
± فرگل مشتاقی
امّا عزیز من ؛ در آخر کسی رهایت میکند ك به او هزاران بار گفته بودی از رها شدن ها خستهای :)!
واقعیت اینه که شما انسانی با روان سالم پیدا نمیکنید ، پس بگردین یکیو پیدا کنین که حداقل نوع اختلال روانیش واستون قابل تحمل باشه ، بچسبید به همون !
آندیا!
- از لحاظ روحی نیاز دارم . . ك یه بغل امن و طولانی در خلوتترین جایِ ممکن داشته باشم :)!﮼
از لحاظ روحی نیاز دارم نتونی بی من دووم بیاری :)!