در ضمیمهی این عکس؛ از سعدیِ عزیزم:
بیم است چو شرحِ غمِ عشقِ تو نویسم
کآتش به قلم در فِتَد از سوزِ درونم
آنان که شمردند مرا عاقل و هشیار
کو تا بنویسند گواهی به جنونم
ضمنا؛ موسیقی زیر هم برای شماست.
از خاکستری؛ به شما: @andeya
من قبلاً از این آدما بودم که اگه یکی حالش بد بود تا ۴ صبح بیدار میموندم باهاش حرف میزدم تا احساس تنهایی نکنه ، به خودم که اومدم دیدم هر بار که حالم بده، بقیه کجان ؟؟، اینطوری شد که الان بهم میگن آدم بیتفاوت .