خودم را تا حد بیعاطفگی محض از همه کنار کشیدهام. همه را با خود دشمن کرده و با هیچکس حرف نمیزنم.
- کافکا
هر شب حدودا تا حوالی ساعت ۳ منتظر میمونم تا شاید شاید شاید امداد غیبی رخ بده و شاید فلان آدمی که نمیدونم کی هست و کجاست، بخواد بهم پیام بده و اینجوری، شاید به طرز معجزه آسایی دیگه احساس تنهایی نکنم و این حس از من دور بشه اما هر شب، بدون استثنا هیچ اتفاقی نمیفته وُ دست آخر مجبور میشم دست به دامن خواب بشم!
درس امروز اینه که شما خیلی راحتتر از چیزی که فکرش رو بکنید میتونید تبدیل بشید به اون آدمی که همیشه در حال نقد کردنش بودید.
اجازه ندید آدما با گفتن "چرا شلوغش میکنی؟" شما رو بخاطر اینکه میخواید خط قرمزاتون رعایت شه، خجالتزده کنن.