در آغوشم بگیر و نجاتم بده ، قاتلی به دنبال من است که گاه به گاه در آیینهها میبینمش.
نیازی نیست حالم را بپرسی خوب معلوم است ؛ دلی ویران ، سری حیران ، غمی پنهان و تنی بی جان
هر آدمی که تو زندگیت میبینی درونش ی مشکل یا ی غمی داره ، پس همینجوری قضاوتش نکن و باهاش مهربون باش.
تا وقتی که من این جهانِ غریب را ترک بگویم ،
جهانی که دارد خستهام میکند ،
تنها امیدم این است که روزی تو بفهمی چقدر
دوستت داشته ام.
آلبر کامو