حقیقت این است که درون ما چیزی که بتواند آزارمان دهد وجود ندارد .تنها ترس از تجربه کردن احساساتمان میتواند ما را در تله نگاه دارد!
عمیقا این حرفِ امیر محمد عبدالهی رو میفهمم که میگه :
"آدمی چه عجیب و بیچاره است ! افرادی دوستت داشتند ، دارند و خواهند داشت . .
اما تو از اینکه یک نفر دوستت نداشت ، رنج میکشی . . "
خبری از آن موهای مشکی زیبا نبود. دیگر برقی در چشمهایش دیده نمیشد و سرخی گونههایش محو شده بود. لبهایش صاف و رو به پایین بود، انگار حتی نمیتوانست وزن لبهایش را تحمل کند.
حاضرم همه چیزمو بدم ولی سناریوهای توی ذهنم واقعیشن ، فقط یبار تجربهشون کنم و همونجا بمیرم.