کنار گذاشتن آدما ساده نیست ؛ اما وقتی به رفتارشون بیشتر توجه میکنی میفهمی که تو فقط برای اونا مثل یک ابزار عمل میکنی و هروقت که بهت نیاز داشته باشن ازت استفاده میکنن و اگه فایده ای براشون نداشته باشی حذف میشی ، پس کنار بزار قبل از اینکه حذف بشی.
شاید بزرگسالی پذیرش «نرسیدن» باشه؛ پذیرش این واقعیت که ما هیچ وقت قرار نیست به بعضی چیزها، افراد، مکانها و موفقیتها برسیم.
ما در این عقرب سَرا، هرلحظه از سرتا به پا ؛
نیشِ یاران ، نیشِ ماران ، نیشِ جانان خوردهایم . .
یه کتاب اروین یالوم رو گرفتم و صفحه اولش به زیبایی تمام نوشته بود :
سوگواری بهایی است که بابت شجاعت و دوست داشتن دیگران میپردازیم . .
گاهی دلمون برای چیزهایی که جا گذاشتهایم تنگ میشه. نه که جایی جا گذاشته باشیم و رفته باشیم، نه. بلکه چیزهایی که توی خودمون، ته وجودمون، جا گذاشتهایم و دیگه دست خودمون هم بهشون نمیرسه.
یکی از بهترین حسای دنیا اینه که یه نفر خیلی واضح بهت نشون بده که چقدر براش مهم هستی
یهو یجوری همه چی میپیچه بهم که دقیق نمیدونم باید برای کدوم ناراحت باشم و استرس کدومو بکشم و بشینم به کدومش فکر کنم .