تنها کسی که میتونه برا نجات شما بیاد ، اون نسخه از شماست که از تکرار همون موقعیت خسته شده.
توی صبحی به این زیبایی که افتاب داره از سمت ساعت دوازده نگام میکنه و ماه تو ساعت شیش من قرار داره
موندم من تو ساعتِ چندِ توعم که منو نمیبینی؟
بی پناهی وحشتناک ترین موقعیت زندگیه انگار تو اقیانوس ول شدی و شنا هم بلد نیستی اما از غرق شدن نمیمیری هیچ انسان و خدایی حواسش بهت نیست فقط خودتی و این آب عمیق و تاریک وحشت زده فقط دست و پا و فریاد بی صدا میزنی و در آرزوی اینکه به دستی بیاد و نجاتت بده سکرات مرگ میگذرونی