مهمﻧﯿﺴﺖزﻧﺪﮔﯽامﭼﮕﻮﻧﻪمیگذرد،
ﻋﺎﺷﻖآنخاطراتیهستمﮐﻪ
تصادفیذهنمﻋﺒﻮرمیکنند
وباعثلبخندممیشوند!
او مرا در آغوش کشید، بوسید، بویید، کشت، دفن کرد. من تو را در آغوش کشیدم، بوسیدم، بوییدم، کشتم، دفن کردم. ما عشق ورزیدیم و نفرت پرداختیم. ما همان بودیم که بودیم.