اندیشه تمدنی
#سلسله_یادداشت 🔰بررسی ابعاد نهضت امام حسین(ع) از منظر اندیشمندان انقلاب اسلامی-#بخش_چهارم ▫️ت
#سلسله_یادداشت
🔰بررسی ابعاد نهضت امام حسین(ع) از منظر اندیشمندان انقلاب اسلامی-#بخش_پنجم
▫️آسـیبها و تحـریفات در نهضت حسینی(ع)
🖊 عباسعلی مشکانی سبزواری
📌 روزنامه کیهان، 17 مرداد 1402
🔗 لینک دسترسی به مطلب: https://kayhan.ir/files/fa/publication/pages/1402/5/14/2765_33116.pdf
#نهضت_حسینی
اندیشه تمدنی
#سلسله_یادداشت 🔰بررسی ابعاد نهضت امام حسین(ع) از منظر اندیشمندان انقلاب اسلامی-#بخش_پنجم ▫️آس
#سلسله_یادداشت
🔰بررسی ابعاد نهضت امام حسین(ع) از منظر اندیشمندان انقلاب اسلامی-#بخش_ششم-پایانی
▫️آثار و برکات عزاداری حسینی
🖊 عباسعلی مشکانی سبزواری
📌 روزنامه کیهان، 19 مرداد 1402
🔗 لینک دسترسی به مطلب: https://kayhan.ir/files/fa/publication/pages/1402/5/18/2769_33164.pdf
#نهضت_حسینی
enc_16874617695034740303597.mp3
3.58M
😭
من چرا باید اینجا باشم، زمانی که حرم بازه...
«فقه معاصر» یا «فقه در دوران معاصر»
عباسعلی مشکانی سبزواری
1. فقه نرم افزار پاسخگویی به نیازهای جامعه انسانی/اسلامی در ساحات و سطوح مختلف حیات آدمی از گهواره تا گور است؛ و بر همین اساس نیز، با تغییرات زمانی- مکانی و عصری- مصری، و به تبع آن تغییرات رخ داده در مسائل، معضلات و مشکلات حیات آدمی، و طرح شدن سؤالات، پرسشها و نیازهای نو به نو، مختلف و گونهگون، شاهد تغییر و تحولاتی در قلمرو، و حتی گاهاً نوع و روش پاسخگویی فقه بوده و هستیم.
چنانکه در جوامع و دورههایی که اقبال مردم و حکومتها به فقه و فقها بیشتر بوده، شاهد سیر صعودی فقه در عرصه پاسخگویی و حضور در حوزه ها و ساحات مختلف جامعه هستیم، و در دورههایی که این اقبال به فقه و فقها، فروکش کرده، شاهد فقهی لاغر و نحیف و محدود به قلمروهایی خاص هستیم.
بر این اساس فراز و فرود و صعود و نزول فقه در ادوار مختلف، امری طبیعی و ناشی از خاصیت فقه و نسبت وثیق آن با عرصه عینیت حیات و جامعه انسانی/اسلامی است.
2. در کنار این مهم، اتخاذ رویکردهای مختلف در عرصه فقاهت و گاهاً اختلافات روشی فقهای مختلف، تعدد و تکثر مناهج و مکاتب فقهی را در پی داشته است. به عنوان مثال، فقیهی با رویکرد اخباری و فقیهی دیگر با رویکرد اصولی، و در در رویکرد اصولی، فقیهی با منهج «فردی» و فقیهی دیگر با منهج «حکومتی» به تفقه پرداخته است.
از سوی دیگر، اندیشمندان فقه و فقهپژوهان با توجه به رخدادهای فوق الذکر پیرامون فراز و فرود فقه، عناوین و اصطلاحات مختلفی را برای روش ها و دورههای فقهی برگزیده اند.
در برخی از تقسیمات با اشاره به اختلافات روشی و مبنایی، در یک تقسیم کلان، فقه و فقها را به دسته اخباری و اصولی تقسیم کرده اند. ذیل هر کدام از این دو دسته نیز تقسیمات جزئی تری ارائه شده است.
3. در تقسیمات و دسته بندی های دیگری، مبتنی بر مولفه های مختلف، شاهد تقسیماتی از قبیل فقه فردی، فقه پویا، فقه گویا، فقه حکومتی، فقه اجتماعی، فقه سرپرستی، فقه نظام، فقه نظامات اجتماعی، فقه ولائی، فقه پیشرفت، فقه نظام ولایی و ... هستیم. اخیرا نیز عنوان جدیدی مطرح شده که از آن با تعبیر «فقه معاصر» یاد میشود.
4. پرسش اصلی پیرامون اصطلاح نوپدید «فقه معاصر» این است که: مقصود از فقه معاصر چیست؟ آیا فقه معاصر میتواند به عنوان رویکردی جدید در فقه، در کنار دیگر رویکردهای پیشگفته تلقی شود؟ یعنی مثلا همانطور که گفته میشود «رویکرد حکومتی در فقه» که مقصود از آن فقاهت از پایگاه حکومت بوده، و در مقابل «رویکرد فردی به فقه» مطرح است، آیا ما در ظل و ذیل تعبیر فقه معاصر، با رویکردی جدید در فقه مواجه هستیم که مقابل آن، مثلا تعبیر «فقه متقدم» و نظائر آن قرار دارد؟ یا اینکه مقصود از این تعبیر، «فقه در دوران معاصر» است؟ یعنی فقهی که در دوران معاصر به آن نیازمندیم!
5. به نظر میرسد اگر طراحان و مبدعان مرکب واژه «فقه معاصر» معنای اول را در نظر داشته اند، باید بتوانند به طور مشخص مرز، فارق و تمایز رویکرد پیشنهادیشان در مقابل چندین رویکرد دیگر را بیان کرده، مختصات، ویژگیها، ارکان و عناصر، روش شناسی و... آن را تبیین کنند. سوگمندانه اما، آنچه از ادبیات تولید شده پیرامون این واژه تاکنون در دسترس قرار دارد، حاکی از فقدان چنین ادبیاتی است! حتی بر فرض بیان نیز، بعید است حامیان و حاکیان بتوانند آنقدر وجه تمایز و فارق بیان کنند که منجر به شکل گیری رویکردی جدید در فقه شود. نتیجه اینکه طرح چنین ترکیب و مرکب واژهای، صرفاً اضافه کردن اصطلاحی جدید در خیل انبوه اصطلاحات مجعوله در زمینه «فقه مطلوب» به شمار رفته و حاصلی جز، افزودن تشتت و تکثر بی حاصل، در این حوزه، به دنبال نداشته باشد.
6. اما اگر حامیان و مبدعان اصطلاح و گفتمان فقه معاصر، به جای افزودن اصطلاحی جدید بر اصطلاحات و عناوین پیشین، به دنبال یافتن فقه مطلوب برای دوران معاصر بوده و تلاش میکنند خوانشی/رویکردی از فقه که پاسخگوی مسائل و نیازهای عصر حاضر است را طرح و بحث کنند، طبیعی و بدیهی است چنین فقهی را باید با مختصات و ویژگی های عصری و مصری تعریف و تحدید کنند و متصف کردن چنین فقهی به «فقه معاصر»، آورده و حاصلی جز دامن زدن به تعابیر متکثر و مشتت در این زمینه ندارد. فقهی که امروز و در پرتو تشکیل و تاسیس نظام سیاسی اسلامی/شیعی با محوریت فقه و کارگزاری فقیه عادل، بدان نیازمند هستیم، چنانکه امامین فقیه انقلاب و دیگر فقها و بزرگان فقه پژوه، بر آن تصریح و تاکید کرده اند «فقه حکومتی» است. به تعبیر دیگر، بهترین و کارآمدترین «فقه در دوران معاصر» گفتمانی است که با عنوان «فقه حکومتی» از آن یاد می شود. گفتمانی که با لحاظ عنصر بنیادین حکومت و از پایگاه آن، فقه و احکام را به مثابه نرم افزار اداره و مدیریت جامعه و حکومت و نیز در راستای نظام سازی و جامعه سازی مدنظر قرار داده و به دنبال استنباط و اجرای احکام الهی در عرصه عینیت است.
بنابر آنچه گذشت، به نظر می رسد تعبیر «فقه معاصر» تعبیری است که در موضع و جایگاه درستی به کار نرفته و آنچه شایسته است «فقه در دوران معاصر» است و رویکرد صحیح بر فقه در دوران معاصر، «رویکرد حکومتی به فقه/فقه حکومتی» است.
9.39M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هیچکس اندازه حضرت آقا دلتنگ کربلا نیست 😔
یک پیشنهاد
دوستان اهل فن و زائرین حاضر در کربلا کمپین زیارت به نیابت از امام امت راه بیندازید.
#آقام❤️
7.16M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
18 سال در مسیر اربعین نه آب نوشید و نه غذا خورد... 😢
هدایت شده از اجتهاد
💢«فقه معاصر» یا «فقه در دوران معاصر»!
✍️حجتالاسلام عباسعلی مشکانی سبزواری
✂️ اندیشمندان فقه و فقهپژوهان با توجه به رخدادهای فوق الذکر پیرامون فراز و فرود فقه، عناوین و اصطلاحات مختلفی را برای روشها و دورههای فقهی برگزیدهاند... در تقسیمات و دسته بندیهایی مبتنی بر مولفههای مختلف، شاهد تقسیماتی از قبیل فقه فردی، فقه پویا، فقه گویا، فقه حکومتی، فقه اجتماعی، فقه سرپرستی، فقه نظام، فقه نظامات اجتماعی، فقه ولائی، فقه پیشرفت، فقه نظام ولایی و ... هستیم. اخیرا نیز عنوان جدیدی مطرح شده که از آن با تعبیر «فقه معاصر» یاد میشود.
✂️پرسش اصلی پیرامون اصطلاح نوپدید «فقه معاصر» این است که: مقصود از فقه معاصر چیست؟ آیا فقه معاصر میتواند به عنوان رویکردی جدید در فقه، در کنار دیگر رویکردهای پیشگفته تلقی شود؟ یعنی مثلا همانطور که گفته میشود «رویکرد حکومتی در فقه» که مقصود از آن فقاهت از پایگاه حکومت بوده، و در مقابل «رویکرد فردی به فقه» مطرح است، آیا ما در ظل و ذیل تعبیر فقه معاصر، با رویکردی جدید در فقه مواجه هستیم که مقابل آن، مثلا تعبیر «فقه متقدم» و نظائر آن قرار دارد؟ یا اینکه مقصود از این تعبیر، «فقه در دوران معاصر» است؟ یعنی فقهی که در دوران معاصر به آن نیازمندیم!
به نظر میرسد اگر طراحان و مبدعان مرکب واژه «فقه معاصر» معنای اول را در نظر داشتهاند، باید ...
📝 متن کامل یادداشت را در «اجتهاد» مطالعه نمایید: http://ijtihadnet.ir/?p=72869
🆔 https://eitaa.com/ijtihad
دلم مهدی باکری را می خواهد!
روحم نیازمند مسیح کردستان است!
با تمام وجود به چمران و آوینی احساس نیاز می کنم...
ای محبوب های من! دست مرا بگیرید تا نابود نشده ام...😔