eitaa logo
اندوه
54 دنبال‌کننده
3 عکس
4 ویدیو
1 فایل
شعر‌ها و یادداشت‌های ادبی علی کاملی (کرمانشاهی)
مشاهده در ایتا
دانلود
فیضِ محض است رحمت زینب چشم ما و عنایت زینب مشرقِ عالَم است صبحِ دمشق صحن نور است ساحتِ زینب بس که آئینه‌ی صفات خداست صبر آمد به صورت زینب از ازل حاکم است تا به ابد پای‌برجاست دولت زینب دفترِ زُهد اگر خلاصه شود می‌شود یک عبادتِ زینب هر زمان صحبت از شجاعت شد گفته‌ایم از شهامت زینب دخترِ شیر باطناً شیر است به علی رفته قدرت زینب نبض اسلام دست این بانوست زنده شد دین به برکت زینب جَرَیان‌سازِ مکتبِ سرخ است رنگ عشق است نهضت زینب عِلم پرسید: کوه عرفان کیست؟! عشق فرمود: حضرت زینب او چه دیده است غیر زیبایی... عقل ماند از بصیرت زینب پرچم کُفر را به زیر کشید تا فلک رفت رایَت زینب اُسکُتوا گفت... لال شد دنیا تو ببین چیست هیبت زینب! فتنه را ذبح کرد با کلمات ماتم از طرز صحبت زینب سلسله هم دخیل دامن اوست فرق دارد اسارت زینب دور ناقه فرشته‌ها جمع‌اند... عرش آمد عیادت زینب عرقِ شرمِ چوبِ مَحمِل ریخت سُرخ شد از خجالت زینب سرِ بر نیزه، سایه‌ای انداخت... آه! از استراحت زینب خواهشش روسریِ سالم بود سوخت در شعله حاجت زینب گذرِ کوفه پُر شد از اوباش سخت طِی شد مسافت زینب سِرِّ مَستور رفت در بازار شُد لگدمال حُرمت زینب حرمله با رباب هم‌‌قدم است... آب شد کوهِ غیرت زینب! "دَخَلَتْ زینَبُ عَلَی بْنِ زیاد" کُشت ما را مصیبت زینب @andovh
بِسملی بال‌وپَر خویش به خون می‌آلود بین گــودال وضــوی تو به یادم آمد... @andovh
🦋 مرا ز تربت پاک تو آفرید آنجا خدا که صبح نخستین به من دمید آنجا عجب! که در قفسِ سینه حبس بود دلم ولی به شوق تو هر لحظه میتپید آنجا از ابر های مسافر هماره میپرسم: که بغض های نهان را نمیبرید آنجا؟ منی که شمع فراقم، نشد شبی باشم به جای قطرهٔ اشکی که میچکید آنجا اگرچه پای رسیدن نداشتم به حرم ولی دهان به دهان شعر من رسید آنجا... 🦋 @kooparvaneh
یا حسین بن علی خون گرمِ تو هنوز از زمین می‌جوشد هر کجا باغ گل سرخی هست آب از این چشمه‌ی خون می‌نوشد کربلایی‌‌ست دلم سرِ حق بر نیزه‌ست خیل آزادگی آواره‌ی صحرای ستم از سیه‌کاری شمران و یزیدان فریاد یا حسین بن علی همتت همره حق جویان باد... هوشنگ ابتهاج (سایه‌) (۱۳۰۶-۱۴۰۱ ش) @andovh
گنجی را سکّه سکّه برگرداندند اکبر را تکّه تکّه برگرداندند از میدان، سوی خیمه‌های تشنه دریا را چکّه چکّه برگرداندند @andovh
شب تاریک کنار تو به سر می‌آید نام زهرا به تو بانو چقدر می‌آید آبرو یافته هر کس به تو نزدیک شده است خار هم پیش شما گل به نظر می‌آید و نبوت به دو تا معجزه آوردن نیست از کنیزان تو هم معجزه برمی‌آید به کسی دم نزد اما پدرت می‌دانست وحی از گوشهٔ چشمان تو درمی‌آید پای یک خط تعالیم تو بانو، والله عمر صد مرجع تقلید به سر می‌آید مانده‌ام تو اگر از عرش بیایی پایین چه بلایی به سر اهل هنر می‌آید مانده‌ام لحظهٔ پیچیدن عطر تو به شهر ملک الموت پی چند نفر می‌آید @andovh
▪️غزلی نذر سر بریدهٔ سالار شهیدان (رأس الحسین علیه‌السلام) بگو چه ولوله بر پاست در عبور سرت؟ چه رقص‌ها که نکردند در حضور سرت... چه آمده به سر تو؟ امام این مردم! شکسته سنگ یهودی چرا غرور سرت؟ به روی منبر نی رفته‌ای، خطیب خدا! چه آتشی زده در شام و کوفه، شور سرت! چرا چنین شده کوتاه، رشتهٔ عمرم؟ نبوده سرد در آن شب، مگر تنور سرت؟ به دیر راهب و روی درخت و در خورجین چقدر آیه نشان داده است نور سرت... عزیز خواهر! دیدم سرت به بزم شراب... ببین چه ولوله بر پاست در حضور سرت... @andovh
بی‌تو، بی‌فایده و بی‌هیجان است جهان مثل یک پنجره که منظره‌اش دیوار است... @andovh
کو شب قدر ؟که قرآن به سر از تنگ دلی هی بگویم بعلیًّ بعلیًّ بعلی مطلعُ الفجر شب قدر، سلام تو خوش است اُدخلوها بسلامِِ ابدیِِ ازلی اوّلین پرسش میثاق ازل را تو بپرس تا اَلَستانه و مستانه بگوییم بلی همه قَدقامتیان را به تماشا بنشان تا موذّن بدهد مژده ی خیر العملی ای خوشا امشب و بیداری و الغوث الغوث خوش ‌‌‌تَرش خواب تو را دیدن و ‌بیداردلی ای دریغا که شب قدر، علی را کُشتند قَدر نشناس ترین امّت لات و هُبلی... کسی آن سوی حسینیّه نشسته ست هنوز همه رفتند، شب قدر تمام است ولی، باز قرآن به سرش دارد و هی می گوید: به حسین بن علیِِ به حسین بن علی @andovh
▪️مروری کوتاه بر شعر رضوی، از آغاز تا امروز در این مجال، فرصت بررسی همهٔ اشعاری که در رثای حضرت علی بن موسی‌الرّضا علیه‌السّلام سروده شده‌اند نیست، اما به صورت کوتاه، به تاریخچهٔ شعر رضوی می‌پردازیم. شواهد موجود، قدیمی‌ترین شعر رضوی را از سنایی غزنوی (۴۷۳-۵۴۵ ق) نشان می‌دهند که البتّه این شعر، قصیده‌ای کامل است در ۳۸ بیت با مطلع: دین را حرمی است در خراسان دشوار تو را به محشر آسان جز این قصیده که در نوع خود بی‌بدیل است، سنایی بار دیگر در میانهٔ قصیده‌ای دیگر، از برخی ائمّهٔ شیعه یاد می‌کند و در آن اَثنا می‌گوید: سراسر جملهْ عالم پُر امام است امامی چون علی موسی‌الرّضا کو؟ پس از سنایی، در قصاید خاقانی (۵۲۰-۵۹۵ ق)، آن‌جا که صحبت از خراسان است، دو موضع از علی بن موسی (ع) سخن رفته است: بر سر روضهٔ معصومِ رضا شبه‌رضوان شوم، ان‌شاءاللّه و روضهٔ پاک رضا دیدن اگر طغیان است شاید ار بر رهِ طغیان شدنم نگذارند! پس از این دو شاعر، شاعرانی هم‌چون ابن‌یمین فریومدی (۶۶۶-۷۴۶ ق)، خواجوی کرمانی (۶۸۹-۷۵۲ ق)، ناصر بخارایی (۷۱۵-۷۹۰ ق)، حسن کاشی (سدّهٔ هشتم) و عبدالرّحمن جامی (۸۱۷-۸۹۷ ق) نیز در منقبت علی بن موسی (ع) دادِ سخن داده‌اند. از دورهٔ صفوی به بعد نیز شاعرانِ بسیارِ دیگری به مدح حضرت پرداخته‌اند. تعداد شاعران منقبت‌گو در دورهٔ قاجار فزونی می‌یابد تا به دورهٔ معاصر می‌رسیم. در دورهٔ معاصر نیز شاعرانِ مطرحی در مدیح حضرت رضا (ع) شعر گفته‌اند. از این شاعران، می‌توان به ملک‌الشّعراء بهار، امیری فیروزکوهی، اخوان ثالث و حسین منزوی اشاره کرد. تبرّکاً به ابیاتی از این شاعران، اشاره می‌کنیم و این یادداشت کوتاه را خاتمه می‌دهیم: شمس‌الشّموس شاه ولایت که کرده‌اند، شمس و قمر ز خاک درش، اکتساب‌ها ملک‌الشّعراء بهار (۱۲۶۵-۱۳۱۰ ش) می‌روم تا درِ سلطان خراسان یابم ذرّه‌ام، راه به درگاه خور، آسان یابم امیری فیروزکوهی (۱۲۸۸-۱۳۶۳ ش) من که دست پدر خویش نمی‌بوسیدم مشهد طوس فراخواند به پابوس مرا مهدی اخوان ثالث (۱۳۰۶-۱۳۶۹ ش) از این جا بردمد خورشید و اقطار جهان گیرد زمینی که در آن هشتمْ امامِ شیعیان خفته است حسین منزوی (۱۳۲۵-۱۳۸۳ ش) @andovh
بر اوج سپهر کبریا، ماه: حسین در مملکت قدس، شهنشاه: حسین برخاست کمربسته پی دعوی حق انگشت شهادت یداللّه - حسین ـ ولایت اللّه‌آبادی (د. پیش از ۱۲۱۵ ق) منبع: تذکرهٔ صبح‌ گلشن، جلد سوم، ص ۱۲۲۰ @andovh
گر نغمه‌ی دوست می‌شنودم آن‌روز من گوی مراد می‌ربودم آن‌روز آن‌روز که بود روز "هل من ناصر" ای کاش که ناصر تو بودم آن‌روز @andovh