هدایت شده از 𝒇𝒂𝒆𝒛𝒆𝒉:)
من به آسمان شب خیره شده بودم ساعت ها بود ؛ که من آسمان پر ستاره را تماشا می کردم 🌟
آنقدری که من ستاره ها را تماشا کردم حساب نداشت 👀⭐️
خودم و خودم در سکوت خودم و تنهایی شبانگاه بودم که ناگهان به ساعت کنار دستم نگاه کردم ⏰
متوجه شدم چقدر گذشته و هنوز صبح نشده 🤔😳
ساعت از ۴ بامداد گذشته بود اما حتی نور کوچکی در آن شب سرد زمستانی پیدا نمی شد 🪄
برای خواندن ادامه داستان بزن روی لینک زیر👇🏻👇🏻
@storytaller
🎨𝓦𝓪𝓽𝓮𝓻𝓬𝓸𝓵𝓸𝓻 𝓟𝓪𝓲𝓷𝓽𝓲𝓷𝓰🎨
🚫🚫🚫🚫🚫
برای کشیدن این نقاشی از این دفتر نباید استفاده کرد