او از خانه رفته بود ....
همسایه ها میگفتند نامه را که دید
دیوانه شد
میخندید اما خنده هایش پر از زجه بود
صدای خنده هایش قصه ایی شده بود برای ترساندن کودکان شهر
کسی نمیدانست در نامه چه بود
فقط میدانستند هر چه که بود جانش را گرفته بود
خبر آوردند سرباز خسته و زخمی از راه رسیده
، اما زن از خانه رفته بود, زخمی که او را در قطار و جنگل و جاده نکشته بود، در خانه کشت.!
و هنوز کسی نمیداند در نامه چه بود ...."
روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توست
گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید
همه جا زمزمه عشق نهان من و توست
-هوشنگ ابتهاج-
غمانگیز است؛ اگر مدتها بعد ناگهانی تو را ببینم و فقط غریبهایی باشی که همه چیزت را میدانم !
میدانم که نیستی
اما بدان
اگر دیوانه ایی را دیدی که در زیر اشک های آسمان میرقصد
آن منم ...
BoxMusics.IR | باکس موزیکAlone in the Forest - Martin Czerny.mp3
زمان:
حجم:
2.5M
اَبر خودکشی کرد، باران از رگش جاری شد.
شبتون بخیر✨