2⃣
همه شایعه بود انگار!
جاده منتهی به مرز هیچ شلوغ نبود
جادهای که ما رفتیم که اصلاً پرنده پر نمیزد😂🤦🏻♀ انقدر که حس میکردیم داریم اشتباه میریم،
راستش یکم ، یکم ها، مدیونید فکر کنید یه عالم😜، جاده خراب و فرعی و... بود
خلاصه اینور ترافیک نبود
مرز هم باز بود،
امکانات هم بود، پذیرایی تو ایران خیلی به فراوانی بود
اصل گرما اول مرز بود، بعد عادی شد(شاید برا بچههای مناطق سردسیر، تحملش سخت تر بود)
راحت رد شدیم و راحت برا نجف ماشین گرفتیم، نفری ۱۰ دینار عراق
3⃣
خب
مرز به شدددددت تو ایران آبادتره😶
و خب برای یک ایرانی، طبیعتاً دوست داشتنیتر و وطن تر و امن تر
تو ایران ، قبل مرز موکب دیدیم، شاید مثلاً ۶ تا یا ۱۰ تا تو راه ما بود از خونه تا مرز،
باحال، باصفا و تمیز😋
ولی مرز، قبل از اولین گیتها، بیوقفه موکب هست، همه چیز، به وفور
بین گیت اول و دوم یه موکب اصلی، که ما اونجا نماز خوندیم
و بعد فقط آب
ولی خب ایران بین همه گیتها، سرویس بهداشتی دائم تمیز داشت
یه چندباری همین طور گذری گذرنامهم چک شد، یه بار سیستمی و مهر خروج
آخرین گیت ایران، ته تهش، که باید وارد نقطه صفر مرزی میشدی، با اتوبوس منطقه صفر رو رد میکردی، میرفتی عراق، برای آخرین بار ایران آب معدنی میداد، زیاد خورده بودم، نگردم
سربازه صدام کرد، گفت حاج خانم بگیر، اونور آب گیر نمییاد ، لازمت میشه ، بهم داد و راهیمون کرد
از خوشحالی تو پوست خودم نمیگنجم که تونستم انتخاب واحد کنم، انقدر که اصلاً باورم نمیشه😂