آنــــ روز | (:
مثلاً موکب رسانهایه، ولی حقیقتاً نفهمیدم چی به چیه
اینا قبل عمود ۱ بودنا...
آنــــ روز | (:
خیلی طول کشید تا به عمود اول کربلا برسیم ولی بعد عمود اول ، تند تند عدد عمودها زیاد میشه، امام ح
عمود ۵۴ قرار داشتیم
اومدیم خونه یکی از آشنایان
تا صبح انشاءالله
میگن مردم به دین حاکمان خود هستند
نه که تلویزیون مدام از امکانات و بودن و نبودنش صحبت میکرد
الآن ناخودآگاه فقط میخوام ثابت کنم اون دروغه
نه تعاریف معنوی🤦🏻♀
قضیه آب رو که گفتم
به ما گفتن با خودتون آب ببرید، مرز آب نداره، همه جا آب هستا، تو عراق، تو ایران، ولی مرز آب نداره
ما هم نفری یه آب خانواده گذاشتیم کیفمون برای مرز فرضی که آب نداره!
الآن فهمیدم که اصلاً این منطقه وجود نداره😂
خلاصه
این آبها تا نجف بیاستفاده با ما موند، چون هر جا اراده کردیم، تازه و خنکش بود
نجف تصمیم گرفتیم از دست این آبها خلاص شیم
یه موکبی بود اونجا، چندتا کلمنهای بزرگ برای آب داشت، گفتن که بدیم به اونا
من حس کردم ناراحت میشن و اکراه داشتم به این کار، چون نگران بودم توهین باشه! ( کافر همه را به کیش خود پندارد)
دو تا پسر نوجوان حدوداً ۱۵ ساله پشت کلمنها بودن، دادیم ، نوشته روی آب رو خوند، دید ایرانیه، چشماش برق افتاد، اشاره به دوستش کرد، "ماء ایرانی، ماءالاصل😂🤦🏻♀)، چشماش میخندید
واکنشش برام جالب بود
مرغ همسایه همیشه غازه
آنــــ روز | (:
3⃣ خب مرز به شدددددت تو ایران آبادتره😶 و خب برای یک ایرانی، طبیعتاً دوست داشتنیتر و وطن تر و امن
4⃣
خلاصه اینکه وارد عراق شدیم
و متوجه بیمعنا بودن شایعات، حتی توصیه آب معدنی هم شدیم...
خب سمت ایران آبادتر بود، قبول
ولی سمت عراق هم تشنه نموندیم، امام حسین زائرش رو رها نمیکنه که
رو تشنگی زائرش حساسه
زائر امام حسین تشنه نمیمونه، سوار ماشین هم باشه، مدام توی راه از پنجره بهش آب میدن
توی ماشین هم باشه، توی جاده هم که باشه، تو راه نجف هم که باشه، مدام مراقبشه، داره ازش پذیرایی میکنه، گشنه نمونه، تشنه نمونه، قندش نیافته، خسته شده،
ماشین بایسته این یه ساعت بره دراز بکشه
تنوع پذیرایی اونقدری هست که کسی گشنه نمونه
من نمیفهمم که چه سریه
که ما هرچی بیشتر از تشنگی حسین یاد میکنیم، بیشتر از خستگی خاندان حسین یاد میکنیم، بیشتر به یاد بیپدر برگشتن خاندان حسین به کربلا میافتیم
امام بیشتر جبران میکنه
بیشتر حواسش به تشنگیمون هست، هواسش هست تو راه نمونیم، بیسر پناه نباشیم، خستگی تو تنمون نمونه، گرمازده نشیم، بیشتر از خانوادهمون مراقبت میکنه
آقا زود جبران میکنه ، قشنگ جبران میکنه
هر چی به کربلا نزدیک میشیم، نظامیها بیشتر میشن
بهمون گفته بودن به خاطر قضایای اخیر، اینجا امنیت نداره،
بیامنیتی ندیدیم این مدت
پلیس زیاد هم ندیدیم
ولی الآن که تو جادهایم، نظامی زیاده، و با دیدنشون آدم حس میکنه خبر بدی تو راهه...