آنــــ روز | (:
بعضی از بندههای خدا، خیلی مهربونن، خیلی بخشندهن، خیلی حواسشون بهت هست، خیلی حال خوب دارن به این ف
اینکه فکر کنی خدا داره قربون صدقهت میره، و پیش خودت فکر کنی که قشنگترین قربون صدقهها رو خدا برا بندههای خوبش داره...
آنــــ روز | (:
اینکه فکر کنی خدا داره قربون صدقهت میره، و پیش خودت فکر کنی که قشنگترین قربون صدقهها رو خدا برا
و به این فکر کنی که با بد بودنت، یا با بیتوجهیت و بیحواسیت ، داری چه چیز قشنگی رو از دست میدی
ساعت ۳ و نیم صبحه، نه اونی که عادت داره شب دیر بخوابه الآن جون بیدار موندن داره
نه اونی که که صبح زود بلند میشه میل بیدار شدن
ولی...
اینجا توی یه خوابگاه دانشجویی دخترونه
شب ۱۹ ماه رمضون، وضع یه طور دیگهایه
راهروها، آشپزخونه، سرویسها، آسانسور، سلف
پر از رفت و آمده
شبیه شب نیست
انگار همه بیدارن
یه سری دارن از مراسم احیا برمیگردن، یه سری سرسفره سحری اند، یه سری تو آشپزخونه سحری داغ میکنن، یه سری مسواک میزنن، صف سحری سلف هم که طویییییل...
آنــــ روز | (:
ساعت ۳ و نیم صبحه، نه اونی که عادت داره شب دیر بخوابه الآن جون بیدار موندن داره نه اونی که که صبح ز
همه اتاقا بیدارن،
خوابگاه رو تا حالا انقدر پر تکاپو، انقدر پر رفت و آمد ندیده بودم
انقدر همه بیدارن که کسی نگران نیست که سر و صداش ایجاد مزاحمت کنه
اصلاً برای کی قراره ایجاد مزاحمت کنه وقتی کسی خواب نیست، شاید حتی تا حالا خوابگاه رو انقدر بیدار هم ندیده بودم!
آنــــ روز | (:
همه اتاقا بیدارن، خوابگاه رو تا حالا انقدر پر تکاپو، انقدر پر رفت و آمد ندیده بودم انقدر همه بیدارن
به این فکر میکنم که خیلی از ما رو هیییییچ چیزی نمیتونه مجبور کنه تا این ساعت بیدار بمونیم
چه چیزی الآن کل خوابگاه رو بیدار نگه داشته!
آنــــ روز | (:
به این فکر میکنم که خیلی از ما رو هیییییچ چیزی نمیتونه مجبور کنه تا این ساعت بیدار بمونیم چه چیزی
و به این فکر میکنم که کجاست اون جامعه شناسی که حواسش به این روزا و این موقعیتها نیست
نمیبینه همین دختری که شاید حجاب خاصی نداشته باشه، که شاید تو دوران اغتشاشات همیشه تو صف اعتراض بوده، که نماز هم نمیخونه، که فردا رو هم زورکی روزهست
هنوز گوشه قلبش خدا رو محکم و سفت گرفته، دلش نمییاد امشب رو خواب باشه، دوست نداره فردا رو روزه نباشه، نماز صبح امروز یه جور دیگه به دلش میچسبه
خیلی حیفه که شل حجابی این دختر رو ببینیم، ولی بیداری شب قدرش رو نه
آنــــ روز | (:
و به این فکر میکنم که کجاست اون جامعه شناسی که حواسش به این روزا و این موقعیتها نیست نمیبینه همی
من با اعماق وجودم حس کردم که جامعه ما هنوز یک جامعه علاقمند به دینه، هنوز دینداره، هنوز پایبنده، هنوز احترام میزاره و به دیندارها علاقمنده
آنــــ روز | (:
من با اعماق وجودم حس کردم که جامعه ما هنوز یک جامعه علاقمند به دینه، هنوز دینداره، هنوز پایبنده، هنو
حتی توی مسئله حجاب
بارها و بارها دیدم دخترهای کمحجابی رو که، علاقمند بودن که حجاب براشون تبیین بشه، یا حتی برای چادری شدن حمایت بشن!
و کم هم نیستند
ولی...
کم اند تعداد آدمهایی که تحلیل درست میکنند و بر اساس تحلیل درستشون قوی و تاثیر گذار عمل میکنند
آنــــ روز | (:
به این فکر میکنم که خیلی از ما رو هیییییچ چیزی نمیتونه مجبور کنه تا این ساعت بیدار بمونیم چه چیزی
واقعاً چه چیزی مردم ما رو هنوز دیندار نگه داشته؟
چه چیزی باعث میشه دختر جوونی که حتی مرگ رو هم به خودش نزدیک نبینه، انقدر برای بعضی مناسک دینی علاقه داشته باشه
اونم تو فضایی که مدام داره درباره دین اخبار منفی میشنوه؟
ولی خدا میخواد کمالگراییت رو کنار بزاری و از فرصتهات در لحظه استفاده کنی...
اون روز دیر رسیدم سر کلاس، متوجه درس نمیشدم،
جناب کمالگرایی امر فرمودن جزوه ننویسم چون نمیفهمم، عصر برم از همکلاسیهام بپرسم که جزوهم درست باشه
اون عصر هرگز نرسید و الآن یه ماه بعده
امروز یه فرصت کوچیک برام پیش اومد که جزوه دوستم رو قرض بگیرم، از فرصت اندکم استفاده کردم
و الآن در حالی دارم مینویسم که به شدت کمبود خواب دارم و علناً از نوشتهها چیزی جز چند تا عدد متوجه نمیشم ولی مجبورم سریع فقط کپی برداری کنم، چون هم روم نمیشه جزوه رو یه بار دیگه هم بگیرم، هم باید تا آخر امشب پسش بدم
پس ناچارم کمالگراییم رو کنار بزارم و به حداقل نقد، نسبت به حداکثر نسیه راضی باشم