آنــــ روز | (:
همیشه روش یهود جنگ خاله خان باجیها بوده زنانه میجنگه
دارم تو تاریخ دنبال تهاجم نظامی یهود میگردم،
به جز قضیهٔ اسرائیل پیدا نمیکنم
ولی تا بوده، جنگ روانی بوده
میتونم دونه دونه جنگهای زمان پیامبر رو نام ببرم
تحریف مسیحیت رو نام ببرم
اقدامات سالهای اخیرش رو نام ببرم
ولی من سوادم به تهاجمهای نظامیشون نمیرسه
آنــــ روز | (:
سامانه پدافندی رو گفتی یاد گنبد آهنین افتادم😬😂
لامصبا فقط باد ان!
رسانه دارن ولی ها
همین رسانه داره جنگ روانی رو انقد خوب پیش میبره که این همه مسلمون تو این همه سال صداشون درنمیومد ی تف بهش بگن.
آنــــ روز | (:
با واژه هات مشکل دارم🤨
با واژهٔ زنانه؟
عوضش به نظر من واژهٔ مناسبیه،
اصولاً جنس عملیات رسانهای، جنس زنانهست
آنــــ روز | (:
لامصبا فقط باد ان! رسانه دارن ولی ها همین رسانه داره جنگ روانی رو انقد خوب پیش میبره که این همه مسلم
چون هزاران ساله تخصصشون همینه
وای که چقدر دلم میخواد تاریخ رو باز کنم و تا صبح براتون مثال بزنم
با هم تخمه بشکونیم و عملیاتهای روانیِ تاریخ رو مرور کنیم
آنــــ روز | (:
ولی خیلی کتاب خفنیه خیییییییلی خیلی
اگر کتابخون نیستین،
۴ تا صوت #اسلام_و_یهود آقای طائب رو گوش کنین
بخشی از قسمتهای مهم کتابه
توی کانال هم گذاشتم قبلاً
بچههایی که بیدارید، پاک کنم پیاما رو به نظرتون یا بمونه؟
ناشناس به ایتا وصله، به محض اینکه پیام بدین به دستم میرسه
میتونین اونجا هم بگین
آنــــ روز | (:
فقط میتونم اینجور بگم که من واقعاً به قوای نظامی کشورمون ایمان دارم به رهبریِ رهبرم ایمان دارم و
نکتهٔ اول رو
به عنوان نکتهٔ آخر تکرار میکنم
ما با خدایی معامله کردیم که قدرت مطلقه
و قول یاری داده، به کسانی که دینش رو یاری کنند
از طرفی،
شرط توکل اینه که ما تمام تلاشمون رو کرده باشیم
و خب، نیروی نظامیِ ما خودش رو بارها ثابت کرده
پس بهتره آروم باشیم
و به خدا توکل داشته باشیم
و مطمئن باشیم که خداوند زیر قولش نمیزنه(:
آنــــ روز | (:
نکتهٔ اول رو به عنوان نکتهٔ آخر تکرار میکنم ما با خدایی معامله کردیم که قدرت مطلقه و قول یاری داد
یه وقتی هست
من برای امتحان نخوندم، و از خدا توقع کمک دارم، خب غلط میکنم
یه وقتم هست، من کتاب رو خوردم، تمام مسئلهها رو حل کردم، چهارتا کتاب اضافهترم خوندم، مقالات مرتبط رو هم خوندم
سؤالات امتحان رو هم دارم، شب امتحان خوب خوابیدم، مدادام خوب مینویسن و...
موقع امتحان که برگه رو دستم میدن، از آمادگیِ خودم مطمئنم
بالای صفحه بسم الله مینویسم و شروع میکنم
ما الآن، همون دانشجو هستیم
از اومدن برگه هراس نداریم
ما تلاش خودمون رو کردیم، باقیش با خداست
و ما خدای قادری داریم(: