.
کربلا، تنها یک قطعهٔ خاک نیست، کربلا، جغرافیای نامحدود این تاریخ گستردهاست. و لشکر حسین(علیهالسلام) پیوسته در حال لبیک به فریاد هل من ناصر او.
آری، فریاد هل من ناصر حسین(علیهالسلام) پیوسته در همهمهٔ جنون انگیز تاریخ میچرخد و خوشا آنانکه دلهایشان، به خاطر جهاد پیوستهٔ در راه خدا، گیرای طنین دل نشین حسین(علیه السلام) است.
@anrooz | آنــــ روز
راهپیمایی جاماندگان
برای من
حکم روزه کله گنجشکی رو داره
میدونی روزه حساب نمیشه، ولی باز، برات از کلاً بیخیال بودن بهتره!
اینکه امروز قسمت شد و رفتم
برای خودم خیلی تأثیرات خوبی داشت
هر چند
مطمئن نیستم حتی جزو مناسک مذهبی حساب میشه یا نه!
• تقریباً ۶ صبح از خونه زدم بیرون، تقریباً ۷ غروب رسیدم( یعنی نزدیک ۱۲ ساعت طول کشید!)
• رفتنی brt به شدت شلوغ بود، باتوجه به ساعت اصلاً توقعش رو نداشتم!
آخرش هم مجبور شدم خلافِ جهت میدان امام حسین( علیه السلام) سوار اتوبوس شم، برم سرِ خط، و از اونجا سوار شم و برم سمت میدون( یه جورایی یه مدل کلکه که باعث میشه روزایی که همچین مراسماتی هست بتونی از اتوبوس استفاده کنی، چون در غیر اینصورت واقعاً جا نیست)
• ما حرکتمون رو از خود میدان امام حسین( علیه السلام) و با سلام به شهیدان گمنام شروع کردیم، برام اتفاق قشنگ و دلنشینیه که میشه اینطور شروع بشه.
• تقریباً ۸ صبح شروع کردیم، جفتمون جوون بودیم با سرعت متوسط ( البته تقریباً بعد از نماز تنها شدم)، توقف زیاد نداشتیم( فقط استراحت، نماز و یکی دو جا صفِ کوتاه)، ساعت حدود ۴ بعد از ظهر رسیدم حرم شاه عبدالعظیم حسنی.
(الآن یادم افتاد چند تا موکب فرهنگی و این حرفا هم توقف داشتیم)
• نگران گرمازدگی بودم، چون پارسال دچار شدم، ولی امسال انگار خدا برامون چتر گذاشته بود، هوا ابر بود و خبری از گرما نبود.
• از لحاظ بیوقفه راه رفتن، حس میکنم اینجا از مشایه فشار بیشتری داشت برام، چون تو مشایه شما ۶ صبح هم که راه بیافتی، ظهر رو استراحت میکنی، ما تقریباً ده پشت سر هم ساعت راه رفتیم!
• راستش، واقعاً احتیاج داشتم که برسم به حرم، اینه که هر جور بود ادامه دادم
به حس خوبِ توانستن، و رسیدن احتیاج داشتم
به قاعدهی زر فانصرف، حرم رو دیدم و برگشتم، نموندم زیاد
فقط به اندازهای که پاهام جون بگیره و توان ادامه دادن پیدا بکنه حرم موندم
ولی جالب بود، جاهایی از حرم رو دیدم که تا حالا ندیده بودم، مثلاً نمیدونستم که زیرزمین داره!
قدیمی و باصفا و البته خلوت.
ولی خب، تا حالا حرم شاه عبدالعظیم رو انقدر شلوغ ندیده بودم( البته اینکه تعداد دفعاتی که زیارت امامرضا( علیه السلام) رفتم میتونه دو یا سه برابر تعداد دفعاتی باشه که اینجا اومدم هم بیتاثیر نیست!!! متاسفانه بیتوفیقیم.)
• انقدر یک سر و مشتاق رسیدن و البته کلافه از گرما بودم،
که تازه وقتی داشتم از حرم برمیگشتم متوجه شدم از صبح خیلی چیزی نخوردم و گشنمه! تازه اونم چون برادرم زنگ زد و تذکر داد! ( صرفاً جهت اینکه بگم واقعاً بحث خیلی چیزها مطرح نیست برخلاف تصوری که میشه)
• فهمیدم مداحیهای زیادی هستند که میتونم مفصل بشینم براشون نقدِ جدی بنویسم!
(تو عراق، خب استفاده از تصاویر خیلی بیشتره، به همین خاطر راحتتر میفهمیم داریم از موکب چه گرایش مذهبی استفاده میکنیم. 《 چون ممکنه طرفداران یک سری فرقهها یا جریانها باشن که ما قبول نداریمشون》، تو ایران اینجور نیست
من از روی مداحی انتخاب میکردم
اونایی که مداحی تند یا بیمحتوا داشتن رو ازشون شربت نمیگرفتم، با مداحی میسنجیدم! )
• یه چند تا گروه فرهنگی دیدم که بعضاً کارهاشون جالب بود
انشاءالله یه سری از عکسها رو میفرستم اینجا
به یه دختر خانم نوجوونی هم که تو راه کتاب معرفی میکرد قول دادم عکس کتابهاش رو داخل کانالم بذارم، اونم به این پیام انشاءالله پیوست میکنم.
• یه مسئله جالب دیگهای هم که دیدم
جنابِ حاج آقای موشکی بود!
نماز ظهر و عصر رو، که اون ساعت اوج گرمای مراسم بود و من یک لحظه حس کردم ممکنه از شدت گرما از دست برم!
به سرعت جت خوندن!
تا حالا نماز جماعت به این پرسرعتی نخونده بودم، در حدی که تشهد و سلامِ آخر که رسیدیم، داشتم حس میکردم نماز خیلی زود تموم شد، نباید این بود، نکنه اشتباه یادمه و رکعت دومه!
آره خلاصه، حاشیه جالبی بود.
•یه نکته جالب دیگه هم
این بود که موکب داران تمام تلاششون رو کرده بودند که مثل مردم عراق عمل کنند
قشنگ بود که مردم عراق، شدند الگوی سخا و ادب.
• و نکته آخر اینکه
الحمدلله که امسال حمایت از غزه کاملاً مشهود بود.
@anrooz | آنــــ روز
آنــــ روز | (:
راهپیمایی جاماندگان برای من حکم روزه کله گنجشکی رو داره میدونی روزه حساب نمیشه، ولی باز، برات از ک
خیلی طولانی شد
ولی سعی کردم تمام نکاتی که ممکنه برای سال بعد به درد بخوره
یا نکاتی که کمک میکنه فضای کلی از مراسم رو به دست بیارید رو قید کنم.