eitaa logo
آنــــ روز | (:
108 دنبال‌کننده
646 عکس
117 ویدیو
2 فایل
مؤمن در هیچ چهارچوبی نمی‌گنجد😎✌🏻 هر چیزی که لازمه حواسم بهش باشه و یادم بمونه اینجا می‌خونمتون :👇🏻 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_l7vhopi&btn=(: لطفاً بعد از پیام دادن دوباره بررسی کنید، داخل لینک بهتون جواب می‌دم. @HDHH_FZ
مشاهده در ایتا
دانلود
راهپیمایی جاماندگان برای من حکم روزه کله گنجشکی رو داره می‌دونی روزه حساب نمی‌شه، ولی باز، برات از کلاً بی‌خیال بودن بهتره! اینکه امروز قسمت شد و رفتم برای خودم خیلی تأثیرات خوبی داشت هر چند مطمئن نیستم حتی جزو مناسک مذهبی حساب می‌شه یا نه! • تقریباً ۶ صبح از خونه زدم بیرون، تقریباً ۷ غروب رسیدم( یعنی نزدیک ۱۲ ساعت طول کشید!) • رفتنی brt به شدت شلوغ بود، باتوجه به ساعت اصلاً توقعش رو نداشتم! آخرش هم مجبور شدم خلافِ جهت میدان امام حسین( علیه السلام) سوار اتوبوس شم، برم سرِ خط، و از اونجا سوار شم و برم سمت میدون( یه جورایی یه مدل کلکه که باعث می‌شه روزایی که همچین مراسماتی هست بتونی از اتوبوس استفاده کنی، چون در غیر اینصورت واقعاً جا نیست) • ما حرکتمون رو از خود میدان امام حسین( علیه السلام) و با سلام به شهیدان گمنام شروع کردیم، برام اتفاق قشنگ و دلنشینیه که می‌شه اینطور شروع بشه‌. • تقریباً ۸ صبح شروع کردیم، جفتمون جوون بودیم با سرعت متوسط ( البته تقریباً بعد از نماز تنها شدم)، توقف زیاد نداشتیم( فقط استراحت، نماز و یکی دو جا صفِ کوتاه)، ساعت حدود ۴ بعد از ظهر رسیدم حرم شاه عبدالعظیم حسنی. (الآن یادم افتاد چند تا موکب فرهنگی و این حرفا هم توقف داشتیم) • نگران گرمازدگی بودم، چون پارسال دچار شدم، ولی امسال انگار خدا برامون چتر گذاشته بود، هوا ابر بود و خبری از گرما نبود. • از لحاظ بی‌وقفه راه رفتن، حس می‌کنم اینجا از مشایه فشار بیشتری داشت برام، چون تو مشایه شما ۶ صبح هم که راه بیافتی، ظهر رو استراحت می‌کنی، ما تقریباً ده پشت سر هم ساعت راه رفتیم! • راستش، واقعاً احتیاج داشتم که برسم به حرم، اینه که هر جور بود ادامه دادم به حس خوبِ توانستن، و رسیدن احتیاج داشتم به قاعده‌ی زر فانصرف، حرم رو دیدم و برگشتم، نموندم زیاد فقط به اندازه‌ای که پاهام جون بگیره و توان ادامه دادن پیدا بکنه حرم موندم ولی جالب بود، جاهایی از حرم رو دیدم که تا حالا ندیده بودم، مثلاً نمی‌دونستم که زیرزمین داره! قدیمی و باصفا و البته خلوت. ولی خب، تا حالا حرم شاه عبدالعظیم رو انقدر شلوغ ندیده بودم( البته اینکه تعداد دفعاتی که زیارت امام‌رضا( علیه السلام) رفتم می‌تونه دو یا سه برابر تعداد دفعاتی باشه که اینجا اومدم هم بی‌تاثیر نیست!!! متاسفانه بی‌توفیقیم.) • انقدر یک سر و مشتاق رسیدن و البته کلافه از گرما بودم، که تازه وقتی داشتم از حرم برمی‌گشتم متوجه شدم از صبح خیلی چیزی نخوردم و گشنمه! تازه اونم چون برادرم زنگ زد و تذکر داد! ( صرفاً جهت اینکه بگم واقعاً بحث خیلی چیزها مطرح نیست برخلاف تصوری که می‌شه) • فهمیدم مداحی‌های زیادی هستند که می‌تونم مفصل بشینم براشون نقدِ جدی بنویسم! (تو عراق، خب استفاده از تصاویر خیلی بیشتره، به همین خاطر راحت‌تر می‌فهمیم داریم از موکب چه گرایش مذهبی استفاده می‌کنیم. 《 چون ممکنه طرفداران یک سری فرقه‌ها یا جریان‌ها باشن که ما قبول نداریمشون》، تو ایران اینجور نیست من از روی مداحی انتخاب می‌کردم اونایی که مداحی تند یا بی‌محتوا داشتن رو ازشون شربت نمی‌گرفتم، با مداحی می‌سنجیدم! ) • یه چند تا گروه فرهنگی دیدم که بعضاً کارهاشون جالب بود ان‌شاءالله یه سری از عکس‌ها رو می‌فرستم اینجا به یه دختر خانم نوجوونی هم که تو راه کتاب معرفی می‌کرد قول دادم عکس کتاب‌هاش رو داخل کانالم بذارم، اونم به این پیام ان‌شاءالله پیوست می‌کنم. • یه مسئله جالب دیگه‌ای هم که دیدم جنابِ حاج آقای موشکی بود! نماز ظهر و عصر رو، که اون ساعت اوج گرمای مراسم بود و من یک لحظه حس کردم ممکنه از شدت گرما از دست برم! به سرعت جت خوندن! تا حالا نماز جماعت به این پرسرعتی نخونده بودم، در حدی که تشهد و سلامِ آخر که رسیدیم، داشتم حس می‌کردم نماز خیلی زود تموم شد، نباید این بود، نکنه اشتباه یادمه و رکعت دومه! آره خلاصه، حاشیه جالبی بود. •یه نکته جالب دیگه هم این بود که موکب داران تمام تلاششون رو کرده بودند که مثل مردم عراق عمل کنند قشنگ بود که مردم عراق، شدند الگوی سخا و ادب. • و نکته آخر اینکه الحمدلله که امسال حمایت از غزه کاملاً مشهود بود. @anrooz | آنــــ روز
آنــــ روز | (:
راهپیمایی جاماندگان برای من حکم روزه کله گنجشکی رو داره می‌دونی روزه حساب نمی‌شه، ولی باز، برات از ک
خیلی طولانی شد ولی سعی کردم تمام نکاتی که ممکنه برای سال بعد به درد بخوره یا نکاتی که کمک می‌کنه فضای کلی از مراسم رو به دست بیارید رو قید کنم.
آنــــ روز | (:
راهپیمایی جاماندگان برای من حکم روزه کله گنجشکی رو داره می‌دونی روزه حساب نمی‌شه، ولی باز، برات از ک
یه نکته هم موند و اونم اینکه روحمون تازه شد از خبری که ۸ صبح دیدیم( حمله حزب‌الله به رژیم صهیونیستی) درجه غرور و افتخارمون بالا رفت با شنیدن صحبت‌های دبیرکل حزب الله و در آخر در کنار حسرتی که بردیم از اینکه نشد امروز ما در کنار آقا بیت باشیم وقتی کنار جدول‌های خیابون نشسته بودم و توصیه‌های امروز رهبری رو می‌خوندم حس کردم امام حسین( علیه السلام) خودشون اومدن و به زائرای جووناشون زیارت قبول می‌گن و به عنوان پاداش، بهشون راهکار ارائه می‌دن. کاش جامه عمل بپوشونیم! @anrooz | آنــــ روز
ولی بین پیروان ائمه شاید پیروان امام حسین( علیه السلام) از همه خوشبخت‌تر بودند. چون حداقل می‌تونستند انتخاب کنند که با جونشون، سپر بلای امامشون بشن...
بسم الله الرحمن الرحیم راستش کانال رو به دلایل خاصی تعطیل کرده بودم این اواخر سناریوی خاصی توی ذهنم داشتم که بیام، و تعریف کنم که چرا تعطیل شد و... راستش نه دوست داشتم کانال آنقدر غیر شکوهمندانه! راه اندازی بشه نه به اندازهٔ کافی جسارت برای راه اندازیِ دوباره‌ش رو دارم و نه خیلی حرف‌های دیگه ولی خب حس کردم توی شرایط فعلی کشور راه افتادن دوبارهٔ کانال بهتر از راکد بودنشه شاید از بین تمام متن‌هایی که قراره نوشته بشه، حتی یه کلمه‌ش باعث خیر بشه، ان‌شاءالله. اینه که با مدد از اهل بیت( علیهم السلام) ان‌شاءالله فعالیت کانال رو از سر می‌گیریم. بسم الله الرحمن الرحیم. @anrooz | آنــــ روز
از برکات جنگ این بود که بعد از مدت‌ها تونستم به مسجد محله‌مون سر بزنم توی این دوسالی که اومدیم تهران، چون اغلب به خاطر دانشگاه قم بودم، هنوز اونجور که لازم بود نتونسته بودم با اهل محله ارتباط بگیرم و... اول که وارد شدم، از دیدن این ایده‌شون فوق العاده ذوق کردم بعد هم از جمعیتی که برای نماز اومده بودن، احساس رضایت کردم مردم با روحیهٔ فوق العاده دارن زندگیِ عادی‌شون رو، با حفظ آرایش جنگی ادامه می‌دن، و این فوق العاده‌ست خدا رو شکر می‌کنم که ایران زندگی می‌کنم. @anrooz | آنــــ روز
آنــــ روز | (:
از برکات جنگ این بود که بعد از مدت‌ها تونستم به مسجد محله‌مون سر بزنم توی این دوسالی که اومدیم تهرا
سر صف نماز خانمی پا شد بلند گفت: مطمئن باشم کسی اینجا نیست که هنوز واتساپ تو گوشیش داشته باشه؟ واتساپ رو فلان جور از تو گوشیتون پاک کنید. از دهنم پرید که لازم نیست حتماً از این روش و... این شد برای شروع ماجرایی که برای مردمی که می‌پرسیدن، توضیح بدم چه برنامه‌هایی و چرا و از چه طریق ممکنه جاسوسی بکنند؛ برنامه‌ها رو از گوشیِ برخی که درخواست می‌کردند پاک کنم؛ به فردی که بعد از ملی شدن اینترنت ارتباطش با دخترش تو خارج کشور قطع شده بود یاد بدم چطور همچنان باهاش در ارتباط باشه و... و حتی با مسئولشون دوست بشم و ازش درخواست کنم که فلان مدل کلاس رو برای مردمِ وسط جنگ رسانه‌ای برگزار کنند. و این وسط دو تا چیز برام خیلی جالب بود یکی اینکه چقدر مردم عِرق ملی دارند و در تلاش هستند که برای کشورشون کاری بکنند و هر چیزی که بلد هستند به هم یاد بدن و ... و یکی دیگه اینکه چقدر لازمه که هر کدوممون توی مسجد محل خودمون بایستیم و در همون حدی که سواد رسانه داریم سواد دفاع داریم سواد جنگِ جدید رو داریم به هم آموزش بدیم و بتونیم از دل داخل محله‌های کوچک خودمون جریان‌های بزرگ بسازیم. یادمون باشه امام با همین دونه‌دونه‌های مردم و از دل همین مساجد قیام کردند. @anrooz | آنــــ روز