هدایت شده از اندیشکده حکمرانی فرهنگی
ویژه نامه ایده های راهبردی.pdf
حجم:
8.7M
‼️فوری - مهم
🔻ستاد مردمی جنگ
📢ویژه نامه راهبرد میدان - شماره یک
🔰در این شماره، ما به سراغ ایدههای راهبردی و راهکارهای عملی برای تحقق وعده صادق ۳ رفتهایم. این ویژه نامه به شما کمک میکند تا با رویکردهای کنشگرانه، در وعده صادق سه نقشی برعهده بگیرید
📝 موضوعاتی که در این شماره خواهید خواند:
●تحلیل وضعیت کنونی و نیازهای جامعه
●ایدههای خلاقانه برای کنشگری
●راهکارهای عملی برای مشارکت فعال در پیشبرد اهداف وعده صادق ۳
مصاحبه و یادداشت های اساتید این ویژه نامه:
🇮🇷علی مهدیان
🇮🇷هانی ایرانمنش
🇮🇷مجتبی فرهنگ
🇮🇷محمدعلی شکوریان
🏷️این ویژه نامه را از دست ندهید و پاسخهای خود را به سوال «حالا چه کنیم» در آن پیدا کنید.
╰┈➤ ❝ [@cultural_governance]❞
آنــــ روز | (:
‼️فوری - مهم 🔻ستاد مردمی جنگ 📢ویژه نامه راهبرد میدان - شماره یک 🔰در این شماره، ما به سراغ ایدههای
این نشریه
کار گروهیه که این روزها داریم با هم کار میکنیم
محتواش رو دوست داشتم
و حس کردم به درد بخوره
اینه که اینجا هم گذاشتم
اگر عمری بود
و وقتی بود
دربارهٔ بعضی قسمتهاش صحبت میکنم.
@anrooz | آنــــ روز
امروز این دو تا بازو( ربات) رو داخل بله دیدم
گفتم بفرستم شاید به درد خورد
بالأخره این روزها، همهمون چشم و گوش و سرباز وطنیم.🇮🇷
@anrooz | آنــــ روز
آدمیزاد است دیگر...
میگویند جنگ شده
از هفتهٔ پیش
ولی من احساسش نمیکنم
نه اینکه باور نداشته باشم که جنگ است
نه
ولی باور ندارم هفتهٔ پیش شروع شده
از وقتی که یادم میآید بوده
همیشه
از وقتی خودم را شناختم، داشتم برایش آماده میشدم
برای چیزی که بود ولی شاید نمیدیدمش
اما انگار
از هفتهٔ پیش
همه چیز به چشم آمد
هم آن دشمن ذلیل، جنودش را به سراغمان فرستاد
هم جنود دشمن خبیث، سربازان خدا را از جسم زمینیشان، به آغوش مولایشان بازگرداندند
هم...
هم شاید آدمهای خوب
که همیشه در لشکر خدا بودند
اینبار
راحتتر برای خدا یارگیری میکردند
هم انگار
همانطور که میگویند شیپور جنگ
مرد و نامرد را از هم جدا میکند
لشکر خدا و لشکر شیطان
برای نبرد نهایی
اینبار
راحتتر
رو بازی میکنند
نمیدانم
نبرد عجیبیست
همهاش شبیه همانهاست که شنیده بودم
بارها و بارها در تاریخ
اما
اصلاً شبیه هیچ کدام از چیزهایی که دیده بودم نیست
مثلاً
میگویند آدم وسط جنگ، به جز جانش به هیچ چیز دیگر فکر نمیکند
اما من
این روزها
فقط به یک چیز فکر میکنم
یک چیز که دوریاش قلبم را
خیلی خیلی مچاله کرده است
انقدر که مدام بغض میآید پشت دهانم مینشیند، راه گلویم را میبندد
و من ناچارم آن را محکم قورت بدهم، چرا؟
چون جنگ عیان شده است
و من سربازم
و شاید
الآن وقت دلتنگی نباشد
اما
آدمیزاد است دیگر
گاهی دلش خیلی عمیق
برای خانهٔ کسی که پناه زندگیاش بوده تنگ میشود...
@anrooz | آنــــ روز
آنــــ روز | (:
کاش خانم
خودشان برایمان دعا کنند
برای دلتنگیهایمان
برای بغضهایی که نگهشان داشتهایم برای بعد
شاید برای بعد از شهادت
_نمیدانم
من
این جنگ را
از لحاظ جانی
انقدر سنگین ندیدم که بخواهد جانم را بگیرد،
ولی خب
آرزوست دیگر
آدمهای خوب در حق هم میکنند_
کار دنیا را که نگاه میکنم
هیچ چیز
جز کمک خدا
جز سربازان غیبیاش
جز دعای مادرمان حضرت زهرا( سلام الله علیها)
جز یدِ نیرومند پدرمان علی( علیه السلام)
و جز
حمایت فوق العادهٔ آقایمان ( عج)
نجاتمان نداده است.
همیشه همین بوده است
یکهو به خودت میآیی
میبینی نبرد را بردهای
از کجا؟
نمیدانی
فقط میدانی این کار تو نبوده
خدا برایت رفع و رجوعش کرده
جوری که اصلاً نمیدانی چطور
فقط میدانی حل شده
فقط میفهمی خدا هوایت را داشته
خیلی شدید
خیلی عالی
خیلی عمیق و دوست داشتنی
حالا هم
میخواهم بگویم
من تنهایی زورم انقدرها زیاد نیست
اصلاً زیاد نیست
خیلی خیلی هم کم است
اما
اگر خدا بخواهد
خدا کمک کند
بیبی برایم دعا کند
زورم خیلی زیاد میشود
نه اینکه زور خودم باشدها
نه
زور خداست که خودش خواسته بر قامت من بنشیند
همین
و حالا
میخواهم از بیبی خواهش کنم
برای همهٔ رزمندهای اسلام دعا کند
که خدا
توی فکرهایشان، زور بازویشان، قلمشان، جانشان، توانشان
یک عالمه زور ضرب کند
برکت بکارد
معجزه خلق کند
تا هم آرامتر باشند
هم پرتوانتر
و انشاءالله
در آخر کار
به همان پیروزی که خدا وعدهاش را داده برسند.
و البته که
از همه مهمتر
کاش در راه خدا باشیم
و در راه خدا بمانید
و کاش
مادر دعا گویمان باشد تا حتی
لحظهای، سر سوزنی
از راه خدا غافل نشویم.
@anrooz | آنــــ روز
هدایت شده از ماهبندان | محمدرضا شهبازی
نوشته بود «هر نوزادی مسئولیتش نسبت به نسلهای بعد را هم روی دوش خودش به دنیا میآورد» و من حالا دارم فکر میکنم چقدر این مسئولیت این روزها روی دوش ما سنگینی میکند.
ما، وسط این جنگ تحمیلی فقط مسئولیت خودمان و خانوادهمان و نسلمان را بعهده نداریم. ما این روزها داریم مسئولیت نسلهای بعد در قرنهای بعد را هم به دوش میکشیم.
ما، وسط دلنگرانیهای روزمرهی جنگآلودمان برای خانواده و فرزند و دوست و آشنا و... نباید حواسمان از ایرانی که فردایش دارد امروز رقم میخورد پرت شود.
ما باید همه آنچه در این سالها از «حسین حسین شعار ماست» و «اهل کوفه نیستیم» و «چو ایران نباشد» و... ادعا کردیم را پای کار بیاوریم تا فردای ایران چیزی شبیه این روزهای سوریه و لبنان و... نباشد.
اگر سرو نباشیم و کوه نایستیم، ایران جولانگاه ترورهای گهگاه و حملات موشکی متناوب و... خواهد شد.
چشم غضبناک هر کودکی که فردا زیر آوار بماند از الان به کم آوردن ماست. ناله جانکاه هر مادری که فردا خون فرزندش را به صورت میزند از الان گوش مقاومت نکردن ما را میخراشد.
بمانیم، صبر کنیم، بصیرت به خرج دهیم، کم نیاوریم، تحمل کنیم، همدل باشیم، مقاومت کنیم و همه اینها را هدیه بدهیم به ایرانیهایی که فردا سربلندتر و امنتر زندگی خواهند کرد.
ماهبندان | محمدرضا شهبازی
@mahbandan