آنــــ روز | (:
کاش خانم
خودشان برایمان دعا کنند
برای دلتنگیهایمان
برای بغضهایی که نگهشان داشتهایم برای بعد
شاید برای بعد از شهادت
_نمیدانم
من
این جنگ را
از لحاظ جانی
انقدر سنگین ندیدم که بخواهد جانم را بگیرد،
ولی خب
آرزوست دیگر
آدمهای خوب در حق هم میکنند_
کار دنیا را که نگاه میکنم
هیچ چیز
جز کمک خدا
جز سربازان غیبیاش
جز دعای مادرمان حضرت زهرا( سلام الله علیها)
جز یدِ نیرومند پدرمان علی( علیه السلام)
و جز
حمایت فوق العادهٔ آقایمان ( عج)
نجاتمان نداده است.
همیشه همین بوده است
یکهو به خودت میآیی
میبینی نبرد را بردهای
از کجا؟
نمیدانی
فقط میدانی این کار تو نبوده
خدا برایت رفع و رجوعش کرده
جوری که اصلاً نمیدانی چطور
فقط میدانی حل شده
فقط میفهمی خدا هوایت را داشته
خیلی شدید
خیلی عالی
خیلی عمیق و دوست داشتنی
حالا هم
میخواهم بگویم
من تنهایی زورم انقدرها زیاد نیست
اصلاً زیاد نیست
خیلی خیلی هم کم است
اما
اگر خدا بخواهد
خدا کمک کند
بیبی برایم دعا کند
زورم خیلی زیاد میشود
نه اینکه زور خودم باشدها
نه
زور خداست که خودش خواسته بر قامت من بنشیند
همین
و حالا
میخواهم از بیبی خواهش کنم
برای همهٔ رزمندهای اسلام دعا کند
که خدا
توی فکرهایشان، زور بازویشان، قلمشان، جانشان، توانشان
یک عالمه زور ضرب کند
برکت بکارد
معجزه خلق کند
تا هم آرامتر باشند
هم پرتوانتر
و انشاءالله
در آخر کار
به همان پیروزی که خدا وعدهاش را داده برسند.
و البته که
از همه مهمتر
کاش در راه خدا باشیم
و در راه خدا بمانید
و کاش
مادر دعا گویمان باشد تا حتی
لحظهای، سر سوزنی
از راه خدا غافل نشویم.
@anrooz | آنــــ روز
هدایت شده از ماهبندان | محمدرضا شهبازی
نوشته بود «هر نوزادی مسئولیتش نسبت به نسلهای بعد را هم روی دوش خودش به دنیا میآورد» و من حالا دارم فکر میکنم چقدر این مسئولیت این روزها روی دوش ما سنگینی میکند.
ما، وسط این جنگ تحمیلی فقط مسئولیت خودمان و خانوادهمان و نسلمان را بعهده نداریم. ما این روزها داریم مسئولیت نسلهای بعد در قرنهای بعد را هم به دوش میکشیم.
ما، وسط دلنگرانیهای روزمرهی جنگآلودمان برای خانواده و فرزند و دوست و آشنا و... نباید حواسمان از ایرانی که فردایش دارد امروز رقم میخورد پرت شود.
ما باید همه آنچه در این سالها از «حسین حسین شعار ماست» و «اهل کوفه نیستیم» و «چو ایران نباشد» و... ادعا کردیم را پای کار بیاوریم تا فردای ایران چیزی شبیه این روزهای سوریه و لبنان و... نباشد.
اگر سرو نباشیم و کوه نایستیم، ایران جولانگاه ترورهای گهگاه و حملات موشکی متناوب و... خواهد شد.
چشم غضبناک هر کودکی که فردا زیر آوار بماند از الان به کم آوردن ماست. ناله جانکاه هر مادری که فردا خون فرزندش را به صورت میزند از الان گوش مقاومت نکردن ما را میخراشد.
بمانیم، صبر کنیم، بصیرت به خرج دهیم، کم نیاوریم، تحمل کنیم، همدل باشیم، مقاومت کنیم و همه اینها را هدیه بدهیم به ایرانیهایی که فردا سربلندتر و امنتر زندگی خواهند کرد.
ماهبندان | محمدرضا شهبازی
@mahbandan
Unknown Artist unknown_artist_jashne_fereshteha_2.mp3
زمان:
حجم:
3.2M
اینجا ایرانه
اینجا مردمش نمیبازن...
@anrooz | آنــــ روز
امشب
شب اول قبر یکی از اقواممون هست که فوقالعاده برای بنده عزیز بودن و به گردن من و خانوادهم حق دارن
ممنون میشم هر کسی براش مقدور هست برای ایشون نماز شب اول قبر بخونه
محمدحسین فرزند عباسعلی
ایشون پدر شهید علیرضا هدایتی هم بودند،
خودشون یکی دیگه از پسراشون هم از رزمندگان دفاع مقدس بودند.
پ. ن:
ایشون از شهدای جنگ اخیر نیستند.
@anrooz | آنــــ روز
هدایت شده از علیرضا زادبر
ما خانواده بودیم.
خانواده بزرگ و تاریخی ایران.
از هم دور شده بودیم. بهم بد کردیم.
جنگ ما را متحد کرد.
قدر این اتحاد را بدانیم.
ما در ۱۲ روز بیش از ۶۱۰ شهید داده ایم از سردار حاجی زاده ۶۴ ساله تا رایان ۲ ماهه. از تحلیل های تخیلی و هیجانی که نزدیک شدن ما را برهممیزند فاصله بگیریم.
#علیرضا_زادبر
https://eitaa.com/Politicalhistory
هدایت شده از واگویه ... 🌱
تهدیدش کردند،
گفت هیچغلطی نمیتوانند بکنند!
آمد، نشست، برای جدش گریه کرد و رفت تا گریهی دشمن صهیونی را دربیاورد!
.
📝 #دانشجو_نگار
شب عاشورا بود
همان شبی که شهادتنامهٔ عشاق امضا میشود
همان شبی که مینشینی با خودت حساب و کتاب میکنی که چطور باید از فردا خودت را به « در رکاب امام شهید شدن» برسانی
توی هیئت نشسته بودم، دقیقاً رو به روی صفحهٔ نمایش،
مداح داشت سینهزنی میخواند و من در هوای خودم بودم
یکهو تصویر مانیتور عوض شد، اما صدا نه
تصویر
ورود رهبر را به حسینیهٔ امام نشان میداد
و مردمی که از سر شوق، دست و پایشان را گم کرده بودند
تماماً شوق بودند و ارادت و...
فوق العاده بود
فوق العاده
قلبم شروع به تپش کرد
چشمانم بیتاب شدند
تمام وجودم آرامش و شوق شد
مگر این تصویر چه فرقی داشت؟
چرا حالا پخش شد؟
تمام وجودم شعار میداد:
ابوالفضل علمدار، خامنهای نگه دار
ذهنم شروع به جستجو کرد
مراسمات امسالِ بیت که نیست
سالهای قبل هم که نیست
تصویر مدام تکرار میشد
نکند ام...
نمایشگر ترجمه کرد
حضور رهبر انقلاب در مراسم شب عاشورای حسینی
امشب
وای خدای من
امشب
همان شب که شهادتنامهٔ عشاق امضا میشود
همان شب که از امام، لیاقت پادررکابی طلب میکنی،
دقیقاً همان شب...
و آه
خدای من
خدا
خودش میداند چطور شب عاشورا آرزوهای بندهاش را سر و سامان ببخشد
چطور قلبش را آرام کند.
مگر یک تصویر چقدر میتواند آرامش داشته باشد
چطور میتواند اشک شوق، اشک اطمینان، اشک ارادت بیاورد روی صورت من،
همزمان
اشک دشمن را دربیاورد، از اقتدار رهبر، از علاقهٔ مردم به رهبر و از میزان ذلت و خواری و همیشه نقش بر آب شدن نقشههایش
آه
هنوز چشمهایم مواج است و قلبم را میببینم که سعی میکند از حصار استخوانهایم رهایی پیدا کنند.
خدا، فوق العاده است
گاه
معجزهاش را مینشاند روی لبخند مردی که نمایندهٔ حجت او بر زمین است
تا نشان دهد
اگر قدرت برای خداست
و اگر در راه خداست
و اگر بر تن مردان خداست
گاه حتی با یک ورود میتواند از هزاران بمب اتم هم، قدرتمندتر باشد.
تصاویر تکرار میشد
مداح هنوز از امام میخواند
و اما
آنچه در دل و جان ما میگذشت این بود:
کاش
خدا عمر ما را بگیرد و به عمر ولی اضافه کند.
ما این عمر ناقابل را
مگر جز برای جنگیدن در راه ولیِ خدا میخواهیم؟
کاش جان فدای رهبرمان شویم.
کاش در راه ولی، در رکاب ولی شهید شویم.
و کربلای ما امروز همین جاست
همین جمهوری اسلامی
همین میهن خدایی
همین ایران عاشورایی...
✍🏻۱۴ تیرماه ۱۴۰۴، مصادف با ۹ محرم الحرام ۱۴۴۷
حضور مقام معظم رهبری در مراسم شب عاشورای حسینی، در هنگامهٔ نبرد با استکبار جهانی.
#رویداد_نوشت
#بسیجدانشجوییدانشگاهبینالمللیقم
🇮🇷@Bkh_Qom
@anrooz | آنــــ روز
آنــــ روز | (:
. 📝 #دانشجو_نگار شب عاشورا بود همان شبی که شهادتنامهٔ عشاق امضا میشود همان شبی که مینشینی با خودت
نه دلم اومد شناسهٔ ماه نشان رو ازش پاک کنم، نه دلم اومد تو کانال خودم نذارم.