eitaa logo
آنــــ روز | (:
108 دنبال‌کننده
646 عکس
117 ویدیو
2 فایل
مؤمن در هیچ چهارچوبی نمی‌گنجد😎✌🏻 هر چیزی که لازمه حواسم بهش باشه و یادم بمونه اینجا می‌خونمتون :👇🏻 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_l7vhopi&btn=(: لطفاً بعد از پیام دادن دوباره بررسی کنید، داخل لینک بهتون جواب می‌دم. @HDHH_FZ
مشاهده در ایتا
دانلود
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. تشییع شهدا بود زودتر رفته بودیم سمت معراج، اینجایی که فیلم را ثبت کردم، شاید چهل و پنج دقیقه تا رسیدن شهدا به پل حافظ مانده بود دوتایی نشسته بودند، عکس رهبر جوان را گذاشته بودند پرچم ایران در دست داشتند و موسیقی ایران می‌نواختند جامعهٔ حماسی همه را پای کار می‌آورد حتی اگر کاسب باشی می‌دانی حیات در بودن است! @anrooz | آنــــ روز
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. ایستاده بودم پرچم حزب الله دستم بود اومدن اجازه گرفتن و با یه شوق و ذوقِ خیلی جدی پرچمم رو ازم قرض گرفتن که با پرچم ایران گره بزنن منم سریع دویدم دنبالشون که از صحنه فیلم بگیرم تقریباً کار هر شبشونه پرچم ایران و حزب الله رو به هم گره می‌زنن و می‌رن جلوی دسته می‌ایستند، البته همین دو تا نیستند، کلاً کار مورد علاقهٔ دخترای ده، دوازده سالهٔ این جمعه خدا رو شکر می‌کنم که دغدغهٔ دختربچه‌هامون نشون دادن این برادریه(: پ. ن: فیلم رو همون شبی که رژیم صهیونیستی حملهٔ سنگینش به لبنان رو شروع کرد گرفتم. @anrooz | آنــــ روز
animation.gif
حجم: 3.2M
. از متفاوت‌ترین باباهایی بود که دیدم یه گوشه با پسرشون ایستاده بودند، مشغول گوشیشون به خاطر پسرشون جلو رفتیم، از پسرشون پرسیدیم می‌شه با قاب ازت عکس بگیریم، جواب نداد پدر شنید و وارد ماجرا شد آلبوم رو داد دست پسر پسر تو حال و هوای ماجرا نبود قاب رو نگه نداشت پدر اما جای پسر رو توی کالسکه مرتب کرد، عکس رو داد دستش، دید نه، کافی نیست، لباس نامرتب پسرش رو مرتب و منظم کرد، به مرتبی قسمت‌هایی از لباس پسر دقت کرد که همیشه حس می‌کردم پدرها اصلاً نمی‌بینندش و... گفت حالا بگیرید از پسر که عکس گرفتیم اجازه گرفت خانمش رو که اصلاً متوجه حضورش نشده بودیم، صدا کرد کالسکه رو برد وسط جمعیت و ازمون خواست که با گوشی خودش، از خانواده‌ش و قاب آقا عکس بگیریم. یه عکس یادگاری از مراسم چهلم پدر با قاب عکس پدر. @anrooz | آنــــ روز
راستش بزرگترین حسرتم این روزها اینه که نمی‌تونم عظمت اتفاقی که داره می‌افته رو روایت کنم ۴۰ شبه دارم فیلم می‌گیرم، از جمعیت آدم‌ها، اتفاقاتی که می‌افته، حس و حال فضا ولی همچنان حس می‌کنم عمق ماجرا رو نه دوربین می‌تونه به تصویر بکشه، نه کلام اوایل، وقتی آدم‌هایی رو می‌دیدم که کنار میدان‌ها و چهارراه‌ها و خیابون‌ها ایستادن و تنهایی دارن پرچم تکون می‌دن، حس می‌کردم خیلی عزم و اراده دارن و خیلی سخته و من عمراً بتونم وقتی خدا توفیق داد و از یکجایی به بعد، شب‌ها بعد از تجمع با اهالی محل جمع می‌شدیم و دور بعضی از میدان‌ها پرچم تکان می‌دادیم حس و حالش فوق‌العاده بود دیدن مردمی که با ماشین از کنارتون رد می‌شن کاروان‌های ماشینی شور و حرارت و عشق و ابتکار مردم روحیه‌ای که به همدیگه می‌دن همدلی فوق‌العاده‌ای که دارن حقیقتاً حس خانواده بودن داری یه خانوادهٔ بزرگ گرم صمیمی مهربون که دوست نداری از کنارشون جدا بشی دوست نداری غمشون رو ببینی که لذت می‌بری از اینکه کنارهم لحظه‌های این شب‌ها رو زندگی کنید دوست داشتم تا جایی که بشه درباره‌ش بنویسم و عکس و فیلم بگیرم که برای تاریخ بمونه چون تاریخ هر چقدر با جزئیات بیشتری نوشته بشه، عبرت‌آموزتره! @anrooz | آنــــ روز
آنــــ روز | (:
راستش بزرگترین حسرتم این روزها اینه که نمی‌تونم عظمت اتفاقی که داره می‌افته رو روایت کنم ۴۰ شبه دار
سعی می‌کنم داستان بعضی آدم‌ها و بعضی اتفاقات رو اینجا بذارم تلاشم بر اینه که داستان‌هایی رو بذارم که ارزش شنیدن داره فقط خواستم قبلش توضیحی داده باشم که این عکس‌ها و داستان‌هایی که این‌روزها داره مهمون کانال می‌شه چیه، پیشاپیش بابت عدم رعایت ترتیب زمانی عذرخواهم... @anrooz | آنــــ روز
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. دوربین دستمون بود و عکاسی و فیلمبرداری می‌کردیم دوستم رو صدا زدند که از شعار دادن دخترشون فیلم بگیرن صداش خیلی آروم بود، خیلی زیاد با این حال حسابی تأکید داشت که شعار بده و من ازش فیلم بگیرم خسته هم نمی‌شد کلی فیلم گرفتم تا این صداش واضح در اومد خداقوت دختر کوچولوی نازنازیِ ایران🌱 @anrooz | آنــــ روز
آنــــ روز | (:
. دوربین دستمون بود و عکاسی و فیلمبرداری می‌کردیم دوستم رو صدا زدند که از شعار دادن دخترشون فیلم بگ
معمولاً پدر و مادرها، روش‌هایی برای تقویت رفتارها و اعتقادات درست برای بچه‌هاشون دارن مثل همین که به بقیهٔ بزرگترها بگن اون رفتار خوب بچه‌شون رو تأیید کنند این روزها، وقتی پدر و مادرا صدامون می‌کنن که از بچهٔ منم فیلم بگیر حس می‌کنم دارن از همین روش تربیتی استفاده می‌کنند و این حال قشنگیه که می‌بینم پدر و مادرا دارن وطن‌دوستی و مقاومت رو به بچه‌هاشون یاد می‌دن(: @anrooz | آنــــ روز
آنــــ روز | (:
. دوربین دستمون بود و عکاسی و فیلمبرداری می‌کردیم دوستم رو صدا زدند که از شعار دادن دخترشون فیلم بگ
البته تأکید کنم دوربین عکاسی نداشتیما ما همون مصداق بسیج مستضعفانیم از اول جنگ، با همین گوشی‌های کاملاً عادی و ارزون خودمون عکاسی و فیلمبرداری کردیم الحمدلله کارمون رو راه انداخته همونطور که ارتش آمریکا با اون آهن‌های گندهٔ الآن قراضه‌شده‌ش! نتونست حریف ارادهٔ ایرانی‌ها بشه تکنولوژی رسانه‌ای هالیوودش هم نمی‌تونه حریف چشم‌های مسلح مردم و علی‌الخصوص کودکان ما بشه که دارن واقعی‌تر و ابرقهرمانی‌تر از هالیوود رو این شب‌ها با چشم و گوش و تمام جوارح خودشون حس می‌کنن همین برای تربیتشون بسه، نیاز به فیلم و عکسای ما ندارن ما فقط ثبت می‌کنیم که بگیم خدایا ما با زور کممون تلاشمون رو کردیم حتی همین دوربین سادهٔ گوشیِ ما هم شرفش رو از واقعیت بزرگ این شب‌های ایران می‌گیره وگرنه که نه اون دوربین و امکانات پیشرفته چیزیه نه گوشیِ سادهٔ ما! @anrooz | آنــــ روز
. نشسته بودیم، مادرم برادرم رو خطاب قرار دادند که: فلانی یادته اهل گنبد کاووس بود، نجف با هم آشنا شدیم؟ پیام داده که خونهٔ ما هست، به خاطر شرایط جنگی پاشید بیاید گنبد، خونهٔ خودمون هم اگر معذبید، فلان‌جا و فلان‌جا هم هست از اول جنگ خیلی‌ها بهمون پیام دادن که اگر تهران ناامنه خونهٔ ما هست از شهرهای مختلف، آدم‌هایی که حتی بعضیاشون رو فقط گذری دیدیم و تنها اطلاعاتشون از ما اینه که خونمون تهرانه و... خب الحمدلله نه تهران اونقدر ناامن شد که بگیم جای زندگی نیست نه ما خانواده‌ای بودیم که دلمون بیاد تو این وضعیت تهران رو خالی کنیم ولی لطف و محبت هموطنامون، اینکه هر کس یادش اومد ما تهرانیم، نگرانمون شد و زنگ زد اینکه به فکر آواره نشدن هموطناشون بود اینکه مردم تمام تلاششون رو برای کمک و یاری هم دارن انجام می‌دن اون ویژگیِ اخلاقیِ قشنگی از مردم ایرانه که هزاران مرتبه خدا رو شکر بابتش(: @anrooz | آنــــ روز
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. اولش که ایستادیم، بارون کم شده بود، نم‌نمی بود که انگار متوقف شده از دور میدون قبلی که رد می‌شدیم، ولی بارون شدید بود و مجاهدان راه خدا، خیسِ خیس بودند حس می‌کنم توقف بارون، بهمون حسِ «تو داری کمتر از میدون قبلی‌ها مجاهدت می‌کنی داده بود» ایستادیم به پرچم تکان دادن، آقایون بلند فریاد می‌زدند، ماشاءالله و الله اکبر می‌گفتند و به تک تک ماشین‌های عبوری انرژی می‌دادند باران که شدت گرفت، انگار خدا ما را هم قبول کرده باشد، با شور و نشاط بیشتری شعار می‌دادیم اینجای ماجرا اما خدا انگار پاداش پیشبینی‌ناپذیرتری برایمان کنار گذاشته بود تا به حال اینطور بارانی ندیده بودیم خدا گاهی به قلب بنده‌های مؤمنش که باران آرزو می‌کنند شبیه امشب آبشار نشاط و آرامش و استواری و مقاومت نازل می‌کند اگر شکرگزار باشند... @anrooz | آنــــ روز
آنــــ روز | (:
. اولش که ایستادیم، بارون کم شده بود، نم‌نمی بود که انگار متوقف شده از دور میدون قبلی که رد می‌شدیم
این فیلم و کپشنش مال شش فرودینه شدیداً توصیه می‌کنم فیلم رو باز کنید و باصدا ببینید خودم بارها دیدمش به مناسبت بارون‌های این چند شب گذاشتمش اولین روزی بود که با کاروان خودرویی محله‌مون رفتیم و بعدش نمکگیر شدیم اون شب شهرای ما، بارونی رو به خودش دید که تا حالا ندیده بود و شایدم دیگه نبینه شدید غیرعادی بود، قطره‌های آب، خیلی درشت‌تر از معمول‌ بود و سرعت بارش هم... انقدر که شایعه کردند که رادارهای آمریکا که جلوی بارور شدن ابرها رو می‌گرفتند رو زدیم!!! وقتی بارون شدت گرفت، گفتم الآن دیگه جمع می‌کنن و می‌رن ولی موندند، همه موندند، فیلم، واکنش واقعیِ مردمه وقتی بارون به اون طرز حیرت‌آور شدت گرفت من دقیق نمی‌فهمم چه معجزه‌ای در حال رخ دادنه ولی مدام آدم‌هایی رو می‌بینم که انگار بنادارند در هر حال بایستند، در هر حال، در هر صورت، به هر شکل بمانند و پا پس نکشند انگار برای عقب کشیدن ساخته نشده‌اند انگار برای ایستادگی مسابقه گذاشته‌اند مدام از شهرهای مختلف فیلم‌هایی می‌بینم که در شرایطی عجیب، هنوز هم هستند باور نمی‌کنم بعد وقتی خودم در موقعیت قرار می‌گیرم می‌بینم نه انگار واقعی است انگار می‌خواهند ثابت کنند که قرار نیست هیچ چیز سختی جلویشان را بگیرد انگار همه باور کرده‌ایم که برای شرکت در نبرد آخر انتخاب شده‌ایم می‌خواهیم صلاحیتمان را ثابت کنیم الحمدلله رب العالمین که هستیم و هوای این‌روزها را نفس می‌کشیم ان‌شاءالله که سربازان خوبی برای اماممان باشیم(: @anrooz | آنــــ روز