آنــــ روز | (:
yadam bashe darbare oon do ta derakhte benevisam
آهان این دوتا درخته
مال اون موقع ست که سنم کمتر بود
رفته بودیم مسافرت،
دوتا درخت دیدم که خییییییلی با هم فاصله داشتن، نامردا خیلی دور از هم کاشته بودن، شاید دوتا ماشین رو از درازا میشد بینشون پارک کرد
ولی اینا انقدررررر بزرگ شده بودن، انقدرررر رشد کرده بودن که شاخههاشون با هم ترکیب شده بود و نمیشد تشخیص داد کدوم شاخه مال کدوم درخته، انگاری که یکی بودن
همین قدر زیبا، همین قدر عاشقانه، همین قدر...
آنــــ روز | (:
آهان این دوتا درخته مال اون موقع ست که سنم کمتر بود رفته بودیم مسافرت، دوتا درخت دیدم که خییییی
خب جای الهام داشت زیاد
مثلاً اینکه یه وقتا، جبر روزگار ما رو از هم جدا کرده، ما رو تنها کرده، ولی ما نباید کم بیاریم، باید اونقدررررر رشد کنیم، اونقدر استقامت به خرج بدیم، اونقدر صبر کنیم تا آخرش به هم برسیم و با هم یکی بشیم(حالا این اونه! 😂، میتونه یه هدف و آرزو باشه، یا هر چی)
میشه یه داستان فراعاشقانه دربارهٔ این دوتا درخت نوشت که از وقتی دونه بودن!(برو بابا دیگه زیادی داری طولش میدی)، حالا هر وقت، تا وقتی به اینجا برسن، چه روزایی تو باد و بوران و خشکسالی و آتش سوزی و بیخاکی و فلان و فلان، پایدار موندن، به عشق هم، تا یه روزی بتونن انقدر بزرگ بشن که به هم برسن، چون چارهٔ وصالشون بزرگ شدن بوده، رشد کردن، کمال
شما رو یاد چیزی نمیندازه؟ 🤔
بعد هر جا کم میآوردن، یه نگاه به روبه رو میکردن، طرف مقابل رو میدیدن، بهش لبخند میزدن و ثابت قدم ادامه میدادن
از یه درخت کمتریم؟
آنــــ روز | (:
خب جای الهام داشت زیاد مثلاً اینکه یه وقتا، جبر روزگار ما رو از هم جدا کرده، ما رو تنها کرده، و
آرزوهات رو بزرگ کن، معشوقت رو بزرگ کن و برای رسیدن بهش بمیر
آنــــ روز | (:
خب جای الهام داشت زیاد مثلاً اینکه یه وقتا، جبر روزگار ما رو از هم جدا کرده، ما رو تنها کرده، و
ولی چقدر شانس داشتن که معشوقشون جلوی چشمشون بوده
و چقدر بدشانس بودن که معشوقشون جلو چشمشون بوده، ولی دستشون بهش نمیرسیده
آنــــ روز | (:
ولی چقدر شانس داشتن که معشوقشون جلوی چشمشون بوده و چقدر بدشانس بودن که معشوقشون جلو چشمشون بوده،
اوووووف
ببینید چقدر تحت تاثیرم قرار داده که بعدسالها از یادم نرفته
چیزه، دوست دارم درباره موضوع منسجمی صحبت کنیم، ولی موضوع خاصی ندارم، دوست داشتید تو ناشناس پیشنهاد بدید، امکان داره که قبول کنم
آنــــ روز | (:
ولی چقدر شانس داشتن که معشوقشون جلوی چشمشون بوده و چقدر بدشانس بودن که معشوقشون جلو چشمشون بوده،
مورد اول انگیزه دهندهست
و مورد دوم عذاب آور
ولی درواقع یکی هستند، مهم اینه که از کدوم زاویه نگاه کرده باشی
فکر کن یه روز اونقدر ادم حسابی بشم که آدم حسابیا مطالبم رو برا هم ارسال کنن و حتی بشینن نقد و بررسیش کنن
آنــــ روز | (:
فکر کن یه روز اونقدر ادم حسابی بشم که آدم حسابیا مطالبم رو برا هم ارسال کنن و حتی بشینن نقد و بررسی
بعد خدا به فرشتههاش بگه ببینید چه بنده خفنی دارم😎