آنــــ روز | (:
ولی چقدر شانس داشتن که معشوقشون جلوی چشمشون بوده و چقدر بدشانس بودن که معشوقشون جلو چشمشون بوده،
اوووووف
ببینید چقدر تحت تاثیرم قرار داده که بعدسالها از یادم نرفته
چیزه، دوست دارم درباره موضوع منسجمی صحبت کنیم، ولی موضوع خاصی ندارم، دوست داشتید تو ناشناس پیشنهاد بدید، امکان داره که قبول کنم
آنــــ روز | (:
ولی چقدر شانس داشتن که معشوقشون جلوی چشمشون بوده و چقدر بدشانس بودن که معشوقشون جلو چشمشون بوده،
مورد اول انگیزه دهندهست
و مورد دوم عذاب آور
ولی درواقع یکی هستند، مهم اینه که از کدوم زاویه نگاه کرده باشی
فکر کن یه روز اونقدر ادم حسابی بشم که آدم حسابیا مطالبم رو برا هم ارسال کنن و حتی بشینن نقد و بررسیش کنن
آنــــ روز | (:
فکر کن یه روز اونقدر ادم حسابی بشم که آدم حسابیا مطالبم رو برا هم ارسال کنن و حتی بشینن نقد و بررسی
بعد خدا به فرشتههاش بگه ببینید چه بنده خفنی دارم😎
آنــــ روز | (:
بعد خدا به فرشتههاش بگه ببینید چه بنده خفنی دارم😎
حس غیرقابل توصیفی خواهم داشت
و این کمال رؤیا و آرزوست
درگیر امتحانمم
دعا کنید خدا یه عقلی بهم عطا کنه، عین آدم بشینم بخونم، امتحانم رو خوب بدم
یادته برام اون داستان کتاب ادبیات رو توضیح میدادی؟
حسی نسبت بهش نداشتم، ولی بعد اون، هنوزه که هنوزه، با یه عشق و محبت خاصی اون داستان رو میخونم
چون آدمی که عاشقش بوده برام تعریفش کرده، و علاقهش بهم منتقل شده