آنــــ روز | (:
خب جای الهام داشت زیاد مثلاً اینکه یه وقتا، جبر روزگار ما رو از هم جدا کرده، ما رو تنها کرده، و
آرزوهات رو بزرگ کن، معشوقت رو بزرگ کن و برای رسیدن بهش بمیر
آنــــ روز | (:
خب جای الهام داشت زیاد مثلاً اینکه یه وقتا، جبر روزگار ما رو از هم جدا کرده، ما رو تنها کرده، و
ولی چقدر شانس داشتن که معشوقشون جلوی چشمشون بوده
و چقدر بدشانس بودن که معشوقشون جلو چشمشون بوده، ولی دستشون بهش نمیرسیده
آنــــ روز | (:
ولی چقدر شانس داشتن که معشوقشون جلوی چشمشون بوده و چقدر بدشانس بودن که معشوقشون جلو چشمشون بوده،
اوووووف
ببینید چقدر تحت تاثیرم قرار داده که بعدسالها از یادم نرفته
چیزه، دوست دارم درباره موضوع منسجمی صحبت کنیم، ولی موضوع خاصی ندارم، دوست داشتید تو ناشناس پیشنهاد بدید، امکان داره که قبول کنم
آنــــ روز | (:
ولی چقدر شانس داشتن که معشوقشون جلوی چشمشون بوده و چقدر بدشانس بودن که معشوقشون جلو چشمشون بوده،
مورد اول انگیزه دهندهست
و مورد دوم عذاب آور
ولی درواقع یکی هستند، مهم اینه که از کدوم زاویه نگاه کرده باشی
فکر کن یه روز اونقدر ادم حسابی بشم که آدم حسابیا مطالبم رو برا هم ارسال کنن و حتی بشینن نقد و بررسیش کنن
آنــــ روز | (:
فکر کن یه روز اونقدر ادم حسابی بشم که آدم حسابیا مطالبم رو برا هم ارسال کنن و حتی بشینن نقد و بررسی
بعد خدا به فرشتههاش بگه ببینید چه بنده خفنی دارم😎
آنــــ روز | (:
بعد خدا به فرشتههاش بگه ببینید چه بنده خفنی دارم😎
حس غیرقابل توصیفی خواهم داشت
و این کمال رؤیا و آرزوست