چند روز پیش میخواستم رو منقل بادمجون کباب کنم، بلد نبودم آتیش درست کنم، پسرا قبلش یه سری رو کباب کرده بودن، یه سری از ذغالها یکم حرارت داشت
هیچی دیگه، ما هر چقدر زور زدیم، نتونستیم آتیش درست کنیم(بماند که ذغالها خودش دستورالعمل داشت، ولی بازم نتونستم روشن کنم😂😂)، ذغالها هم برا ما با کلاس شدن، راستی مگه مهارت آتیش درست کردن به صورت غریزی تو آدما وجود نداره؟!
خلاصهههه
ما یاد این درس علما افتادیم، گفتیم یه ذغال افروخته از قبل(گفتم که از پسرا چند تا گرم مونده بود)، رو افروخته تر کنیم، بزاریم تأثیر همنشینی خودش رو بزاره🤓🧐🤔
ولی بازم نشد!
پس این علما چی میگفتن دربارهٔ تأثیر ذغال؟
نکنه سرکاریه؟ 🤔
و اینجا بود که نتیجه گرفتم به نوع ذغال هم ربط داره 😂😂😂
آنــــ روز | (:
چند روز پیش میخواستم رو منقل بادمجون کباب کنم، بلد نبودم آتیش درست کنم، پسرا قبلش یه سری رو کباب
یافتهٔ جالبتر ماجرا این بود که علما مثال ذغال رو آورده بودن که ما از عملکرد ذغال، تأثیر همنشین رو متوجه بشیم
ولی ما از تأثیر همنشین میخواستیم نحوهٔ برافروختن ذغال رو یاد بگیریم(که عاق علما دامنگیرمون شد😂😂😂😂)
خلاصهٔ اینکه، نگویند از سر بازیچه حرفی، کزان پندی نگیر صاحب هوش😜
ما گودزیلاهای دهه هشتادی اینیم دیگه😂😎✌️🏻
آنــــ روز | (:
این استوری دوستم رو دیدم داغم تازه شد😂😂😂
علما کم سر ملت کلاه بزارید، مثالتون ایراد داشت😂
مثالتون رو به روزرسانی کنید، با مثال قبلی نتونستم آتیش درست کنم😂😂😂
میخواستم یک پند احساسی هم به نوجوونا بدم👵🏻📿
حجم مطالب بالا بره تو فهمشون مشکل ایجاد نمیشه؟ 😂😎
آنــــ روز | (:
یافتهٔ جالبتر ماجرا این بود که علما مثال ذغال رو آورده بودن که ما از عملکرد ذغال، تأثیر همنشین رو م
من نصف چیزایی که بلدم رو اینطوری یاد گرفتم
یعنی طرف برای فهموندن یه چیزی که از نظرش پیچیده بوده، یه مثال بدیهی زده
و من به جای اینکه از بدیهی به پیچیده برسم، از پیچیده به بدیهی رسیدم😂😂😂
و اینگونه معلوماتم رو اضافه کردم😂😂😂
آنــــ روز | (:
من نصف چیزایی که بلدم رو اینطوری یاد گرفتم یعنی طرف برای فهموندن یه چیزی که از نظرش پیچیده بوده، ی
مثلاً میفرمایند همانجور که آجر با تحمل حرارت کوره پخته میشه، انسان هم با سختی کشیدن پخته میشه
و من میفهمم که آجر با رفتن تو کوره پخته میشه😂😂😂
اول بگم که تحت تأثیر فیلم دیشب این متن رو مینویسم نه اینکه خودم عاشق شده باشم و این چرت و پرتا
آنــــ روز | (:
اول بگم که تحت تأثیر فیلم دیشب این متن رو مینویسم نه اینکه خودم عاشق شده باشم و این چرت و پرتا
بعضی از ماها، وقتی تازه اولای راهیم،
با اولین حس عجیبی که مییاد سراغمون و برامون عجیبه و نمیفهمیمش، میگیم عاشق شدیم
حالا بیا و جمعش کن...
بعد حالا میخوایم ادا این آدم خفنا رو در بیاریم، اون حس رو کنار بزاربم. میبینیم نمیشه، کم هم شاید تلاش نکنیم، یه سال دوسال، ده سال، باز نمیشه، بعد میگیم حالا که نمیشه پس دیگه عشقه
ولی وقتی بزرگ تر بشیم، ولی روحمون قوی تر بشه، به دلبستگیهای قویتر که برخورد کنیم، میفهمیم اون عشق نبوده، سرآب عشق بوده
وقتی کم کم از معجزهٔ محبت مینوشیم و قدرتش رو میبینیم، تازه میفهمیم چقدرررر تصورمون غلط بوده
آدم وقتی بزرگتر میشه، با معجزات قوی تری از محبت رو به رو میشه که تازه میفهمه در گذشته چقدررر در اشتباه بوده
آنــــ روز | (:
بعضی از ماها، وقتی تازه اولای راهیم، با اولین حس عجیبی که مییاد سراغمون و برامون عجیبه و نمیفه
معجزهٔ محبت، واقعاً چیز عجیبیه، واقعاً چیز قدرتمندیه، به آدم نیروهای عجیبی میده که تا قبل اون فکرش رو هم نمیکرده
معجزهٔ محبته که علاقهٔ حقیقی رو از یه حس زودگذر و سطحی، ناشی از هر چیزی مثلاً ترشح هرمونها متمایز میکنه
مسلماً هرچه محبت، شایستگی بیشتری داشته باشه، هر چه رابطه قوی تر باشه، هر چه محبت بیشتر باشه و هر چه محبت مقدس تر باشه، معجزه، معجزه وار تره!
و شما تصور کنید قدرت معجزهٔ عشق به خدا رو...
آنــــ روز | (:
بعضی از ماها، وقتی تازه اولای راهیم، با اولین حس عجیبی که مییاد سراغمون و برامون عجیبه و نمیفه
همهٔ اینا رو گفتم که بگم وقتی بزرگ بشی، تازه به تمووووم اون چیزایی که اسمشون رو عشق گذاشتی میخندی و قبولشون نداری
پس مواظب باش عمرت رو جای الکی تلف نکرده باشی و از بازی حسهات، رکب نخورده باشی
آنــــ روز | (:
همهٔ اینا رو گفتم که بگم وقتی بزرگ بشی، تازه به تمووووم اون چیزایی که اسمشون رو عشق گذاشتی میخندی
بزرگ شدن واضحاً منظورم سن و سال نیست
منظورم روح آدمه
یه وقتا روح تو ۱۰۰ سالگی هم کوچکه و یه وقتا روح در ۱۰ سالگی عمییییقاً بزرگه