eitaa logo
سبک زندگی
1.2هزار دنبال‌کننده
7.4هزار عکس
7.5هزار ویدیو
51 فایل
ارتباط با ما @moshaverraign کانال گرافیک https://eitaa.com/grafikr کانال محصولات گیاهی، بهداشتی و مراقبتی پوست و مو لدورا مناسب آقایان و بانوان https://eitaa.com/masolatladora
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸 مهریه‌ی معنوی برای ازدواج مهریۀ من یک جلد کلام‌الله مجید بود و یک سکۀ طلا. سکه را که بعد از عقد بخشیدم، اما آن یک جلد قرآن را سیدمحمدعلی بعد از ازدواج برایم خرید و در صفحه‌ی‌ اولش نوشت: امیدم به اینست که این کتاب اساسِ حرکتِ مشترکِ ما باشد، نه چیز دیگر؛ چرا که همه چیز فناپذیر است، جز این کتاب... حالا هر چند وقت یکبار که خستگی بر من غلبه می‌کند، این نوشته ها را می‌خوانم و آرام می‌گیرم. 📌خاطره‌ای از زندگی سردار شهید سیدمحمدعلی جهان‌آرا 📚منبع: کتاب بانوی ماه ۵ ، صفحه۱۴ به روایت همسر شهید ┏━━━━🌺🍃━┓ @antghbat ┗━━🍃🌺━━━┛
🌸 همسردار بود و همسایه‌دار... علیرضا اجازه نمی ‌داد که هر شب من از خواب بلند بشم و به بچه رسیدگی کنم. می‌گفت: یک شب من، یک شب شما... یک‌بار هم شام آماده کرده بودم ، که فهمیدیم همسایه‌مون فکر ‌کرده شوهرش خونه نمیاد و شام درست نکرده. علیرضا فوراً غذای خودمون رو برد برای آنها. وقتی ازش پرسیدم: پس خودمون چی بخوریم ؟ ، گفت: "ما نان و ماست می‌خوریم..." 📌خاطره‌ای از زندگی سردار شهید علیرضا عاصمی 📚منبع: کتاب همسرداری سرداران شهید ┏━━━━🌺🍃━┓ @antghbat ┗━━🍃🌺━━━┛
🌸 شهیدی که بخاطر رسیدن به همسر ، نماز شکر خواند : تا آمدنِ مهمان‌ها برایِ مراسم عقد، توی اتاق تنها بودیم. آقا عبدالله ازم خواست که برایش مُهر بیاورم.بهش گفتم: «تا نگید چرا می‌خواهید نماز بخوانید، بهتون مُهر نمیدم.» ایشون در جوابم گفت: «خدا بهم همسر داده و به همین خاطر می‌خواهم نماز شکر بخوانم.» 📌خاطره‌ای از زندگی روحانی شهید عبدالله میثمی 📚منبع: یادگاران5 «کتاب شهید میثمی» ، صفحه 47 ┏━━━━🌺🍃━┓ @antghbat ┗━━🍃🌺━━━┛
✍ تعبیر شگفت‌انگیز شهید کاظمی در مورد مزار شهید خرازی با حاج احمد برای مأموریت رفته بودیم اصفهان. در مسیرِ بازگشت حاجی ما رو بُرد گلستان شهدا و گفت: بچه‌ها ! دوسـت دارین دری از درهـای بهشت رو بهتون نشون بدم؟ گفتیم: چی از این بهتر... حـاج احمد کفش‌هایش رو در آورد ، وارد گلزار شد و مستقیم ما رو بُرد سرِ مزار شهید حاج حسین خرازی و با یقین گفت: از این قبرِ مطهر دری به بهشت باز میشه. بعد هم اونجا نشست و با حال و هوایی تماشایی فاتحه خواند. هیچ کدوم نمی‌دونستیم ده روز بعد حاجی شهید میشه و طبق ‌وصیتش همونجا کنار شهید خرازی دفنش می‌کنند... 📌خاطره‌ای از زندگی سرلشکر شهید حاج احمد کاظمی 📚منبع: ویژه‌نامه پروازِ عرفه ┏━━━━🌺🍃━┓ @antghbat ┗━━🍃🌺━━━┛
✍ شهیدی که شیعه و سنی عاشقش شده بود... : سردار شوشتری حتی به خانواده‌های اعدامیان هم خدمت می کرد و می‌گفت: اگر کسی اعدام شده ، خانواده اش چه گناهی کرده‌اند؟ ایشون به خانوادۀ فقـرا هم سـرکشی، و مشکلاتشون رو برطرف می‌کردند، به طوری که بعد از شهادتشون به هر روستایی می‌رویم ، تا اسم شهید شوشتری آورده میشه ، مردم زار زار گریه می‌کنند و میگن: ما پـدر خود را از دست دادیم... 📌خاطره‌ای از زندگی سردار شهید نورعلی شوشتری 📚راوی: سردار جاهد (فرمانده سپاه سیستان و بلوچستان) ┏━━━━🌺🍃━┓ @antghbat ┗━━🍃🌺━━━┛
🌹شھید آوینۍ میگہ: واۍ بـر آن ڪس ڪہ در صحراۍ محشر سر از خـاک بردارد و نشانہ‌اۍ از جھـاد در بــدن نداشتہ باشہ! فلذا‌ جھـاد واجب‌است! 💠 جھـاد‌ تیر‌ و‌ تفنگ‌ نمیخواهد... شمــا تــو ڪار خونہ بہ مادرت،همسرت ڪمڪ ڪن خودش جھـاده... ┏━━━━🌺🍃━┓ @antghbat ┗━━🍃🌺━━━┛
🌷 روش امر به معروفش خاص بود. برای هدایت بچه های محل که کبوتر یا ورق بازی می کردند ، خیلی تلاش می کرد که با محبت و رفاقت ، بدون تذکر زبانی ، خود را به آن ها نزدیک کند. از جیبش هزینه می کرد و به روش های گوناگون آن ها را به نماز خواندن ، مسجد رفتن و حتی جبهه رفتن تشویق می کرد و در این راه موفق هم بود. 📚 کتاب سلام بر ابراهیم، شهید ابراهیم هادی ⚘شادی روح شهدا صلوات⚘ ┏━━━━▪️▪️━┓ @antghbat ┗━━▪️▪️━━━┛
🌷 نسبت به تربیتِ بچه ها خیلی حساس بود.سعی میکرد به وسیلۀ مطالعه و مشورت با کارشناسان بهترین روشِ تربیتی رو انتخاب کنه.‌یه روز دیدم بعد از واکس زدنِ کفشای خودش شروع کرد به واکس زدنِ کفش‌های پسر بزرگمون وقتی علتِ این کارش رو پرسیدم ، گفت: پسرمون جوونه اگه مستقیم بهش بگم کفشت رو واکس بزن‌ممکنه جواب نده خودم کفشش رو واکس می‌زنم تا به طورِ عملی واکس زدن رو بهش یاد بدم... 📚 شهید علی صیاد شیرازی ⚘ شادی روح شهدا صلوات ⚘ ┏━━━━🌺🍃━┓ @antghbat ┗━━🍃🌺━━━┛
🌷 یڪۍ از مدافعان حرم بہ حاج قاسم گفتہ بود: جنگ سوریہ تموم شد و ما شهید نشدیم ؛ جواب حاج قاسم این بود: در آینده اۍ نزدیڪ فتنه هایۍ پیش رو دارید ڪہ ڪل شہدا آرزوۍ حضور بہ جاۍ شما رو داشتہ باشند ، اون روز من نیستم ، اما شما پشت آقا رو خالی نکنید. ⚘ شادی روح شهدا صلوات⚘ ┏━━━━🌺🍃━┓ @antghbat ┗━━🍃🌺━━━┛
🌷 همسر شهید بهشتی می‌گوید: چیزی که در بیست و نه سال زندگی مشترک‌مان دیدم ملایمت و صبر ایشان بود. در کارهای خانه به من کمک می‌کردند، در خرید لوازم مورد نیاز، رسیدگی به باغچه‌ها و بعضی وقت‌ها شستن ظروف آشپزخانه مشارکت داشت. مطلبی که هیچ گاه از یادم نمی‌رود احترام او نسبت به من بود و در مقابل من هم حرمت ایشان را رعایت می‌کردم، در سراسر زندگی حتی یک‌بار هم به من تو نگفت!! 📚 همسر شهید بهشتی ┏━━━━🌺🍃━┓ @antghbat ┗━━🍃🌺━━━┛
🌷 هادی و حسین، دو فرزند کوچکمان، دعوایشان شده بود، موهای هم را می کشیدند، گفت: «آماده شان کن ببرمشان بیرون.» یک ساعت بعد که آمد، دیدم سَرِ دو تای آنها را کچل کرده است. گفت: نمی خواهم [من که نیستم و در جبهه هستم] تو حرص بخوری...!!! 📚 همسر شهید میثمی، کتاب یادگاران۵، ص۹۰ ⚘ شادی روح شهدا صلوات ⚘ ┏━━━━🌺🍃━┓ @antghbat ┗━━🍃🌺━━━┛
🌷 ماه رمضان شروع شده بود... عراقی ها به اسرا خیلی سخت میگرفتند. نماز خواندن و روزه گرفتن جرم محسوب میشد. بارها عراقی ها میریختند و نمازمان رو خراب میکردند. برای اینکه روزه بگیریم نقشه های زیادی میکشیدیم. بچه ها غذای ظهر رو توی نایلون میریختند و زیر پیرهنشون پنهان میکردند. این میشد غذای افطار... وای به حال کسی میشد که لو میرفت. حسابی شکنجه اش میکردند. بعضی ها هم ته مونده ی غذای شب برا سحری نگه میداشتند. ماه رمضون با تمام سختی هاش خیلی باصفا بود... 📚 راوی: سردار مرتضی حاج باقری ⚘ شادی روح شهدا صلوات ⚘ ‌┏━━━━🌺🍃━┓ @antghbat ┗━━🍃🌺━━━┛