تعارض الفلسفة مع الدين ⚠️
يقول الشيخ حیدر الوکیل:
فالفلسفة لم تؤيد الدين بل هي تحاول أن تحل محله وتؤول نصوصه وتبتعد عن أهم معطياته في أكبر محاولة التفاف على الدين والله المستعان .
📔 نظرة يقظة في مقدمة أحلام اليقظة
للأستاذ الشيخ حيدر الوكيل
@antifalsafeh | آنتیفلسفه
#اراده
استاد شیخ جعفر فاضل:
آن چه صحیح است آن است که بر اساس مبانی مسلم آیات و روایات، بین خدا و خلق کاملا بینونت و جدایی است و هیچ وجه اشتراکی نیست و سلسله علت و معلولی مطرح در فلسفه كه به معنای خروج معلول از دل علت است و در واقع معلول همان علتِ نازل شده است، درباره خدا و خلق جاری نیست، چرا كه خداوند در قید قوانینی که خلق کرده است در نمی آید و او سبحانه گرچه علت خلقت است اما نه به آن معنایی که در فلسفه مصطلح است بلکه خداوند به اراده خودش هر چه را بخواهد بوجود می آورد بدون این که ذات خدا کم یا زیاد شود یا ترشحی باشد یا تنزلی یا تجلی باشد.
📚شرح توحید صدوق، جلسه پنجم
@antifalsafeh | آنتیفلسفه
⭕️ کلام بلاغی در نقد شرک فلسفی
مرحوم بلاغی در کتاب آلاء الرحمن( ج ۲ ص ۱۳۷- ۱۳۸) در تفسیر آیه " ان الله لا یغفر ان یشرک به..." در نقد و رد بر شرک فلسفی- عرفانی میفرمایند:
" و كم جنى اتباع الفلسفة اليونانية بشطحيات المتفلسفين و المتصوفين بمزاعم العرفان...أ و ليس من نحو ذلك خرافات المظاهر...و هلم الخطب في مسئلة العقول العشرة و العقل الفعال فانها لم تبق لله الواجب بالذات شيئا مما تمجد به القرآن الكريم من خلقه لكل مخلوق و علمه و ارادته و مشيئته و حكمته و أعماله بل جعلته لغيره من مخلوقاته...كل من اشرنا اليه من اقسام المشركين يعترفون بالالهية و انه هو الاله الواجب الوجود و ان كل ما يجعلونه من الشركاء هم مخلوقون لله و يشاهدون فيهم لوازم الحدوث و نقص الامكان و ...مع ذلك يختلقون له صفة الالهية بسفسطات مستحيلة و مقدمات فاسدة و تأويلات لا تروج الا في سوق الأهواء و الأغراض الفاسدة"
@antifalsafeh | آنتیفلسفه
مردودیت اجتهاد فلاسفه
«میرزا جواد تبریزی (متوفی ۱۳۸۵ هـ .ش)» در رابطه با مجتهدی که اعتقاد به وحدت وجود دارد، صفات فعلی خداوند را صفات ذات میداند [مانند فلاسفه] یا بعض مقامات اهل بیت (ع) را انکار میکند اینگونه بیان میدارند که چنین فردی مجتهد نیست و تقلید از او جایز نمیباشد [یعنی هر یک از شروط مذکور را که داشته باشد، اجتهاد و مرجعیتش مردود است]/ صراط النجاة، میرزا جواد تبریزی، جلد ۱، صفحه ۲۱.
@antifalsafeh | آنتیفلسفه
💢آقایی که مقدمات را درست بلد نیست، چرا درس خارج میرود؟/ هر طلبهای به فلسفه نیاز ندارد/ بعضی دکان و بافندگی عرفان دارند!
✔️ سید احمد حسینی اشکوری:
🔹از من که میپرسند فلانی چه است؟ میگویم معمم است، نمیگویم روحانی است؛ چون روحانیتی ندارد و نمیگویم طلبه؛ چون درس نمیخواند و درس خواندن حضور تنها در مجلس درس نیست. آقا مقدمات را درست بلد نیست، میرود درس خارج که چه! از درس خارج هیچ نمیفهمد؛ چون مقدماتش را ندارد.
🔸اشکال فلسفه این است که این چون عقلی صرف است، مقدمات لازم دارد. یکی از مقدمات، علم منطق است، یکی از مقدمات ظرفیت عقلی شخص است، اصلا هر کسی نمیتواند فلسفه را بخواند؛ چرا؟ چون این ظرفیت را ندارد؛ تمام فلسفه شبهه است و این شبهه در ذهنش میماند و منحرف میشود.
🔹بعضی از آقایان قمیها مسخره میکنند نجفیها را که آنها فلسفه بلد نیستند و نمیخوانند، این اشتباه است. ما فلاسفهای داریم در نجف که هنوز در قم نداریم، اما فلسفه چون گفتم که ظرفیت میخواهد و مقدمات عقلی خوب میخواهد، به هر کسی بروز نمیکند. الآن بعضی از این آقایانی که در قم درس میدهند، من معذرت میخواهم و صریحا میگویم، فلسفه بلد نیستند. یک عده حرفهای تکراری است، اسم نمیخواهم بیاورم، حرفهای تکراری است و حرفهای عرفانی بافندگی! اگر میخواهید من از الآن تا فردا صبح برایت عرفان میگویم، حرفهایش و خیلی از این مسائل، دکان است.
@antifalsafeh | آنتیفلسفه
👌دیدگاه رهبر انقلاب آیت الله خامنه ای درباره فلاسفه یونان و رد استقلال “عقل” در هدایت بشر:👇
📡کانال آنتیفلسفه
@antifalsafeh
#فلسفه_عرفان_وعلما
✏️دیدگاه آیت الله خامنه ای درباره فلاسفه یونان و رد استقلال “عقل” در هدایت بشر:
آیا این خرد، این اندیشه انسانی،کفایت می کند که شما را هدایت کند و به سر منزل سعادت برساند؟
عقل بشر برای هدایت او بسنده هست؟ خودِ خرد اگر باز باشد، اگر فکر کند، اگر تعصب نورزد، اگر بدون غرض بخواهد قضاوت کند، خواهد گفت نه؛ مثل دادگاهی که خودش رای به عدم صلاحیت خودش بدهد، دادگاهی که خودش رای می دهد من صلاحیت ندارم در این مورد قضاوت بکنم.
خردِ سالمِ بی غرضِ انسانی قضاوت میکند که من صلاحیت ندارم انسانیت را مستقلا هدایت کنم. عقل بشر محدود است، بی نهایت نیست، در حالیکه نیازهای انسان بی نهایت است. آیا عقل هایی مثل عقل ارسطو و افلاطون و سقراط توانستند بشر را اداره بکنند؟
افلاطونِ متفکر، بعد از آنی که می نشیند فکر می کند، مشورت می کند، مطالعه می کند، تحقیق می کند، مدینه ی فاضله ای ترسیم می کند که این مدینه فاضله فقط به درد ذهن و داخل صندوق خانه خود جناب افلاطون می خورد.
شما ببینید مکتب های عقلی را و فلسفی را که چطور در مقابل هم صف آرایی می کنند. ببینید که انسانیت تا به یک مبدا و نقطهای فراتر و بالاتر و عمیق تر از خردِ انسان متصل نباشد، نمیتواند راه به هدایت و سعادت برساند.
او می آید تا عقل را راهنمایی کند، تا عقل را پرورش بدهد، تا عقل دفن شده را از زیر خروارها خاک بیرون برآورد.
📚منبع: طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن، سیدعلی خامنه ای، ص۳۱۳و۳۱۴
@antifalsafeh
صفاتِ ذاتِ خداوندِ متعال
مقدمه بحث:
ما در مطالبِ گذشته ثابت کردیم بنابر برهانِ عقلی خداوند متعال موجودی عالم و قادر است؛ اما قبل از پرداختن به برهانِ عدم محدودیتِ علم و قدرت خداوند متعال لازم است، بحثی را درباره عینیت صفات ذات با ذات الهی مطرح نماییم تا مقدمه ای بر ارائه برهان ما باشد.
بحث اجمالی درباره صفاتِ ذات:
صفتِ عارض یا زائد [اضافه بر ذات] منحصراً برای موجودات دارای اجزا است؛ برای مثال انسان که موجودی داری اجزا است، صفت و حالتی به نام علم عارض بر اجزا او است. شیر که موجودی دارای اجزا است، صفت و حالتی به نام قدرت عارض بر اجزا او است. ولی خداوند تبارک و تعالی اجزائی ندارند تا صفتی به نام علم و صفتی به نام قدرت عارض بر اجزا او باشد؛ در عین حال ما برهان داریم بر این که خدا عالم و قادر است. پس می گوییم: خداوند عالم است، اما علم خدا دقیقا همان ذات خدا است، نه صفت و حالتی برای خدا، همچنین قدرت خدا دقیقا همان ذات خدا است نه صفتی برای ذات خدا که جزء یا حالتی از ذات او باشد.
بحث تفصیلی درباره صفاتِ ذات:
1_ خدا علم دارد، ما هم علم داریم. اما فرق بین علم ما با علم خدا این است که علمِ ما کیفیتی عددی و متجزی است که زائد بر ذات ما شده است؛ اما خداوند تبارک و تعالی اجزاء ندارد، در نتیجه اصلا کیفیتی ندارد و چیزی زائد بر ذات او نمی شود!
2_ خدا قدرت دارد، ما هم قدرت داریم. اما فرق بین قدرت ما و قدرت خدا این است که قدرتِ ما نیرو های عددی و متجزی هستند که زائد بر ذات ما واقع شده و مظروف در اجزاءِ ما است. اما خدا اصلا اجزاء ندارد تا نیرو های عددی و متجزی داخل و عارض بر ذات او باشد.
3_ اگر قرار باشد که علم یا قدرت زائد و عارض بر ذات خدا باشد، نتیجه اش این می شود که در عین حال که خدا اجزاء ندارد، اجزاء داشته باشد تا چیزی عارض و زائد بر ذات او باشد؛ و این اجتماع نقیضین می باشد و هر کسی به وضوح مُحال بودن آن را درک میکند.
4_ ما از طرفی به وسیله برهان می فهمیم که خدا علم و قدرت دارد، از طرف دیگری هم به وسیله برهان می فهمیم که خدا اجزاء ندارد. در نتیجه چیزی زائد بر ذات او واقع نمی شود. پس حُکم می کنیم بر این که خدا علم دارد، اما علم او همان ذاتِ اوست و همچنین خدا قدرت دارد اما قدرت او عین و همان ذات اوست.
نکته مهم: متکلمین بعضاً می گویند خدا صفت ندارد و بعضا می گویند خدا صفت دارد. این دو قول در نگاه اول تعارض اولیه دارند، اما وقتی دقیق تر نگاه می کنیم متوجه می شویم آن جایی که متکلم گفته خدا صفت ندارد، صفت را به معنای شئ زائد و عارض بر ذات و اوصاف مقداری گرفته و در آن جایی که گفته خدا صفت دارد، صفت را به معنای اعم گرفته که در این صورت شامل چیزی که عین ذات می باشد هم می شود.
@antifalsafeh | آنتیفلسفه
⚡️ حتماً حوزهها مکلفاند که علوم مدرن را بفهمند و سخن دین را نسبت به آن ارائه کنند، ولی این کار یک قواعدی دارد. اگر درست عمل نکنیم، ممکن است خدایناکرده ما در دهههای آینده به یک فضلایی تبدیل شویم که ابزار عرفیسازی دین میشویم.
⚡️ انسان تا جزو عبادالله نشده و به فرقان دست پیدا نکرده است نباید سراغ کتب ضاله برود.
⚡️ اگر من بدون اینکه جهاز هاضمۀ خودم را تقویت کرده باشم که بتواند اطلاعات را تصفیه کند، انبوهی از اطلاعات فیلسوفان مادی را در جهاز هاضمه خودم بریزم، طبیعی است که مسموم میشوم.
⚡️ این یک انحراف خطرناک است که فرایند اصلاحات اجتماعی را براساس ادبیات مدرن تعریف کنیم و بپذیریم، و بعد بگوییم امام حسین(ع) هم همین کار را میکردند!
🔵 #استاد_میرباقری:
«من یک هشدار جدی میدهم نسبت به این انبوهخوانیهایی که از علوم انسانی و اجتماعی مدرن در حوزه دارد اتفاق میافتد. اینها کتبی هستند که انسان تا #فرقان ندارد نباید سراغشان برود. بله، اگر کسی جزو #عبادالله شد و نورانی به نور هدایت الهی شد و فرقان داشت، میتواند سراغشان برود (فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ). تا به آنجا نرسیدی، «فَلْيَنْظُرِ اَلْإِنْسانُ إِلى طَعامِهِ»؛ آدم باید به طعام خودش نگاه کند؛ در معنای این آیه فرمود: «عِلْمُهُ اَلَّذِي يَأْخُذُهُ عَمَّنْ يَأْخُذُهُ». علمتان را ببینید از چه کسی میگیرید.
این نکته را من جدی میگویم. این کسانی که فیلسوفان دوره مدرن که دست به بدنشان بزنی باید بروی آب بکشی، این نجاست مال روحشان است که به بدن سرایت کرده است. روح کافر نجس است که جسمش نجس میشود. قرآن به ما گفته است اینقدر فاصلهگذاری کنید. حال اگر من بدون اینکه جهاز هاضمۀ خودم هم تقویت کرده باشم که بتواند آن اطلاعات را تصفیه کند، انبوهی از آن اطلاعات آنها را در جهاز هاضمه خودم ببرم، طبیعی است که #مسموم میشوم.
این #انبوهخوانی که بهخصوص جوانان عزیز ما، و گاهی #طلبههای_جوان ما، انجام میدهند، با فرقان، خیلی خوب است و آدم میداند دارد چه کار میکند. اما اگر بخوانیم تا ببینیم که حق کجاست، این اولِ خطاست. آنها حق و باطل را با هم قاطی کردهاند و قاطی کردنش اینطوری است که «كَلِمَةُ حَقٍّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ». اگر فرقان نباشد، یکموقعی خداینکرده ما در دهههای آینده تبدیل میشویم به یک فضلایی که ابزار #عرفیسازی_دین میشویم و دین را به نفع مفاهیم عرفی و به نفع مفاهیم مدرن و به نفع علوم مادی تغییر میدهیم و ابزار این کار میشویم.
البته حتماً حوزهها مکلفاند که بر این علوم، #مُشرف بشوند و سخن دین را نسبت به آنها بفهمند و ارائه کنند؛ اصلاً اینطوری، #جامعهسازی و #جامعهپردازی میشود؛ اصلاً مسئله امروز ما این است. ولی این کار یک قواعدی دارد. اینکه ما از آن طرف بیاییم و مفاهیم عرفی را بگیریم و فرایند اصلاحات اجتماعی را براساس ادبیات مدرن [تعریف کنیم و بپذیریم،] و بعد بگوییم امام حسین(ع) هم همین کار را میکردند و [بگوییم] «إِنَّما خَرجْتُ لِطَلَبِ إلاصلاحِ فی أُمَّةِ جَدّی» یعنی همین، و حضرت هم همین کار را میکرده است، این حرف، قطعاً #انحراف است و انحراف خطرناکی هم هست؛ فرق نمیکند آن کسی که این انحراف را دارد خدایینکرده ملبس باشد یا نباشد. باید با قرآن و با معارف اهل بیت(ع) و با یک رفتوبرگشت مستمر بین معارف قرآن و اهل بیت(ع) بتوانیم به مفاهیم اساسی برسیم [و این امور را تحلیل کنیم.]».
@antifalsafeh | آنتی فلسفه
معرفت الله تعالی جلسه 109 ص393.mp3
13.75M
نقد وبررسی کلام فلاسفه در قدیم بودن ارادة
#الارادة_هي_صفة_الفعل
@antifalsafeh آنتیفلسفه
استاد سید قاسم علی احمدی می نویسد :
📝تمام مباحث علم منطق،از بدیهیّات و ضروریّات اولیه نیست تا اطمینان آور باشد،بلکه بیشتر مباحث آن،اکتسابی و نظری است،و از همین روست که در برخی از قواعد آن،بین اهل فن، اختلافی شدید واقع شده است.
🔺بر این اساس،چگونه میشود با آن،از وقوع در خطا و لغزش جلوگیری کرد و به نتایج بدیهی و یقینی که مُدّعای فلسفه است،رسید!؟
📔شرح رسالهٔ اعتقادات علامه مجلسی(ره)؛ص۴۵۸
#منطق
@antifalsafeh | آنتی فلسفه