•═┄•※☘🌺☘※•┄═•
#شهیدانه
🔷 زن کە وارد مغازه شد چهره ی محمود در هم رفت. سرش را انداخت زیر، لبش داشت زیر دندانش هایش پاره می شد.
❓هرچه زن می پرسید پسته کیلویی چند؟ جواب نمی داد.
🍀آخرش هم گفت: ما جنس نمی فروشیم.
🔻زن با عصبانیت گفت مگه دست خودته؟ پس چرا در مغازه ات را نمی بندی؟
🔸همان طور کە سرش زیر بود گفت: هر وقت حجابت را درست کردی بیا تا بهت جنس بدم.
#شهید_محمود_کاوه🌷
┄═🌿🌹🌿═┄
💌 #شھـــــیدانه
📞بی سیم زدم. گفتم «برادر کاوه ما میخواهیم با توپخانه اینها رو بزنیم. اینجا پر از ضدانقلابه.»
گفت «چی رو با توپ بزنید؟ اونجا پر از زن و بچه است. مردم که گناهی ندارن. تو که خودت کُردی باید حواست بیشتر جمع این چیزها باشه!»
گفتم «آخه ضدانقلاب خیلی زیاده.»
گفت «خب زیاد باشه، دلیل نمیشه!»
#شهید_محمود_کاوه
📚 یادگاران ۶، ص ٨۱