بشدت از لحاظ جسمی خستم و بدنم داره داد میزنه به خواب نیاز دارم
اما کلی کار دارم که انجام ندادم🚶🏿♀
این سخته که هی سعی میکنی با خودت کنار بیای
قلبتو قانع کنی که بابا اون به دردت نمیخوره
بعد یکی با یه حرف ساده همرو به باد بده و بازم هواییت کنه:)
هدایت شده از
میبینم که تک تک سلول های مغزم درحال ترشح فکرن ولی یک صدم اونا توی جمله و کلمه ها توصیف نمیشم میبنم که افتادم یه گوشه لخت و زخمی مثل یه تیکه پازل ناقص توی این دنیا که با هیچ پازلی مچ نمیشم میبینم که خیلی وقته هیج جایی برای من نیست خیلی وقته کلمه ای واسه من نیست خیلی وقته جمله ای منو نمیشناسه و مهم تر از همه میبینم من فراتر از توصیف کلمات شدم.