خونه ممبرای آران
📪 پیام جدید نزدیک رود میرود چهره اش که در رود نمایان شده را می نگرد درون چشمان پر از غمش برق خاصی و
افکار که متوقف نمیشد هیچ به تازگی او شاهد شعله ور شدن پیچیدگی های عمیق درونش بود!
احساساتی که یقینا نشعت گرفته از احساسات سوخته ی قدیمی اش بود!
اون جویبار بیشتر حکم جوب اسیدی را داشت اما دخترک بس که درگیر کنترل این و ان بود متوجه حل شدن پوست پایش در رود اسیدی نبود
امشب مجبورم زودتر شب بخیر بگم مسکن خوردم کاملا گیجم
پس...
شب بخیر! باقی ناشناس ها برای فردا✨
📪 پیام جدید
آاز بالای پله پرت شدی زمین یا دونه دونه پله ها رو افتادی؟
منظورمو میفهمی دیگه؟🗿
#دایگو
خونه ممبرای آران
با تشکر از باران**
از بالا شق خوردم زمین**
قشنگ صدا استخون دستمو شنیدم🙏🏻🤣
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/93173943/2939
بعد با اون سه چهار تا پله حالت انقدر بده
#دایگو
خونه ممبرای آران
📪 پیام جدید https://eitaa.com/93173943/2939 بعد با اون سه چهار تا پله حالت انقدر بده #دایگو
دستم ک هیچی سرمو الان نمیدونم چیکارش کنم🤣🙏🏻