سوال_و_متن_فصل_3_علوم_تکمیلی_سمپاد_از_درون_اتم_چه_خبر.pdf
حجم:
4.5M
📝 سوالات علوم تجربی
🔻 فصل سوم
24.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹️زبان انگلیسی پایه هشتم
🔸️تدریس نکته به نکته و کامل درس سوم
فیلم تدریس زبان انگلیسی #درس_سوم
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پایه هشتم - درس سوم - تصویری - بخش لغات جدید
کلیپ آموزشی زبان انگلیسی #درس_سوم
https://eitaa.com/archive7🍁
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پایه هشتم - #درس_سوم - تصویری - بخش تمرینات زبان انگلیسی
کلیپ آموزشی زبان انگلیسی
#زبانhttps://eitaa.com/archive7🍁🍃#هشتم
16.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💥💥با دقت ببین🌾🌾🌾
https://eitaa.com/archive7🍁
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تفکر سیستمی، یعنی چه؟؟
🤔🤔🤔
دنیای ما پبچیدگیهای زیادی دارد که بااید به ان توجه شود 🌾🌿🌿🌾🌿https://eitaa.com/archive7
🌹🍃 ࿐ྀུ 🌹🍃 ࿐ྀུ🌹🍃 ࿐ྀུ
─═ঊঈ حکایت ঊঈ═─
✍️ *حكایت چوب معلم !!*
نقل است که : امیر نصر سامانی (یکی از امرای سامانی که از سال 301 تا 331 ه.ق سلطنت کرد) در ایّام کودکی معلّمی داشت، که نزد او درس می خواند، ولی از ناحیه ی معلّم کتک بسیار خورد (زیرا سابقا بعضی معلمین شاگردان خود تنبیه بدنی می کردند) امیر نصر کینه ی معلم را به دل گرفت و با خود می گفت: هر گاه به مقام پادشاهی برسم، انتقام خود را از او می کشم و سزای او را به او می رسانم.
وقتی که امیر نصر به پادشاهی رسید، یک شب به یاد معلمش افتاد و در مورد چگونگی انتقام از او اندیشید، به خدمتکار خود گفت: برو در باغ چوبی از درخت «به» بگیر و بیاور.
خدمتکار رفت و چنان چوبی را نزد امیر نصر آورد و امیر به خدمتکار دیگرش گفت تو نیز برو آن معلم را احضار کن و به اینجا بیاور.
خدمتکار نزد معلم آمد و پیام جلب امیر را به او ابلاغ کرد، معلم همراه او حرکت کرد تا نزد امیر نصر بیاید، معلم در مسیر راه از خدمتکار پرسید: علت احضار من چیست؟
خدمتکار جریان را گفت.
معلم دانست امیر نصر در صدد انتقام است، در مسیر راه به مغازه ی میوه فروشی رسید، پولی داد و یک عدد میوه ی «بِهِ خوب» خرید و آن را در میان آستینش پنهان کرد. هنگامی که نزد امیر نصر آمد، دید در دست امیر نصر چوبی از درخت«به» هست و آن را بلند می کند و تکان می دهد. همین که چشم امیر نصر به معلم افتاد، خطاب به او گفت: از این چوب چه خاطره را می نگری؟ (آیا می دانی با چنین چوبی چقدر در ایام کودکی من، به من زدی؟)
در همان دم معلم دست در آستین خود کرد و آن میوه ی «به» را بیرون آورد و به امیر نصر نشان داد و گفت:« عمر پادشاه مستدام باد، *این میوه ی به این لطیفی و شادابی از آن چوب به دست آمده است.» ( یعنی بر اثر چوب و تربیت معلم، شخصی مانند شما فردی برجسته، به وجود آمده است).*
*امیر نصر از این پاسخ جالب، بسیار مسرور و شادمان شد، معلم را در آغوش محبت خود گرفت، جایزه ی کلانی به او داد و برای او حقوق ماهیانه تعیین کرد، به طوری که زندگی معلم تا آخر عمر در خوشی و شادابی گذشت.*
🍀🌷🌻🌹🌸☘️🌺
*نیمکتهای چوبی*
*بیشتر از درختان جنگل میوه میدهند.*
*چون ریشه در تلاش معلم دارند*
*
به یادتان باشد مدرک تحصیلی شما و توان در خواندن متن بالا؛ نتیجه زحمات معلمانتان است .پس به نیکی از آنان یاد کنید.
https://eitaa.com/archive7
📚
فصل 3.pdf
حجم:
837.6K
📝 جزوه علوم تجربی
🔻 فصل سوم
https://eitaa.com/archive7
#نهم
تست پیام۹درس۱تا۵.pdf
حجم:
117.2K
📝 آزمون پیام های آسمان
🔻 درس یک تا پنج
https://eitaa.com/archive7
#نهم
CamScanner ۲۰۲۳-۱۰-۱۷ ۱۴.۳۲.pdf
حجم:
777.3K
امتحان ریاضی نهم فصل اول با پاسخنامه مورخه ۲۴ مهر