eitaa logo
ارشیو هفتم ⚘هشتم⚘نهم
535 دنبال‌کننده
659 عکس
1.6هزار ویدیو
2.8هزار فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
آرایه های ادبی 🌸تشبیه: ادعای همانندی میان دو یا چند چیز است. تشبیه چهار رکن دارد: 1) مشبه: چیزی یا کسی که قصد مانند کردن آن را داریم. 2) مشبهٌ به: چیزی یا کسی است که مشبه، به آن مانند می شود. 3) ادات تشبیه: واژه ای است که نشان دهنده پیوند شباهت است. 4) وجه شبه: ویژگی یا ویژگی های مشترک میان مشبه و مشبهٌ به است. ژاله ها دانه دانه درخشند همچو الماس مشبه: ژاله ها /وجه شبه: درخشش/ ادات تشبیه: همچو/ مشبهٌ به: ماهی برای شناخت بهتر تشبیه توجه به این نکات لازم است: الف) وجه شبه معمولاً باید در مشبهٌ به بارزتر ومشخص تر باشد (چراغ مثل خورشید می درخشد، نه آنکه: خورشید مثل چراغ) ب) برای فهم یک تشبیه باید به سراغ «مشبهٌ به» رفت که مهم ترین پایه تشبیه است زیرا وجه شبه از آن استنباط می شود. 🌸مجاز: به کار رفتن واژه‌ای به جای واژه دیگر مجاز نام دارد. چنین امری ممکن نیست مگر آنکه میان آن دو واژه در خارج از کلام رابطه‌ای بر قرار باشد. آنقدر گرسنه ام که می‌توانم تمام ظرف را بخورم. رابطه‌ای میان دو واژۂ ظرف و غذا در این عبارت است. 🌸استعاره: هرگاه واژه‌ای به دلیل شباهتی که با واژه دیگر دارد به جای آن به کار رود استعاره پدید می‌آید. بر کِشته‌های ما جز باران رحمت خود مبار. در این عبارت رحمت خدا به باران مانند شده است. روشن است که در این عبارت، منظور از کِشته‌ها، معنای لفظی آن نیست بلکه مقصود اعمال بندگان است. 🌸کنایه: به جملات و عباراتی که منظور نویسنده یا گوینده از بیان آنها، چیزی غیر از معنای ظاهری و لفظی آنهاست، کنایه گوییم. آب از دستش نمی چکد. معنایی لفظی: نمی گذارد قطره‌ای آب از دستش به روی زمین بچکد. معنایی کنایی: هیچ چیزی از او به دیگران نمی‌رسد، خیلی خسیس است. 🌸تشخیص(انسان نمایی): هر گاه با نسبت دادن عمل، حالت یا صفتی انسانی به غیر انسان، به آن جلوۂ انسانی ببخشیم، آدم نمایی شکل می‌گیرد. طعنه بر توفان مزن، ایراد بر دریا مگیر  بوسه بگرفتن ز ساحل موج را دیوانه کرد دیوانگی و بوسه گرفتن به موج نسبت داده شده است و طبیعتاً بوسه گرفتن موج، بوسه دادن ساحل را به همراه دارد. پس در مصراع دوم به ساحل و موج حالت و رفتاری انسانی نسبت داده شده است. 🌸حس آمیزی: هرگاه موضوعی را که مربوط به یکی از حواس است. به چیزی نسبت دهیم که با آن حس قابل احساس نباشد، آرایۀ حس آمیزی آفریده می‌شود که در زبان روزمره نیز کاربرد دارد. مزه پیروزی را چشید. در این عبارت «مزه» که مربوط به حسّ چشایی است به پیروزی نسبت داده شده است. اما پیروزی با حس چشایی قابل احساس نیست. 🌸اقسام شبه جمله: شبه جمله امید و آرزو و دعا: کاش، ای کاش، الهی، انْ شاءَ الله شبه جمله تحسین و تشویق: خوب، آفرین، مرحبا، به به، بارک الله شبه جمله درد و تأسف: آه، واویلا، وای، دریغ، فریاد شبه جمله تعجب: به، وه، اوه، عجب، شگفتا شبه جمله تنبیه و تحذیر: امان، مبادا، زنهار شبه جمله امر: یا الله، بسم الله، خاموش، خفه شبه جمله احترام و قبول: چشم، قربان، ای بچشم شبه جمله جواب و تصدیق: بله، آری، البته، ای، ای والله 🌸تلمیح: اشاره به بخشی از رویدادهای تاریخی، اساطیری، مذهبی، حدیث و آیه و... در شعر یا نثر را گویند. مانند اشاره به داستان شیرین و فرهاد در بیت زیر: بیستون کندن فرهاد نه کاری است شگفت شور شیرین به سر هر که فتد کوهکن است آتش که شراب وصل تو نوش کند  از لطف تو سوختن فراموش کند (اشاره به داستان حضرت ابراهیم(ع)) 🌸سمبل: سمبل را در فارسی "مظهر" و "نماد" نیز می گویند. در سمبل مشبهٌ به ذکر می شود. اما در واقع مقصود مشبه است. کبوتر سمبل صلح و دوستی، آب سمبل نور و روشنایی، بهار سمبل جوانی و گل سمبل بهار 🌸تمثیل: در واقع به معنای ضرب المثل است. هرگاه در شعری برای تکمیل معنای بیتی از ضرب المثل استفاده شود و یا خودِ بیت در نتیجه استفاده بیش از حد به صورت ضرب المثل در آمده است آرایۀ تمثیل گویند. مثل ها خلاصه و چکیده حکمت تجربی یک قوم و ملت است. تو نیکی می کن و در دجله انداز  که ایزد در بیابانت دهد باز "سعدی" هرگه که دل به عشق دهی، خوش دمی بود در کار خیز حاجت هیچ استخاره نیست "حافظ" نابرده رنج گنج میسر نمی شود مزدآن گرفت جان برادر که کارکرد "سعدی" 🌸مبالغه: چیزی را بیش از حدّ واقعی آن نشان دادن، مبالغه است، که موجب زیبایی شعر و نثر می شود. اغراق مناسب ترین اسباب برای تصویر یک دنیای حماسی است. بنابراین در شاهنامه بسیار از آن استفاده شده است. از نازکی آزار رساند بدنش را "سعدی" شود کوه آهن چو دریای آب  اگر بشنود نام افراسیاب 🌸تضاد یا طباق: آوردن دو کلمه با معنی متضاد است، در سخن برای ایجاد زیبایی و لطافت. گفتی به غمم بنشین یا از سر جان برخیز فرمان برمت جانا بنشینم و برخیزم از ظلمت خود رهایی با نور خود آشناییم  مهدی اکبری
🍁🍂 🍁🍂🍁شبتون خوش😍 @Hamgam6
کانال فصل هشتم.pdf
حجم: 130.1K
📝 آزمون میان ترم فارسی 🔻 درس ۱ تا ۶ https://eitaa.com/archive7 📚
25.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
علوم هشتم - فصل ششم 🎥 نمونه تدریس فصل تنظیم هورمونی کتاب درسی - قسمت اول (جناب خسروی نیا) 📚
26.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
علوم هشتم - فصل ششم 🎥 نمونه تدریس فصل تنظیم هورمونی کتاب درسی - قسمت دوم (جناب خسروی نیا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
☆💕ᬼ꙰҈꙰҈‌‌‌‌‌ᬼ꙰҈꙰҈‌‌‌‌‌☆✨💕ᬼ꙰҈꙰҈‌‌‌‌‌ ✨ᬼ꙰҈꙰҈‌‌‌‌‌☆💕ᬼ꙰҈꙰҈‌‌‌‌‌☆ 📚🔎 پیرمردی در دامنه کوه های دمشق هیزم جمع می کرد ودر بازار می فروخت تا ضروریات خویش را رفع کند یک روز حضرت سلیمان (ع) پیر مرد را درحالت جمع آوری هیزم دید دلش برایش بسیار  سوخت تصمیم گرفت زندگی پیرمرد را تغییر دهد یک نگین قیمتی  به پیرمرد داد که بفروشد تا در زندگی اش بهبود یابد پیرمرد ازحضرت  سلیمان (ع) تشکری کرد وبسوی خانه روان شد و نگین قیمتی را به همسرش نشان داد همسرش بسیار خوشحال شد ونگین را در نمکدانی گذاشت یک ساعت بعد بکلی فراموشش شد که نگین را کجا گذاشته بود زن همسایه نمک نیاز داشت به خانع آنها رفت و زن نمکدان را به او داد اما زن همسایه که چشمش به نگین افتاد نگین را پیش خود مخفی کرد. پیر مرد بسیار مایوس شد و از دست همسرش بسیار ناراحت و عصبانی وخانم پیرمرد هم  گریه میکرد که چرا نگین را گم کردم چند روز بعد پیرمرد به طرف کوه رفت درآنجا با حضرت سلیمان (ع) روبرو شد جریان گم شدن نگین به حضرت سلیمان (ع) را گفت . حضرت سلیمان (ع) یک نگین دیگری به او داد و گفت احتیاط کن که این را هم گم نکنی پیرمرد ازحضرت  سلیمان (ع) تشکری کرد و خوشحال بسوی خانه روان شد در مسیر را ه نگین را ازجیب خود بیرون کشید و بالای سنگ گذاشت و خودش چند قدم  دور نشست تانگین را خوب ببیند ولذت ببرد دراین وقت ناگهان پرنده ای نگین را در نوکش گرفت وپرید پیرمرد هرچه که دوید وهیاهو کرد فایده نداشت پیرمرد چند روز از خانه بیرون نرفت همسرش گفت برای خوراک چیزی نداریم تا کی در خانه مینشینی پیرمرد دوباره به طرف کوه رفت هیزم را جمع آوری کرد که صدای حضرت  سلیمان (ع) را شنید دید که حضرت  سلیمان (ع) ایستاده است وبه حیرت بسوی  او می نگرد پیر مرد باز قصه نگین را تعریف کرد که پرنده آن را ربود. حضرت سلیمان (ع) برایش گفت میدانم که تو به من دروغ نمی گویی این نگین را از هر دو نگین قبلی گرانبهاتر است بگیر و مراقب باش که این را گم نکنی و حتما بفروش که در حالت زندگیت تغییری آید پیر مرد وعده کرد که به قیمت خوب میفروشد پشتاره خود را گرفت بسوی خانه حرکت کرد خانه پیر مرد کنار دریا بود هنگامی به لب دریا رسید خواست که کمی نفس بگیرد ونگین را از جیب خود کشید که در آب بشوید نگین از دستش خطا رفت به دریا افتاد هرچه که کوشش کرد و شنا کرد. چیزی بدستش نیآمد . با ناراحتی و عجز تمام به خانه برگشت از ترس سلیمان (ع) به کوه نمی رفت همسرش به او اطمینان داد صاحب نگین هر کسی که است ترا بسیار دوست دارد اگر دوباره اورا دیدی تمام قصه برایش بگو من مطمئن هستم به تو چیزی نمیگوید پیرمرد با ترس به طرف کوه رفت هیزم را جمع آوری کرد به طرف خانه روان شد که تخت حضرت سلیمان (ع) را دید پشتاره را به زمین گذاشت دویدو گریخت . حضرت سلیمان (ع) میخواست مانعش شود که فرستاده خدا جبریل امین آمد که ای سلیمان خداوند میگوید که تو کی هستی که حالت بنده مرا تغییر میدهی ومرا فراموش کرده ای ! سلیمان (ع) باسرعت به سجده رفت واز اشتباه خود مغفرت خواست خداوند بواسطه جبرییل به حضرت سلیمان گفت که تو حال بنده مرا نتوانستی  تغییر دهی حال ببین که من چطور تغییر میدهم پیرمرد که به سرعت بسوی قریه روان بود با ماهی گیری روبرو شد ماهی گیر به او گفت ای پیر مرد من امروز بسیار ماهی گرفتم بیا چند ماهی به تو بدهم پیرمرد ماهی ها را گرفت وبرایش دعای خیر کرد وبه خانه رفت همسر ش شکم ماهی ها را پاره کرد که در شکم یکی از ماهی ها  نگین  را یافت وبه شوهرش مژده داد شوهرش با خوشحالی به او گفت توماهی را نمک بزن من به کوه میروم  تا هیزم بیاورم هنگامیکه زن پیرمرد نام نمک را شنید نگین اول به یادش آمد که در نمکدانی گذاشته بود سریع به خانه همسایه رفت وقتی که زن همسایه زن پیرمرد را دید ملتمسانه عذر خواهی کرد گفت نگینت را بگیرمن خطا کردم خواهش میکنم به شوهرم چیزی نگویی چون شخص پاک نفس است اگر خبردار شود من را از خانه بیرون خواهد کرد. پیرمرد در جنگل بالای درختی رفت که شاخه خشک را قطع کند چشمش به نگین قیمتی درآشیانه پرنده خورد . نگین را گرفت به خانه آمد زنش ماهی ها را پخت و شکم سیر ماهی ها را خوردند فردا پیرمرد به بازار رفت هر سه نگین را به قیمت گزاف فروخت . حضرت سلیمان (ع) تمام جریان را به چشم دید و یقین یافت که بنده حالت بنده را نمیتواند تغییر دهد تاکه خداوند نخواهد  به خداوند یقین و باور داشته باشید. 🌼مَنْ یتَوَکلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ ☘و هر کس بر خدا توکل کند پس او برایش کافی است؛ در حقیقت خدا کارش را (به انجام) می رساند.(طلاق آیه3) 🌹حق غنّی است، برو پیش غنی 🌹نزد مخلوق جز حيراني نيست https://eitaa.com/archive7 📚
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آدم های بزرگ... - @mer30tv.mp3
زمان: حجم: 4.6M
☀️ نوزدهم آذر روزتون بخیر🍁🍂دلتون شاد ❤بارش رحمت الهی گواریتان💦💦💦