آن بولین که بین سالهای ۱۵۰۱ تا ۱۵۰۷ به دنیا اومد، دختر توماس بولین، یک اشرافزادهی دیپلمات و الیزابت هاوارد از خاندان بسیار قدرتمند هاروارد بود.
آن، ابتدا توی دربار مارگارت اتریشی و بعد توی دربار فرانسه حضور داشت و با فرهنگ درباری، زبان فرانسوی، موسیقی، رقص، مد و آداب اشرافی آشنا شد و این سالها، احتمالا تاثیر زیادی روی شخصیتش گذاشته بودن. آن فقط یه زن جوون اشرافی که تازه وارد دربار شده نبود.
حدود سال ۱۵۲۲، آن بولین به انگستان برگشت، وارد دربار ملکه کاترین آراگون شد و اینجاست که همهچیز شروع میشه.
همون زمان در انگلستان، کاترین آراگون یعنی همسر پادشاه هنری هشتم، فقط یک فرزند زنده به دنیا آورده بود؛ ماری که یک دختر بود. کاترین فرزند دیگهای به دنیا نیاورده بود و این یعنی هنری هشتم وارثی نداشت.
توی اون وضعیت، بین سالهای ۱۵۲۶ تا ۱۵۲۷، هنری هشتم به آن بولین علاقهمند شد؛ اما آن، مثل هر زنی توی دربار نبود و تن به صرفا معشوقه بودن نمیداد، پس رابطه با هنری رو به سمت ازدواج برد.
همونطوری که میدونین، اون زمان هنری هشتم هنوز توی ازدواجش با کاترین بود و طبق مسائل دینی نمیتونست بدون باطل کردن ازدواجش، با شخص دیگهای ازدواج کنه.
از قضا، هنری هم از قبل خواستار باطل شدن این ازدواج به علت نبود وارث از کاترین بود؛ پس تصمیم گرفت که رسما از کاترین جدا بشه.
اما مشکل اصلی اینجا بود که هنری برای باطل کردن این ازدواج، به تایید پاپ کلمنت هفتم نیاز داشت. از پاپ درخواست کرد ازدواجش با کاترین رو باطل اعلام کنه اما پاپ با این درخواست موافقت نکرد. موضوع فقط یک اختلاف سادهی مذهبی هم نبود؛ کاترین خالهی شارل پنجم، امپراتور قدرتمند اروپایی بود و شرایط سیاسی اروپا هم توی تصمیم پاپ تاثیر میذاشت.
حالا چی شد؟ پس از چند سال تلاش ناموفق، هنری و مشاورانش مسیر دیگهای رو انتخاب کردن: کاهش قدرت پاپ توی انگلستان.
پارلمان انگلستان در اوایل دههی ۱۵۳۰ مجموعهای از قوانین رو تصویب کرد که به تدریج وابستگی کلیسای انگلستان به رم رو از بین برد.
نقطهی بسیار مهم هم در سال ۱۵۳۴ اتفاق افتاد. با تصویب Act of Supremacy، هنری هشتم به عنوان رئیس عالی کلیسای انگلستان شناخته شد.
توی سال ۱۵۳۳، ازدواج هنری و کاترین توسط توماس کرنمر، اسقف اعظم کانتربری، باطل اعلام شد و هنری با آن بولین، ازدواج کرد.
اما داستان ما به اینجا ختم نمیشه، اینجا شروع همهچیزه.
چه سرنوشتی در انتظار آن بولینه؟