#قصه_های_عارفان
#ماجرای_کیسه_ای_که_به_دنبال_کفن_رفت
🔷 ابتدای کتاب بهشت جاودان شهید دستغیب آمده که همسرشان بعد از شهادت میگوید:
🔰 هنگامی که خلعتی (کفن) ایشان را بیرون آوردم، در میان پارچههای کفن، کیسهای دوخته شده از پارچه سفید یافتم، متحیر شدم این دیگر برای چیست؟ آن را کنار گذاشتم و بقیه تکهها و پارچهها را دادم.
➖یک هفته گذشت، اربعین حسینی (هفتم شهدای جمعه خونین شیراز) بود، قضیه خوابهایی که شب پیش از روز هفتم شهادتشان دیده شده بود که پارههای بدن آقا هنوز لای دیوارها و پشت بامها و بر سر درختهای خانههای مجاور باقیمانده است.
➖وقتی معلوم شد این خوابها درست است هیاهویی در شهر افتاد. گوشتها را جمع آوری نمودند و از من کیسهای جهت جا دادن آن خواستند.
➖فورا به یاد آن کیسه همراه خلعتی افتادم،که آقا از پیش این کیسه را جز کفنی خود به حساب آورده و از قبل تهیه کرده است.
➖ گویا به ایشان الهام شده بود که برای تکه پارههای باقیمانده بدنشان کیسه مخصوص لازم است.
@arefan_313
•┈•✨✾✨•┈•
#دمیباابوالقاسمگورکانی
🔷ابوالقاسم گورکانی، از مشاهیر عرفای قرن چهار و پنجم، معروف به شیخ الاکابر و پیر حاجاتی و پیر پر نیاز، متولد دهکده گورکان طوس در مشهد میباشد.
وی مرید شیخ ابی عمران مغربی بوده است.
🔷 قطب پنجم بعد از غیبت کبرای امام دوازدهم در سلسلهٔ نعمتاللهی منصب وی است.
🔷دو رشته در طریقت، از او جاری شده است: یکی توسط شیخ المشایخ و خلیفهٔ وی شیخ ابوبکر نسّاج و دیگری توسط شیخ ابوعلی فضل بن فارمدی.
🌟 ابو سعید ابو الخیر، فردوسی، ابوعلی فارمذی، ابوبکر نساج از جمله پیروان او بودند؛ و به احتمال زیاد حتی شیخ ابوالحسن خرقانی را از طریق شیخ ابوعلی قصاب آملی تربیت کردهاست.
🌟ابوعلی سینا و ناصر خسرو و فقهای بزرگی مثل شیخ مفید و سید رضی و سید مرتضی، از علمای هم عصر وی بودند.
▪️آرامگاه وی را در خراسان رضوی، تربت حیدریه گفته اند.
@arefan_313
•┈•✨✾✨•┈•
#قصههایعارفان
#عالمازاینکودکنصیبمیبرد
👈شیخ ابو سعید ابوالخیر میگفت :
🔸پدرم مرا به نماز آدینه برد. در راه #شیخابوالقاسمگرگانی آمد.
و به پدرم گفت: من از این دنیا نمیتوانستم بروم؛ حالا که این فرزند را دیدم ایمن شدم که عالم از این کودک نصیب خواهد برد. وگفت: بعد از نماز این فرزند را پیش من آور.
🕌بعد از نماز، به صومعه ی شیخ رفتیم. طاقچه ای بسیار بلند آنجا بود.
شیخ گفت: قرص نانی بر طاقچه است، ابو سعید را بر دوش بگذار تا بردارد؛
دستم را بر نان زدم تا بردارم، نان جو بود و گرم چنانکه دستم متوجه گرمی آن شد!
🔅شیخ نان را نصف کرد و به من داد و گفت بخور. و نیم دیگر را ( درحالی که اشک چشمش روان شد) خودش خورد؛ و به پدرم هیچ نداد.
❗️پدرم گفت: چرا مرا بی نصیب گذاشتی ؟
ابوالقاسم گفت: سی سال است که این قرص نان بر آن طاقست و با ما وعده کرده بودند که این قرص نان در دست هر کس که گرم خواهد شد، این حدیث بر وی ظاهر خواهد بودن؛ اکنون تو را بشارت باد که این کس، پسر تو خواهد بود!
@arefan_313
•┈•✨✾✨•┈•
#جملاتنابعرفانی
#گرکانی
🔰سخنان شیخ ابوالقاسم گرکانی به ابو سعید ابو الخیر:
✅اگر یک طرفةالعین همت با حق داری،
تو را بهتر از آنکه روی زمین مملکت تو
باشد!..
🌸خواهی که سخن خدا گویی؟
پس در خلوت بگو:
«من بی تو دمی قرار نتوانم کرد
احسان تو را شمار نتوانم کرد
گر بر تن من زبان شود هر موئی
یک شکر تو از هزار نتوانم کرد»
👤ابو سعید ابوالخیر: این بیت را همه روز میگفتم تا به برکت آن در کودکی راه حق برمن گشاده شد.
@arefan_313
•┈•✨✾✨•┈•
#دمی_با_سید_هاشم_موسوی_حداد
🌀سیدهاشم موسوى حَدّاد (۱۳۱۸ـ۱۴۰۴ق)، عارف شیعى قرن چهاردهم و از شاگردان سید علی قاضی بود و ۲۸ سال با ایشان در ارتباط بود.
➖او در کربلا و نجف به تحصیل علم پرداخت.
➖از حداد، نوشتهای جز چند نامه باقی نمانده و نظریات و حالاتش در کتاب روح مجرد نوشته شاگردش سید محمد حسین حسینی تهرانی بیان شده است.
🔷حداد از راه نعلبندی گذران زندگی میکرد.
🔰او به اشعار فارسى شمس مغربى، حافظ و مولوى علاقه فراوان داشت.
🔮اعتقاد وی به وحدت وجود، نقل سخنان محییالدین ابنعربى، قرائت مثنوى جلالالدین مولوى، تمایلات عارفانه و ... باعث انتقاد برخی بر او شد.
@arefan_313
•┈•✨✾✨•┈•
#توحید_حداد
🔰 حدّاد در توحیدبسیار تعصب داشت؛
➖ کلمه #فنا بیش از هر واژه دیگرى بر زبان او جارى بود.
➖حدّاد معتقد بود که توجه به صحت یا بطلان عمل، موجب غفلت از حق و ابتلا به دوگانهپرستى میگردد.
➖ به نظر حدّاد، وحدت وجود از معارف بسیار عالى است که کسى قادر به ادراک آن چندان که سزاوار اوست نیست و معناى آن نزد حدّاد این است که جز خدا چیز دیگرى وجود بالذات و مستقل ندارد؛
🔷 یعنى، وجود حقیقى، اوست و دیگر موجودات، عین وابستگى و نیاز به حق هستند.
🔷همچنین به نظر او، اینکه حاجى در اعمال و مناسک حج، بهویژه در رمى جمره اولى و وسطى، رو به قبله شیطان را رمى میکند و در رمی جمره عقبی، پشت به قبله این عمل را انجام میدهد، بدان معناست که حاجى با توجه به اصل توحید، که بدون سمت و سوى است و نیز با نفسى که توجه به آن سمت و سویى ندارد، شیطان را رمى میکند. به نظر او، رمی جمره عقبه از دو رمى دیگر زلالتر و به توحید نزدیکتر است.
@arefan_313
•┈•✨✾✨•┈•
#قصه_های_عارفان
#موت_اختیاری
🔰مرحوم قاضى خيلى به حداد عنايت داشت و او را به رفقاى سلوكى معرّفى نمىكرد.
➖بر حال او ضَنّت داشت كه مبادا رفقا مزاحم او شوند.
🔮او تنها شاگردى است كه در زمان حيات مرحوم قاضى موت اختيارى داشته است. بعضى اوقات ساعات موت او تا پنج و شش ساعت طول مىكشيد.
🔰 مرحوم قاضى می فرمود: سيّد هاشم در توحيد مانند سنّيها كه در سنّىگرى تعصّب دارند او در توحيد ذات حق متعصّب است، و چنان توحيد را ذوق كرده و مسّ نموده است كه محال است چيزى بتواند در آن خلل وارد سازد.
آیت الله مطهری نیز پس دیداری با حداد، گفته است: این سید حیات بخش است.
@arefan_313
•┈•✨✾✨•┈•
#کلماتی_نورانی_از_مرحوم_حاج_سید_هاشم_حداد
🔮اگر جبرئيل فى المثل نزد تو آيد و بگويد: هر چه مىخواهى بخواه! از درجات و مقامات و سيطره بر جنّت و جحيم و خُلَّت حضرت ابراهيم و مقام شفاعت كبراى محمّد صلّىاللـهعليهوآلهوسلّم و محبّت آن پيامبر عظيم را، تو بگو:
👈من بندهام، بنده خواست ندارد.
🔷خداى من براى من هر چه بخواهد آن مطلوب است. من اگر بخواهم به همين مقدار خواست كه مال من است و متعلّق به من است از ساحت عبوديّت خود قدم بيرون نهادهام، و گام در ساحت عِزّ ربوبى نهادهام؛ چرا كه خواست و اختيار اختصاص به او دارد.
🔷حتّى نگو: من خدا را مىخواهم! تو چه كسى هستى كه خدا را بخواهى؟! تو نتوانستهاى و نخواهى توانست او را بخواهى و طلب كنى! او لامحدود و تو محدودى! و طلب تو كه با نفس تو و ناشى از نفس توست محدود است، و هرگز با آن، خداوند را كه لايتناهى است نمىتوانى بخواهى و طلب كنى! چرا كه آن خداى مطلوب تو در چارچوب طلب توست، و محدود و مقيّد به خواست توست، و وارد در ظرف نفس توست به علّت طلب تو.
🔷 بنابراين آن خدا، خدانيست. آن، خداى متصوَّر و متخيَّل و متوهَّمِ به صورت و وَهم و خيال توست. و در حقيقت، نفس توست كه آنرا خداى پنداشتهاى!
🔆و به كشتۀ راه عشق بگو: از عهدۀ وفاى حقّ عشق برآمدى!
🔆و به مدّعى راه عشق بگو: هيهات از اينكه بتوانى از عهدۀ وفاى حقّ عشق برآئى!
🔵هيچگاه شخص سرمه به چشم كشيده و تصنّعاً مژگان را سياه كرده، مانند شخص سياه مژگان نخواهد بود.
@arefan_313
•┈•✨✾✨•┈•
#دمی_با_سید_عبدالکریم_رضوی_کشمیری
🔰سید عبدالکریم رضوی کشمیری زادهٔ ۱۳۰۳ در نجف، و درگذشت ۱۸ فروردین ۱۳۷۸، فرزند سید محمد علی کشمیری و نوه دختری آیت الله سید محمدکاظم طباطیایی یزدی(صاحب عروة الوثقی)بود.
🔵وی از مجتهدان و عارفان بزرگ شیعی معاصر بودهاست. وی در کنار دروس متعارف حوزه، به آموختن علوم جفر، علم اعداد، علم حروف و اسماءالله و عرفان مشغول بود.
🔷پدرش با عبدالکریم حائری یزدی دوست بود و بهسبب علاقه به او نام فرزندش را عبدالکریم گذاشت.
🔷 وی از سلسله سادات رضوی (از تبار موسی مبرقع) است که در دوره ای اجدادش از قم به کشمیر هند مهاجرت کردند.
🔹او در هفت سالگی همراه پدرش از کشمیر به کربلا رفته، به تحصیل علوم دینی پرداخت و به اجتهاد رسید.
🔹از شاگردان #سید_علی_آقا_قاضی و #سید_هاشم_حداد بود.
🔸از آثار وی شرح کفایه الاصول است
➖در سال ۱۳۷۸ در گذشت و در حرم حضرت معصومه سلام الله علیه مدفون شد.
@arefan_313
•┈•✨✾✨•┈•
#قصه_های_عارفان
#چشم_برزخی
🔷حضرت آیت الله سید عبدالکریم کشمیری قدس سره می فرمودند:
➖ در نجف اشرف به خاطر ریاضت های شرعی و حشر و نشری که با اولیای خدا داشتم، چشم برزخی من باز شده بود و صورت برزخی اشخاص را می دیدم.
➖بسیاری از افراد سرشناس که برای آنها احترام فوق العاده ای قائل بودم، صورت های برزخی ناخوشایندی داشتند و دیدن آنها بسیار آزارم می داد.
➖لذا در فکر چاره جویی برآمدم و تصمیم گرفتم با مراجعه به اهل بصیرت مشکل خود را برطرف کنم. چند روزی گذشت و یکی از عارفان وارسته و بلند پایه ای که در یکی از شهرهای هند سکونت داشت به قصد زیارت و عتبه بوسی حضرت امیر (علیه السلام) به نجف آمد.
➖روزی که او به دیدار من آمد، در همان نگاه اول به حالت من پی برد و به من گفت: به دست آوردن چشم برزخی خیلی دشوار است و از دست دادن آن بسیار آسان!
➖گفتم: طاقت ادامه دادن به این وضع را ندارم!
➖گفت: امروز به قصابی محل مراجعه کن و گوشت گوساله ای بخر و بگو در حیاط خانه در فضای باز آن را بر روی آتش کباب کنند و بعد نوش جان کن! مشکل تو فوراً بر طرف می گردد!
➖طبق دستوری که داده بود عمل کردم، و با فرو بردن اولین لقمه کباب بود که چشم برزخی من بسته شد! و حالت عادی خود را پیدا کردم و بعد از مدت ها نفسی به راحتی کشیدم!
@arefan_313
•┈•✨✾✨•┈•