هر بار که احساس میکنم تب دارم یاد فکت هایی که در بچگی بیان میکردم میافتم و فکر به این که اطرافیانم چطور من رو تحمل کردن://////
وقتی از اول زندگیم تا اینجا رو مرور میکنم
با تمام وجودم درک میکنم که خدا چطور هوامو داشته
چطور در مرحله مرحله ی زندگیم حواسش بهم بوده و بهترین اتفاقات رو برام رقم زده
از لحظه ی تولدم من رو در بهترین مکان ها و شرایط نگه داشته
به خودم میگم پس چرا الان نگرانی؟
نگران فردا و فردا ها
در تمام اون زمان هایی که تو توانایی کنترل هیچی رو نداشتی خدا برات زندگیت رو کنترل کرد
حالا که یکم بزرگ شدی و فکر میکنی میتونی چیزی رو کنترل کنی به نظرت خدا رهات میکنه؟
به نظرت خدایی که هیچ وقت رهات نکرده قراره رهات کنه که انقدر برای آینده ات نگرانی و دست و پا میزنی؟
همه چیز رو بسپر دست خدا
اونی که بر هر کاری تواناست
اونی که بهتر از تو میدونه چی درسته
و اونی که از همه برات مهربون تره
آرزو
وقتی از اول زندگیم تا اینجا رو مرور میکنم با تمام وجودم درک میکنم که خدا چطور هوامو داشته چطور در م
اینو اینجا نوشتم که یه تلنگری باشه برای شما
زندگی تون رو مرور کنید و ببینید چطور خدا هواتون رو داشته
شاید حکمت بعضی از اتفاقات رو متوجه نشید
اما برای همون چیز های کوچیکی که درک میکنید شکرگذار باشید تا یاد بگیرید با نگاه دیگری همه چیز رو تماشا کنید:)))
برای یک درونگرا وقتی حالش خوب نیست
اشتباه ترین کاری که میتونید انجام بدید اینه که بخواید باهاش حرف بزنید تا حالش خوب بشه:)
پیشنهاد میکنم کنارش باشید اما با فاصله و حریم مشخص
اگه خواست حرف بزنه گوش کنید اما خودتون بحث رو شروع نکنید
اگه میخواد تنها باشه دور و برش نباشید و اجازه بدید با تنهاییش حالش خوب بشه
نمیدونم این که دو ماهی میشه که با خودکار چیزی ننوشتم باعث تضعیف دست خطم شده یا این خاصیت فرم هایی هست که قراره خیلی تمیز تحویل بدم
شاید این تقدیر ماست
که دلمان پر بکشد برای دیارش
اما تن مان در قفس زمان و مکان گرفتار باشد