آرزو
گاهی واقعا آدم نیاز داره که نفهمه نه این که تظاهر کنه که نفهمیده
ای کاش ده سال کوچیک تر بودم
و شاید بیشتر...
آرزو
جوری که کودکی من گذشت:)
معلم سکوت کرد تا جواب رو از من بشنوه
وقتی که دید مکث کردم و با همون لبخند قبلی دارم نگاهش میکنم هول شد و دستپاچه گفت
البته اگه دوست نداری در موردش صحبت کنی اصلا اجباری نیست ببین اینجا اینجوریه که به هرچی میخوای جواب...
حرف هاش رو قطع کردم و گفتم
نه این طور نیست ولی خب نمیدونم
با تعجب نگاهم کرد و گفت
واقعا؟
گفتم نمیدونم چون تا حالا نپرسیدم ولی خب فکر کنم ...
پ.ن: اون روز توی گپ و گفت دوستانه مون من دانسته هایی که خودم فهمیده بودم رو براش توضیح دادم اما میتونستم توی نگاهش بخونم که باور نکرده که جواب اصلی رو نمیدونم:))))
و سوگند به واژه هایی که تایپ میشوند
و صدا هایی که ضبط میشنوند
اما ارسال نه
که حرف هایی هست که جایشان تنها در سینه است ولاغیر
به جای این که خواب هام یه دنیای متفاوت و شگفت انگیز باشن بیشتر تبدیل شدن به یه تابلو که روش بهم نشون میدن که در طول روز بیشتر به چه چیز هایی فکر میکنم
البته فرق خواب اینه که چیز هایی که بهشون فکر میکنم اتفاق میافته ولی در واقعیت تقریبا همون فکر باقی میمونه
اما خب بازم چیز جالبی از آب در نمیاد
این که من دوسِت ندارم جرم من نیست
اشتباه توعه که نتونستی انقدر خوب باشی که من عاشقت باشم
هرچی هم بخوای به همین رفتار های اشتباهت ادامه بدی تا من رو به زور پیش خودت نگه داری هیچی بهتر نمیشه
دوست داشتن اجباری نیست که
میگم انجام این کار رو دوست ندارم
میفرمایند به خودت تلقین کن که دوست داری😊
[لبخند مصنوعی]
توی دنیای کتاب ها محبوب ترین کتاب ها برام رمان های مذهبی هستن که داستانشون مربوط به زمان قدیم باشه
یعنی دوست دارم اون حال و هوای قدیم رو در ذهنم به تصویر بکشه
شما از اینجور کتاب ها سراغ دارید؟
میشه بهم معرفی کنید؟
https://daigo.ir/secret/2187294252