آرزو
- شروع مدارس؟ + نه ممنون، انتظار کشیدن برای شروع مدارس رو ترجیح میدم
از اونجایی که میدونم قراره تا پیدا کردن دوست جدید زجر های فراوان بکشم
این ششمین مدرسه ای هست که من از کلاس اول قراره تجربه اش کنم:)
ولی اولین باریه که انقدر نگرانی دارم
آرزو
- برنامه ات برای سال تحصیلی جدید؟ + تبدیل شدن به یک عدد چایی شیرین:)
واکنش احتمالی دوستان گرانقدر:
- نکه پارسال اصلا پاچه خواری نمیکردی؟
- درخواست پخش دوباره کلاس های فناوری
- نیازه حرف های همکلاسی ها درباره ی تو توی جلسه ی آخر مطالعات رو برات یادآوری کنم؟
- تبدیل؟ نه عزیزم شما از اول چایی شیرینی بیش نبودی
- نکنه درد جامدادی هایی که جلسه ی آخر کلاس علوم به سمتت پرتاب شد رو فراموش کردی؟
- بیچاره همکلاسی های سال آینده ات
علاوه بر این که هیچ وقت زنگ های گوشیم رو دوست نداشتم بلکه از شنیدن شون حالم بد میشه
یعنی من قابلیت این رو دارم که با زنگی که توی بچگیم زنگ گوشیم بود بشینم گریه کنم
پ.ن : چرا یه بچه ی شش ساله باید مجبور باشه که موبایل داشته باشه و اگه گوشیش زنگ بخوره حتما جواب بده و اگه به هر دلیلی جواب نده توبیخ بشه؟
هنوز استرسی که با شنیدن زنگ گوشیم توی بچگیم بهم دست میداد رو فراموش نکردم
چشمم افتاد به کتاب نهجالبلاغه
دستم رو لای برگه هاش گذاشتم و قسمتی از کتاب رو اتفاقی باز کردم
خطبه ی امیرالمؤمنین درباره خفاش باز شد
همونی که توی کتاب ادبیات بود
و حالا باز هم یاد مدرسه و فراگیر شدن غم در وجود را شاهد هستیم
وقتی توی دنیای واقعی آدم ها چیز های جذاب و زیبا وجود داشته باشه مطمئن باشید به این راحتی خودشون رو از فضای خوب اطرافشون منع نمیکنن و توی دنیای مجازی غرق نمیشن
آرزو
وقتی توی دنیای واقعی آدم ها چیز های جذاب و زیبا وجود داشته باشه مطمئن باشید به این راحتی خودشون رو ا
روزی که اینترنت داشته باشم اما به خواست خودم سراغ گوشی نرم
آن روز عید من است:)
جایی که خطر سقوط سنگ از بالای کوه وجود داره پرتاب تیر توی تاریکی اشتباه ترین کار ممکنه
قبل زدن تیر توی تاریکی برسی کنید ببینید اگر تیر به هدف نخوره صرفا فقط به هدف نخورده یا ممکنه خطا رفتن تیر زیان های جبران ناپذیری هم به همراه داشته باشه
وفات حضرت سکینه
غصب خلافت امیرالمؤمنین
حمله به در خانه حضرت زهرا
شهادت حضرت محسن
شهادت امام حسن عسکری
آیا واقعا شروع ماه ربیع الاول مبارک بود؟
دوست دارم به همه بفهمونم
من تنها یک مادر و یک پدر دارم
و از اینکه کس دیگه ای رو به عنوان پدر یا مادر من معرفی میکنید بیزارم
لطفا از حقایق فرار نکنید
اینکه مردم حقیقت رو بدونن بهتر از اینکه با دروغ هاتون به اونها باعث آزار دادن من بشید
البته اگه اذیت شدن من براتون مهم باشه