eitaa logo
ارغوان..؛
24 دنبال‌کننده
0 عکس
0 ویدیو
0 فایل
_ ارغوانم را دیدی سر راه؟! مثل من پیر شده است؟! . . مرا در میان اوراق کتب نهفته در چهاردیواری ام بیاب..🚶🏻‍♀️؛ . . من؟! یک فقره روحِ درگیر درک مفاهیم، محصور در کالبدی زمینی. مکتوبات #ارغوانِ‌سایه
مشاهده در ایتا
دانلود
مردم از دلقک نمی‌ترسند، مردم از آن کسی می‌ترسند که پشت نقابِ دلقک، یک استراتژیست فولادین پنهان کرده است که هرگز نبردهایش را لو نمی‌دهد. آن‌ها می‌ترسند که شما در هر لحظه، بازی را به نفع منطق خود تغییر دهید. 🪶کاتب:
انسان هاکامل نیستند، همه شان ازداخل غمگینند.توی رابطه غم هایشان باهم تصادف می کنند. دراین میان یک آن اختلافات وتروما ها و غم ها نابودشان می کند. اما آن عشق و فهمشان است که میتواند کمک کند هرنفر زخم های دیگری را ترمیم کند، غم های دیگری را شکست بدهد و یک آن به خود می آیند، چه جالب دیگر هیچ دردی نیست(: 🪶کاتب:
به دنبال دنیایی که در آن، فلسفه مغز است، روانشناسی قلب، و تاریخ بدن. 🪶کاتب:
بر این باورم که شغل‌ها نیمه‌ای از شخصیت رو می‌سازن. 🪶کاتب:
پوشش رسانه است، فلسفه دارد. 🪶کاتب:
[Hoshang Ebtehaj]Hoshang Ebtehaj - Arghavan [SevilMusic].mp3
زمان: حجم: 16.2M
۰۵:۲۴ ارغوان شاخه همخون جدا مانده من، آسمان تو چه رنگ است امروز؟!
«دلستر کلاسیک🍾» پرتابش کردم. مسیر پرتابش تا اصابت آخر و در هم شکستنش، حداکثر ۳ ثانیه بود. اما همانند تلخی طعم کلاسیکش که ماندگار بود، تلخی تفسیری که از آن پرتاب در ذهنم نقش بست، به قدری بود که تلخی طعمش را از یادم برد. وقتی شیشه را پرتاب کردم، یک بار که به زمین خورد نشکست! دوباره همانند توپ به هوا برخواست و به زمین خورد، اما باز هم نشکست. جالب بود بار سومی که به زمین خورد، پودر شد! ناگهان ذهنم یخ بست. انگار جنازه پودر شده روحم را جای آن بطری شیشه‌ای دلستر کلاسیک می‌دیدم. این به زمین خوردن‌ها و نشکستن‌هایش مرا به اعماق درونم پرتاب کرد. به اینکه چقدر مرا به زمین کوبیدند و من برخواستم و به خود امید دادم که نه نشکستم. من قوی‌تر از چیزی هستم که نشان می‌دهم. اما درست زمانی که فکر می‌کردم این بار هم اگر به زمین بخورم، نمی‌شکنم، خیلی ناباورانه پودر شدم! آری من قوی بودم، اما شدت فشار لحظات درونم‌ مانده بود و بلاخره با یک ضربه آرام‌تر، با شتاب کمتر، مثل ضربه آخر زمین به همان شیشه پودر شدم. 🪶کاتب:
قوی‌ترین نوع عشق، انتخابی است که با وجود تواناییِ رها کردن، برای ماندن و محافظت از دیگری صورت می‌گیرد. 🪶کاتب: