پارت ۷
Haamim🌚
حامی: مشخص بود نگین داشت از خوشحالی بال درمیآورد😂
نگین!
نگین:جانم
حامی:جانت سلامت . میگم خوشحالی نه ؟🤔
نگین:نه ☺️دارم از خوشحالی میمیرم 🤣
حامی: ایستگاهمو گرفتید بانو🤣
(بعد از رسیدن به محضر برای عقد)
نگین:حامی کف دستام عرق کرده از استرس .وایییییییی الینننننن بهش نگفتیم😤
زنگ میزنم بهش
الوسلام...........
الین:الو سلام قشنگ خانم چه خبر کجایی؟
نگین:الین مرسی خوبم تو خوبی ؟😁
من م......ن..دارم میرم محضر برای عقد یادم رفت بهت بگم ببخشید آدرسو میدم ما هنوز نرسیدیم مامانو بابای حامی اونجان برو🥴
الین:مرسی من نمیاممممم😡. تو بعد از اینکه رفتی خرید و نامزدی کردی به من گفتی واقعاًکه من از خواهر بهت نزدیک تر بودم برو با همون داماد احمق ، بپر دیگه به من زنگ نزن .میدونی قرار بده کی بیام برا اینکه اون لعنتی بیاد خواستگایت؟😡😡😡😡😡
(واکنش نویسنده:ببین الین ی جا گیرت میارم میکشمت 🔪 تو رمان که نگین بشینه سر عذا و ختم تا 🤣🩴)
نگین:چته چیشده چرا سرم داد میزنی (گریه)
مگه من چی کارت کردم فقط یادم رفت بهت زنگ بزنم اینجوری باید جوابمو بدی؟
چرا آخه😭😭😭
حامی:نگ.....ین (بغض)
چته قربونت برم عزیز دلم🥺
نگین:الین سرم داد زد و گفت که به خاطر اینکه یادم رفت بگم که من عقدمه و برای نامزدی و خواستگاری انجام داده نشدمون خبرش نکردم م،میگه دیگه به من نه پیام بده نه زنگ بزن آخه گناه من چیه من شب عقدم باید اینجوری باشم🥺😭
حامی:فدای ی تار موت فدای اون سرت و موهای بلندت به درک .به درک خبر نکردی که خبر نکردی اصن دلت نخواسته خبر بدی
بعدشم درد برات بخوره تو سرم ناراحت نباش نزدیک محضریما اون اشکای خوشگلت و پاک کن که رسیدیم🥺😍
نگین:چشم قربونت برم که تو هر لحظه بهم آرامش میده💗
حامی:بیبلا
(بعد از نشستن سر سفره عقد)
حامی:مامانم و جانا با یگانه (زن کیوان) کِل میزدن. علیرضا و بابامو کیوانو خانی هم دست میزدن خیلی خوشحال بودیم🥰ولی تو چهره نگین غم بود بازم بهش گفتم :نگین جانم ناراحت نباش ک یهو خندید 🤣
نگین:خوب ایستگاهت کردم نه🤣🤣به قول تو اصن به درک
حامی:آره عالیی بود🤣
(بعد از خواندن متن عقد),
عاقد:عروس خانم بنده وکیلم شما را به عقد همیشگی آقای حامی صالحی در بیاورم
نگین:.........
جانا:عروس رفته گل بچینه 💗
عاقد:عروس خانم برای بار دوم بنده وکیلم؟
مامان لیلا:عروس رفته گلاب بیاره
عاقد:برای بار سوم عرض میکنم عروس خانم بنده وکیلم؟
نگین:با اجازه ی بالا سریمو پدر و مادرم که از دست دادم و با اجازه ی بزرگترای جمع.........بلههه🥰😍😘
همه:هوووووووووو مبارکه مبارکه انشا الله به پای هم پیر بشن🤩
حامی:نگین بلاخره مال خودم شدی😍
(پس از پایان عقد و در خانه)
حامی:نگین گشنمه . خستمه بیا بریم لباسا مونو عوض کنیم بعد غذا سفارش بدیم نظرت؟😳
................