جز بدترین حالت ها وقتیه که یکی از مهم ترین آدمهای زندگیت که ازت دوره، حالش بده و تو کاری از دستت بر نمیاد جز خیره شدن به صفحه چت. انگار ناتوان ترین آدمی هستی که از درون داره خودخوری میکنه و هیچ کاری از دستش برنمیاد. و کلی فکر میاد سراغت که نکنه اتفاقی واسش بیوفته، نکنه زیاد گریه کنه چشماش درد بگیره، نکنه سردرد بگیره و نتونه بخوابه، نکنه کسی نباشه بغلش کنه آرومش کنه. در نهایت"ولی تو کنارش نیستی که آرومش کنی"تیر آخرو میزنه.
زمان خیلی زود میگذره و آدم به یه جایی میرسه و حس میکنه به خودش بدهکاره. مهمترین انگیزه همینه شاید. اینکه حداقل همهی تلاشت رو بکنی تا ده پونزده سال دیگه شرمنده خودت نشی.