تَنِ مَن قایق لنگر زده در طوفان است ؛
خودَم اینجا، دلِ مَن پیشِ تو سرگردان است : 💔 )
نمیدونه تمام زندگیم به اون وابسته هست نمیدونه چقد دوسش دارم بدون اون نمیتونم زندگی کنم
حوالی دل؛
نمیدونه تمام زندگیم به اون وابسته هست نمیدونه چقد دوسش دارم بدون اون نمیتونم زندگی کنم
نمیفهمه
هعی بقدری نگرانشم که دارم سکته میکنم