هدایت شده از «بنفشِفراموششده»
من به بندِ تو اسیرم
تو ز من بی خبری؟!
آفرین! معرفت این است
که زِ من میگذری :)
شهریار
یه بار یکی بهم گفت: انتظار داشتن از
آدمی که اولویتش تو نیستی فقط ازت
یه احمق میسازه، من اینو با گوشت
و خونم حس کردم.