فعلا میسازیم چه میشود کرد؟ مگر میشود دنیا را پاره کرد و از داخلش خوشبختی را درآورد ؟
همین هست كه هست .
گرچه همه چیز میگذرد ، اما آدم تا همیشه برای برخی اتفاقات غمگین می ماند،
گویا مهاجريم ، از غمی به غم دیگر .
ای غم ، نمیدانم روز ِرسیدن روزی ِگام ِکه خواهد بود ،
اما درین کابوس ِخونآلود در پیچ و تاب این شب بنبست،
بنگر چه جانهای گرامی رفتهاند از دست.
کاش میشد هیچکس با آدم کاری نداشته باشد تا این روزها در انزوا سپری بشوند ، من کشش روانی و ظرفیت اجتماعی سابق را ندارم
لعنت به زندگی بزرگسالی و مسئولیتها .