مادر خواب دیدم که در باغ سرسبز و پردرختی نشسته ام. نهرهای روان و میوه های فراوان در آنجا وجود داشت. ماه و ستارگان می درخشیدند و من به آن ها چشم دوخته بودم و در باره عظمت آفرینش و مخلوقات خدا فکر می کردم. در مورد آسمان که بدون ستون بالا قرار گرفته است و همچنین روشنی ماه و ستارگان ... در این افکار غرق بودم که ماه از آسمان فرود آمد و در دامن من قرار گرفت و نوری از آن ساطع می شد که چشمها را خیره می کرد. در حال تعجب و تحیر بودم که سه ستاره نورانی دیگر هم در دامنم دیدم. نور آنها نیز مرا مبهوت کرده بود. هنوز در حیرت و تعجب بودم که هاتفی ندا داد و مرا با اسم خطاب کرد من صدایش را می شنیدم ولی او را نمی دیدم گفت:
«فاطمه مژده باد تو را به سیادت و نورانیت. به ماه نورانی و سه ستاره درخشان پدرشان سید و سرور همه انسانهاست بعد از پیامبر گرامی و اینگونه در خبر آمده است.»
هدایت شده از ⚫⚫آرتاگراف
به عباس بن علی(ع) میگویند"کفیل" یعنی کسی که کفالت میکند
کسی که کنارت هست
و کارهایت را درست میکند.
.🥀
پیری که دیده راه به جایی نمی برد
آمد ادای تشنگی اش را در آورد...
#امام_حسین
#محرم
@ArtaGraph | آرتاگِراف
وقتی تمام یاران امام حسین (ع) به شهادت رسیدند و دشمن مشاهده کرد که ایشان تنها مانده است، گروهی از لشکریان به فرماندهی شمر به سمت خیمهگاه اهلبیت (ع) هجوم بردند. در آن لحظات، امام حسین (ع) که بر اثر جراحات فراوان و خونریزی شدید تاب ایستادن نداشت و بر زمین افتاده بود، با شنیدن صدای هیاهوی دشمن که قصد تعرض به حرم را داشت، تمام توان باقیمانده خود را جمع کرد. ایشان به نیزهای شکسته که در کنارش بود تکیه داد و با زحمت و مشقت بسیار از جا برخاست. در حالی که خون از پیکر مبارکش جاری بود، با صدایی بلند فریاد زد: «وای بر شما ای پیروان آل ابوسفیان! اگر دین ندارید و از روز قیامت نمیهراسید، پس در زندگی دنیایی خود آزاده باشید.» امام خطاب به آنان فرمود: «من با شما میجنگم و شما با من میجنگید، اما زنان را گناهی نیست. تا من زندهام، سرکشان و نادانان خود را از تعرض به حرم من باز دارید.»